جدیدترین‌ها

خوش آمدید به انجمن فائزین

برای بهره مندی از تمامی امکانات در انجمن ثبت نام کنید

Ask question

Ask Questions and Get Answers from Our Community

Answer

Answer Questions and Become an Expert on Your Topic

Contact Staff

Our Experts are Ready to Answer your Questions

معناى حديث صحيح

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
تألیف کتاب*های سُنن



مرحله ای که به وسیلة عبدالله دارمی (م ـ 255) آغاز و تا زمان بیهقی (م ـ 458) ادامه یافته است، در آن مرحله کتب (سنن) تألیف گردیده*اند و کتاب سنن در اصطلاح محدثین عبارتست از کتابی که:
اولاً : تمام احادیث آن واجد جمیع شرایط احادیث[1] صحیح باشد، ثانیاً : احادیث[2] آن بر مبنای ابواب فقه از جمله طهارت، نماز و زکات و روزه و ... طبقه*بندی شده باشد، ثالثاً : احادیث موقوفه که در نهایت به صحابی منتهی می*گردد، در میان احادیث آن وجود نداشته باشد، زیرا روایتی که در نهایت به صحابی منتهی گردد، و از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت نشده باشد نمی*توان آن را سنت[3] رسول*الله صلی الله علیه و سلم نامید و از (سنن) به شمار آورد.
در بین کتاب*های سنن، سنن نسائی و ترمذی و ابن ماجه و ابوداود، در جوامع اسلامی به حدی مورد قبول واقع شده*اند که آنها را در ردیف[4] (صحیحین) بخاری و مسلم قرار داده و آن چهار سنن را با بخاری و مسلم (صحاح سته) می*نامند و اینک توضیح مختصر و مفیدی دربارة این چهار کتاب سنن و بقیه کتاب*های سنن:
1- ابوداود، سلیمان*بن اشعث سجستانی مکنی به (ابوداود) در سال 202 متولد گشته[5] پس از کسب معلومات در محل سکونت خود برای تکمیل آن به حجاز و شام و مصر و عراق و جزیره و ثغر و خراسان سفر کرده[6]، و در محضر اساتید بزرگواری امثال ابوعمر ضریر، و مسلم*بن ابراهیم، وقعنبی، و عبدالله بن رجا، و ابوالولید طالبی تلمذ نموده است[7] و شخصیت*های اهل فضل نیز امثال ترمذی و نسائی و فرزندش ابوبکربن داود، و ابوعوانه، و ابوبشر دولابی، و ابواسامه محمدبن عبدالملک و جمعی دیگر از محضر او مستفیض[8] شده*اند.
ابوداود دارای آثار و تألیفات بسیار مفید و مهمی است که از مهمترین آنها در علوم قرآن کتاب «المصاحف» و در حدیث کتاب سنن اوست، و ابوداود دربارة سنن خود گفته است: «بعد از آنکه پانصد هزار حدیث پیامبر صلی الله علیه و سلم را نوشته بودم، در میان آنها چهار هزار و هشتصد حدیث[9] را برگزیدم، که شامل احادیث صحیح و شبه صحیح و قریب به صحیح بود، اما در هر حدیثی که ضعفی را در آن مشاهده کرده*ام، آن را بیان نموده*ام». «به کشف الظنون، ج 2، قائمه 1004 مراجعه شود».
شرط ابوداود در انتخاب احادیث این بود که از افرادی که به اتفاق علمای (علم الرجال) مورد تضعیف[10] قرار گرفته*اند، حدیثی روایت نشود، و اگر احیاناً حدیثی از جهتی مشکل داشت آن را بیان کرده است، و با توجه به دقت و اهتمامی که در انتخاب احادیث آن سنن به عمل آمده است، سنن ابوداود، در میان کتب صحیح از یک موقعیت ممتازی برخوردار[11] است و پس از صحیحین (بخاری و مسلم) معتبرترین کتاب حدیث[12] به شمار می*آید.
این کتاب به روایات متعددی در اختیار دانشمندان قرار گرفته، در بین این روایات، به روایت ابولؤلؤی[13] انتشار یافته است و شرح*های زیادی بر آن نوشته شده که قدیمی*ترین آنها شرح ابوعثمان خطائی (م ـ 388) معروف به معالم[14] السنن است ابوداود سجستانی در شانزدهم شوال سال 275 در بصره متوفی گردید و در آنجا به خاک سپرده شد[15]. فرهنگ*های فارسی نوشته*اند: سجستان قسمتی از استان «بلوجستان و سیستان» است در قدیم آن را «ساگاستان» سرزمین ساگ*ها و سگستان «معرّب آن سجستان» و زابلستان گفته*اند.

سُنن ترمُذی محدّث
محمد بن عیسی[16] ترمذی، در محضر پرداخته از جمله قتیبه*بن[17] سعید، ابومصعب، ابراهیم بن عبدالله هروی، اسماعیل*بن موسی، محمدبن عبدالملک و شخصیت*های اهل فضل نیز از محضرش مستفیض شده*اند از جمله: مکحول بن فضل، محمدبن محمود، حمادبن شاکر، عبدبن محمد نسفیون و هیثم بن کلیب شاشی و ابوعبدالله[18] بخاری.
ترمذی ابوعیسی از حیث قدرت حافظه از نوابغ روزگار به شمار آمده است، و به عنوان نمونه خود گفته است: «دو جزء از احادیث یکی از اساتید حدیث را نوشته بودم، و در راه سفر به مکه مکرمه اتفاقاً به خدمت آن استاد رسیدم، و دفتری[19] را که خیال می*کردم آن دو جزء را در آن نوشته*ام بیرون آوردم و به استاد عرض کردم می*خواهم شما احادیث این دو جزء را برایم بگویید و من در حال مطالعة آن دو جزء آنها را استماع کنم، و لحظاتی که استاد خواندن احادیث را آغاز کرد و من به دفترم مراجعه کردم معلوم شد آن دو جزء در منزل به جا مانده است و من دفتر سفید را مطالعه می*کردم استاد وقتی این حال را مشاهده کرد به شدت عصبانی شد و گفت از من شرم نمی*کنی؟ ناچار وضعیت[20] را برایش توضیح دادم و گفتم نگران نباشد هر چه گفته*ای[21] فوراً حفظ کرده*ام و نگذاشته*ام زحمت خواندن تو بیهوده شود، استاد گفت بگو ببینم همه را حرف کرده*ای وقتی آن احادیث را مرتب برایش خواندم بیشتر عصبانی شد و گفت تو قبل از اینکه به من برسی از جزوه*ها این احادیث را حفظ کرده بودی به او گفتم شما مجموعه احادیث دیگری را که در آن جزوه*ها نیستند برایم بخوانید، استاد یک مجموعه احادیث دیگر را برایم خواند و گفت حالا بگو ببینم آنها را حفظ کرده*ای؟ و وقتی من این مجموعه از احادیث را به همان صورت که استاد گفته بود بازگو نمودم، استاد راضی شد و حالت عصبانیت او به حالت مسرت و تحسین[22] مبدل گردید.
سنن ترمذی به «الجامع الصحیح»[23] معروف است و دلیل این لقب (الجامع) این است که روایات سنن ترمذی منحصر به روایات فقهی نبوده، بلکه جامع احادیث فقهی و اعتقادی و تاریخی و ... است.
سنن ترمذی در حدود (5000)[24] پنج هزار حدیث را در خود جای داده و در ذیل این روایات مطالبی با ارزش از جهت فقه الحدیث و یا جرح و تعدیل*های رجالی به چشم می*خورد، ترمذی خود دربارة اهمیت کتابش گفته است: «پس از تألیف آن را بر علمای حجاز و عراق و خراسان عرضه[25] نمودم و عموماً آن را پسندیده و مورد وثوق دانستند» و بار دیگر دربارة اهمیت آن گفته است: «کسی که این کتاب را در خانه*اش داشته باشد، مانند این است که پیامبری در خانة او در حال تکلم و سخن گفتن[26] است».
از امتیازات دیگر این کتاب این است که پس از ذکر هر حدیثی به بیان نوع آن حدیث پرداخته و صحت یا ضعف آن را برای خواننده بیان کرده است و معروف است که وی نخستین[27] کسی است که اصطلاح «حسن» را به عنوان نوع جدیدی از حدیث ابداع نموده است و قبل از او حدیث فقط به صحیح و ضعیف[28] تقسیم می*گردید، و یکی دیگر از تألیفات مهم او در رابطه با احادیث کتاب «العلل» است که آن را در سمرقند تألیف نموده است. این محدث نامور[29] و کم*نظیر بعد از اتمام کارهای یک محدث از سفر به مناطق دور و نزدیک و استماع*ها و سماع*ها و تعلیم و تألیف*ها در اواخر عمر از بینایی[30] محروم گردید و در شب دوشنبه سیزدهم رجب سال (279) در ترمذ[31] (از شهرهای قدیم ماوراءالنهر در ساحل رود جیحون و شمال بلخ جزو جمهوری تاجیکستان) متوفی گردید.

ادامه دارد........

[1]- الرسالة المستطرفه، محمدبن جعفر کتانی، بخش کتاب*های سنن.
[2]- همان.
[3]- همان.
[4]- سنن نسائی، شرح سیوطی، ج 1، ص 5.
[5]- تذکرة الحفاظ، ج 2، ص 591 و البدایه و النهایه، ج 11، ص 58 و 89.
[6]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 591 و 593 و البدایه و النهایه، ج 11، ص 58 و 59.
[7]- همان.
[8]- همان.
[9]- همان.
[10]- اصول الحدیث، علومه و مصطلحه، محمد عجاج خطیب، ص 321.
[11]- همان.
[12]- همان.
[13]- مختصر علوم الحدیث، ابن کثیر.
[14]- کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 2، قائمه 1005.
[15]- البدایه و النهایه، ج 11، ص 59 و تذکرة الحفاظ، ج 2، ص 593.
[16]- تذکرة الحفاظ، ج 2، ص 634 و 635 و به البدایه و النهایه، ج 11، ص 71 نیز مراجعه شود.
[17]- همان.
[18]- همان.
[19]- همان.
[20]- همان.
[21]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 635.
[22]- همان.
[23]- کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 1، قائمه 559 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 11، ص 71 و تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 634.
[24]- همان.
[25]- همان.
[26]- همان.
[27]- اصول الحدیث علومه و مصطلحه، محمد عجاج خطیب، ص 331.
[28]- همان.
[29]- البدایه و النهایه، ج 11، ص 72.
[30]- همان.
[31]- همان.

به نقل از: تاریخ حدیث و ضبط و ثبت احادیث، تألیف : استاد فاضل حاج ملاعبدالله احمدیان
 
آخرین ویرایش:

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0

سُنن نسائی
نسائی یعنی احمدبن شعیب خراسانی، در سال (215)[32] متولد گردیده، بعد از کسب معلومات در خراسان برای تکمیل آن به عراق و حجاز و مصر و شام و جزیره سفر کرده است[33]. و از محضر اساتید بزرگواری همچون «قتیبه*بن سعید و اسحاق *بن راهویه، و هشام*بن عمار، و عیسی*بن رغبه، و محمدبن نصر مروزی» کسب فیض نموده است[34]، و در آگاهی از احادیث و حفظ و روایت آن به فوق تخصص نایل گشته و برای تعلیم و افاضه در مصر سکونت گزیده است، و از شخصیت*های اهل فضل جمع زیادی در محضر او مستفیض شده*اند از جمله: «ابوبشر دولابی، ابوعلی حسین، و حمزه کتانی، و حسن*بن خضر سیوطی[35] و ابوالقاسم طبرانی و غیره».
سنن نسائی که آن را «مجتبی» نامیده مشتمل بر (5761) حدیث صحیح و برگزیده از تألیف بزرگتر نسائی بنام «السنن الکبری» است توضیح اینکه نسائی در آغاز کتاب مفصلی از احادیث پیامبر صلی الله علیه و سلم را تألیف نمود و آن را «السنن الکبری»[36] نامید و به عنوان ارمغان برای فرمانروای رمله (یکی از شهرهای فلسطین) فرستاد[37]، و چون فرمانروا از نسائی پرسید[38] آیا همة روایات این کتاب احادیث صحیح است؟ نسائی در جواب گفت: در این کتاب احادیث صحیح و احادیث حسن و احادیث نزدیک به این دو نوع گردآوری شده است، فرمانروای رمله از او خواست که در یک کتاب مجرد احادیث صحیح را استخراج کند، نسائی به این کار مبادرت نمود و پس از تلخیص سنن کبری و تجرید احادیث صحیح، آن را «مجتبی» نامید (سنن نسائی، شرح سیوطی، ج 1، ص 5).
نسائی در انتخاب احادیث صحیح مجتبی، نسبت به بخاری و مسلم شرایط سخت*تری[39] را اعمال می*کرد، و بعداً یکی از صحاح ششگانه به شمار آمده است[40]. و برخی از محدثین معتقدند که سنن نسائی از جهت صحت روایات و تنظیم ابواب فقهی همتای سنن ابوداود و از حیث اعتبار در مرتبة بعد از آن قرار دارد[41]. سنن نسائی به کثرت تکرار نیز معروف و حتی یک حدیث (حدیث نیت) شانزده بار در آن تکرار گردیده است.[42]
نسائی هنگامی که در راه حج به شهر دمشق رسید، و می*دید که جمع زیادی نسبت به علی مرتضی هیچ ارادتی نداشتند، کتابی را بنام «خصایص علی» نوشت تا مردم شهر را نسبت به امام علیu ارادتمند نماید، و وقتی مردم شهر به او پیشنهاد کردند که در فضایل و خصایص معاویه هم کتابی را بنویسید در پاسخ گفت: چه حدیثی را در فضیلت معاویه روایت کنم؟ مگر همین حدیث که پیامبر نسبت به او فرمود: «اللهم لاتشبع بطنه»[43] یعنی: «خدایا شکمش را سیر نکن» و مردم شهر همین رفتار و گفتار او را بر سنی*ستیزی و تمایل او به تشیّع حمل کرده و به طور دسته*جمعی او را کتک زدند و از شهر اخراج نمودند، و او را به رفتن به مکه مجبور کردند و در آنجا در شعبان سال (303) متوفی گردید و در بین صفا و مروه به خاک سپرده شد.
[32]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 698 و 699 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 11، ص 131 و 132.
[33]- همان.
[34]- همان.
[35]- همان.
[36]- کشف الظنون، ج 2، ص (1006) ضمن نقل آن را «السنن الکبیر» نام برده است اما «السنن الکبری» مناسب*تر است.
[37]- همان.
[38]- سنن نسائی، شرح سیوطی، ج 1، ص 5.
[39]- همان.
[40]- همان.
[41]- اصول الحدیث، معلومه و مصطلحه، ص 325.
[42]- علم الحدیث، ص 54.
[43]- استیعاب ابن عبدالبر، هامش الاصابه، ج 2، ص 401.
ادامه دارد.......

 

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0

سُنن دارمی
عبدالله بن عبدالرحمن مکنی به ابومحمد دارمی سمرقندی در سال 181 متولد گردیده، و بعد از کسب علوم و معارف در محل تولدش برای تکمیل آن راهی خراسان و کوفه و بصره و شام و مکه و مدینه گشته، و از محضر فضلای امثال نضربن شمیل و یزیدبن هارون و معیدبن عامر و جعفربن*عون، و زیدبن یحیی، و وهب*بن جریر، مستفیض گشته است و محدثین نام*آوری امثال مسلم و ابوداود و ترمذی و مطین و جعفر فریابی و عمربن بجیر و نسائی و عبدالله بن احمدبن حنبل و غیره از محضر او مستفیض شده*اند، و کتاب*های بسیار مفید و سودمندی را در تفسیر و حدیث تألیف نموده است که مهمترین آنها مسند معروف به «سنن دارمی» است و همان*گونه که قبلاً گفتیم دارمی نخستین محدث است که به سبک سنن کتاب حدیث نوشته است و سنن درامی نخستین سنن در میان محدثین است، این محدث بزرگوار روز ترویه (هشتم ذیحجه) سال 255[55] متوفی گردیده است.

سُنن دارقطنی
علی* بن عمربن احمد دارقطنی[56] در سال (306) در بغداد و در محلة دارقطن متولد گشته، و بعد از کسب معلومات در بغداد، برای تکمیل آن به بصره و کوفه و واسط سفر نموده و در دوران کهولت به مصر و شام سفر کرده است، و در محضر اساتید بزرگواری همچون بغوی و ابن داود، و ابن صاعد و حضرمی و ابن درید و ابن نیروز و جمع دیگر مستفیض گردیده[57]، و از محضر او نیز شخصیت*های نام*آوری امثال حاکم نیشابوری و ابوحامد اسفرائینی و تمام رازی و عبدالغنی ازدی و ابوبکر برقانی و ابونعیم اصفهانی و جمع دیگر مستفیض شده*اند[58]. و حاکم نیشابوری از حیث حافظه و فهم و ورع او را یگانة روزگار شمرده[59] و گفته است دارقطنی در عصر خود بی*نظیر بوده و همتای او بر روی زمین وجود نداشته است، دارقطنی کتاب*های بسیار مفید و مهمی را تألیف نموده و مهمترین آنها «السنن» دارقطنی در احادیث است، دارقطنی در هفتم ذیقعده سال 385[60] متوفی گردیده است.

سُنن بیهقی
احمد بن حسین بن علی* بیهقی[61] در سال 384 متولد گشته، و در محضر ابوعبدالله حاکم نیشابوری و ابوطاهربن جحمش و ابن فورک و روزباری و هلال*بن محمد و جناح ابن نذیر و اساتید بزرگوار دیگر در خراسان و بغداد و کوفه و حجاز مستفیض گردیده[62]، و از حیث تألیف و آثار مفید و مهم و بی*سابقه و کم *سابقه نظیر او پیدا شده است و برخی از آن تألیفات عبارتند از: «کتاب اسماء و صفات دو جلد و سنن کبیر ده جلد[63] و سنن و آثار چهار جلد، و شعب ایمان دو جلد و دلایل النبوه سه جلد، و سنن صغیر دو جلد و آداب یک جلد، و نصوص شافعی سه جلد، و زهد یک جلد، بعث یک جلد و معتقد یک جلد، و مدخل یک جلد، دعوات یک جلد، ترغیب و ترهیب یک جلد، خلافیات دو جلد، اربعون کبری و اربعون صغری، و مناقب شافعی یک جلد و مناقب احمد یک جلد و کتاب اسری و کتب بسیار دیگر و از همه مهمتر همان سنن کبیر اوست که ده جلد است.
بیهقی در اواخر عمر از بیهق (سبزوار فعلی) به نیشابور رفت و پس از مدتی در جمادی الاولی سال 458 در نیشابور[64] متوفی و جنازه*اش
به بیهق انتقال داده شد و در آنجا به خاک سپرده شد.
[44]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 636 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 11، ص 56 و هدیة العارفین، اسماعیل باشا، ج 6، ص 18.
[45]- همان.
[46]- همان.
[47]- همان.
[48]- همان.
[49]- بحوث فی تاریخ السنة المشرفه، ضیاء العمری، ص 245.
[50]- همان.
[51]- اصول الحدیث علومه و مصطلحه، محمد عجاج خطیب، ص 327. طبق همین مرجع ابن اثیر جزری (م ـ 606) ورزین معاویه (م ـ 535) هر دو موطا را بر سنن ابن ماجه ترجیح داده*اند.
[52]- طبق اصول الحدیث علومه و مصطلحه، ص 299، ابن حجر عسقلانی، سنن دارمی را بر سنن ابن ماجه ترجیح داده.
[53]- اصول الحدیث، ص 327.
[54]- مقدمه سنن نسائی، ج 1، ص 5.
[55]- همان.
[56]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 3، ص 991 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 11، ص 338.
[57]- همان.
[58]- همان.
[59]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 3، ص 991 و 992 و البدایه و النهایه، ج 11، ص 338. توجه: ذهبی تولدش را (306) نوشته: و ابن کثیر در البدایه و النهایه عمرش را (77) نوشته.
[60]- همان.
[61]- تذکرة الحفاظ، ج 3، ص 1132 و البدایه و النهایه، ج 12، ص 100.
[62]- همان.
[63]- همان.
[64]- همان.

به نقل از: تاریخ حدیث و ضبط و ثبت احادیث، تألیف : استاد فاضل حاج ملاعبدالله احمدیان
 

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0

علم رجال الحدیث:

علمی است که به شناسایی و شناخت احوال راویان حدیث می پردازد، و از تحقق شرایط راوی یعنی (اسلام و عدالت و عقل و حافظه) در تک تک راویان حدیث بحث می*کند. پس این علم از اهمیت زیادی برخوردار است چنانکه گفته می شود که سهم آن در خدمت رسانی به علم الحدیث، نصف می باشد. چرا که می دانیم حدیث شامل دو قسمت سند و متن است، و سند از سلسله راویانی که حدیث را برای ما نقل می کنند تشکیل شده است، و علم رجال به معرفی و شناخت این راویان می پردازد.
علما تصنیفات مختلفی را در این علم داشته اند، از جمله در مورد اسماء صحابه و یا ثقات (راویان مورد اعتماد) و ضعفا و جاعلان حدیث و غیره.. و اولین کسی که به اشتغال در این علم و تصنیف کتاب در آن شناخته می شود؛ امام محمد بن اسماعیل بخاری است که کتاب «الکُنی» را به نگارش درآورد. همچنین ابن سعد (متوفی 230) کتاب خود با عنوان «الطبقات الکبری» به نگارش درآورد که مشتمل بر 15 جلد می باشد. در قرن پنجم هجری امام ابن عبدالبر (متوفی 436) کتاب «الإستیعاب في معرفة الأصحاب» را تصنیف کرد، و امام ابن الاثیر در قرن هفتم (متوفی 630) کتاب مهم خود را با عنوان «اُسد الغابة في أسماء الصحابة» را تصنیف کرد، اما وی در این کتاب افرادی را داخل نمود که جزو صحابی نبودند.[2]و حافظ ابن حجر نیز کتاب «الإصابة فی تمییز الصحابة» را به نگارش درآورد که از جمله مهمترین و پر ثمرترین کتابها در شناخت اسماء صحابه می باشد و شاگردش جلال الدین سیوطی آن کتاب را مختصر نمود و آنرا «عین الاصابة» نام گذاشت.
عده*ای در تألیفات خود فقط «ضعفاء» و افراد بدنام را شناسایی کرده*اند، تا مردم از قبول احادیث روایت شده ی آنان پرهیز کنند، مانند یحیی*بن معین (متوفی 223) و علی*بن مدینی (متوفی 234) و محمدبن اسماعیل بخاری (متوفی 256) در کتاب «الضعفاء الکبیر» و نسائی (متوفی 303) در کتاب «الکامل فی ضعفاء الرجال».
و عده*ای در تألیفات خود فقط به شناسایی افراد مورد وثوق پرداخته*اند و تحت عنوان «الثقات» کتاب*هایی را تألیف نموده*اند، تا مردم با اطمینان خاطر، احادیث روایت شده ی آنان را قبول کنند؛ مانند ابوالحسن احمدبن عبدالله عجلی (متوفی 261) و ابوالعرب محمدبن احمد تمیمی (متوفی 333) و احمدبن حبان بستی (متوفی 354) در کتاب*های «الثقات» و «مشاهیر علماء الامصار» و عمربن احمدبن شاهین (متوفی 385) و در قرن نهم زین*الدین قاسم حنفی (متوفی 876) کتاب*هایی در بیان «ثقات» نوشتند.
و برخی از رجالیون تنها به بررسی رجال برخی از کتب حدیث پرداخته*اند و در این زمینه بررسی رجال راوی صحیح بخاری و صحیح مسلم از رجال بقیة کتب چشمگیرتر است، از جمله کتاب: «التعدیل و التجریح لمن روی عنه البخاری فی الصحیح» تألیف سلیمان*بن خلف ماجی (متوفی 474) و کتاب «رجال صحیح مسلم» تألیف احمد بن علی (متوفی 428) و کتاب «رجال البخاری و مسلم» تألیف دارقطنی (متوفی 385) و کتاب «الجمع بین رجال الصحیحین» تألیف ابونصر کلاباذی (متوفی 398) و کتاب دیگر باز به نام «الجمع بین رجال الصحیحین» تألیف محمدبن طاهر مقدسی (متوفی 507) و همچنین حاکم نیشابوری (متوفی 404) و هبة*الله بن حسن لالکالی، هر یک کتابی را در بررسی رجال بخاری و مسلم نوشته*اند.
در بررسی رجال کتاب*های حدیث دیگر نیز کتاب*های نوشته شده*اند از جمله کتاب «التعریف برجال الموطأ» تألیف محمدبن یحیی (متوفی 416) و کتاب «تسمیة شیوخ ابی*داود» تألیف حسین*بن محمد (متوفی 498) و کتاب «الکمال فی معرفة الرجال» تألیف عبدالغنی مقدسی (متوفی 600) که مشتمل بر رجال صحاح سته است و در اوایل قرن هشتم یوسف زکی مزی (م ـ 746) با تألیف کتاب «تهذیب الکمال» به تکمیل آن کتاب اقدام نمود، سپس هر یک از ذهبی (متوفی 748) و ابن حجر عسقلانی (متوفی 852) در کتاب*های تحت عنوان « تهذیب التهذیب» به تلخیص و ویرایش کتاب مزی پرداختند.

زیرنویسها:
[1] - نگاه کنید به: تاریخ حدیث و ضبط و ثبت احادیث؛ استاد عبدالله احمدیان، ص 153، لمحات في أصول الحدیث؛ دکتر محمد ادیب صالح، ص 75.
[2] - یعنی مؤلف در چندین مورد، غیر صحابی*ها را صحابی شمرده است ولی امام ذهبی در کتاب «التحریر» آنان را مشخص کرده و این نقص را هم برطرف نموده است. ‏


از کتاب:
مصطلح الحدیث، مؤلف: علامه محمد بن صالح العثيمين، ترجمه و تعليق و اضافات: محمد عبداللطيف

مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
IslamWebPedia.Com
 
آخرین ویرایش:

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
علم غریب الحدیث

علمی است که در آن به کشف معانی الفاظ احادیث که بر بسیاری از مردم مخفی مانده است می پردازد، خصوصا بعد از آنکه زبان غیر عربی نیز با زبان عربی اختلاط یافت و لذا ضرورت فهم حدیث و کشف معانی آن موجب شد تا علما به تصنیف این علم بپردازند، پس تصنیفاتی را در این علم به نگارش درآوردند که علم غریب الحدیث نامیده شد. و اولین کسی که در این علم تصنیف کرد؛ ابوعبیده معمر بن المثنی (متوفی 210) بود. سپس ابوالحسن النضر بن شُمیل المازنی (متوفی 204) کتابی بزرگتر از کتاب ابوعبیده تالیف کرد و بعد از او نیز عبد الملک بن قریب إصمعی (متوفی 216) کتاب مفیدی را به نگارش درآورد که در آن اضافاتی را بر کتاب ابوعبیده آورده است. همچنین ابوعبید قاسم بن سلام (متوفی 223) کتاب مشهور خود را با نام «غریب الحدیث» به نگارش درآورد که کتابش به عنوان الگویی برای سایر علما مبدل گشت. از جمله کتابهای دیگر در این علم عبارتند از:
«الفائق في غریب الحدیث» تالیف زمخشری (متوفی 538).
«النهایة فی غریب الحدیث و الأثر» تالیف مجدالدین مبارک معروف به ابن اثیر (متوفی 606). کتاب او به شهادت امام سیوطی بهترین و معروفترین کتاب در این علم است که در چهار جلد نگارش شده است و خود امام سیوطی کتاب «النهایة» را تلخیص نموده با عنوان «الدر النثیر».
بهترین تفسیر برای الفاظ غریب، روایتهای دیگری است که بعنوان مفسَّر روایت غریب آمده اند؛ مثل روایت عمران بن حصین رضی الله عنه در مورد نماز مریض ؛ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «صلِّ قائماً فإن لم تَسْتطع فقاعداً فإن لم تستطعْ فعلى جَنْبٍ وإلا فأَوْم».[2] یعنی: ایستاده نماز بخوان، اگر نتوانستی، نشسته، و اگر نتوانستی پس بر پهلو و ‏درغیر این صورت با اشاره (نماز بخوان). حال در این حدیث عبارت «فعلی جَنبٍ»‏ (بر پهلو)، مشخص نیست که پهلوی راست است یا چپ و کیفیت دقیق آن مشخص نشده است، اما حدیث دیگری وجود دارد که این عبارت را تفسیر نموده است و آن روایت علی رضی الله عنه است که لفظ آن بصورت: «علی جَنبه الأیمن مستقبل القِبلة بوجهه»[3] است. یعنی: بر روی پهلوی راستش و صورتش رو به قبله (نماز بخواند).

زیرنویسها:
[1] - نگاه کنید به: لمحات في أصول الحدیث؛ دکتر محمد ادیب صالح، ص 79 ، و تیسیر مصطلح الحدیث؛ دکتر محمود طحان، ص 153.
[2] - روایت بخاری.
[3] - سنن دارقطنی.


از کتاب:
مصطلح الحدیث، مؤلف: علامه محمد بن صالح العثيمين، ترجمه و تعليق و اضافات: محمد عبداللطيف

مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
IslamWebPedia.Com
 

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
علم ناسخ و منسوخ حدیث[1]:

مؤلف: علامه محمد بن صالح العثيمين
ترجمه و تعليق و اضافات: محمد عبداللطيف

هرگاه امکان جمع بین دو حدیث متعارض وجود نداشت، مرحله ی بعد از آن برای زدودن این تعارض؛ شناخت ناسخ و منسوخ آنها است. در این مرحله ناقد به جستجو می پردازد تا بداند که کدامیک از دو حدیث متقدم و کدام متأخر است؛ حدیثی که بعنوان متقدم شناخته شود حکم به منسوخ شدن آن می شود و به حدیث متاخر نیز بعنوان ناسخ عمل می شود؛ زیرا بر طبق قاعده: حدیث متأخر، متقدم را نسخ می کند. علم ناسخ و منسوخ حدیث به بررسی اینگونه احادیث متعارض و شناخت متقدم و متأخر آنها می پردازد.
اما ناسخ حدیث و منسوخ آن بوسیله ی یکی از امورات زیر شناخته می شود[2]:
الف- گاهی شناخت ناسخ از منسوخ با نص صریح از سوی شارع فهمیده می شود؛ مثلا رسول خدا صلی الله علیه وسلم به آن تصریح می نماید چنانکه می بینیم در حدیث بُریده از فرموده ی پیامبر صلی الله علیه وسلم آمده که: «کُنْتُ نَـهَیْـتُکُمْ عَنْ لُحُوْمِ الْأَضاحِی فَوْقَ ثَلاثٍ لِیَـتَّسِعَ ذُوالطَّوْلِ عَلی مَن لَّا طَوْلَ لَهُ فَکُلُوْا ما بَدَا ‏لَکُمْ وَ أَطْعِمُوْا وَادّخِرُوْا»[3]. یعنی: من شما را از (خوردن) گوشت قربانی بیشتر از یک سوم منع کردم تا فراخ دستان بر تنگ دستان وسعت و فرخی بخشند، پس حالا هر آنچه که به شما می رسد (از آن) بخورید و از آن به دیگران نیز بدهید و از آن ذخیره کنید.
این حدیث، نص صریحی در نسخ حکم نهی از خوردن گوشت قربانی است.
ب- گاهی ناسخ بوسیله ی قول صحابی شناخته می شود، و صحابه از جمله لایق ترین افرادی هستند که می توانند خبر از نسخ بدهند، زیرا آنها شاهد نزول وحی و اقوال و افعال رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده اند و از تاریخ تأخر و تقدم احادیث بهتر از هرکس دیگری شناخت دارند. مثلا این قول جابر بن عبدالله رضی الله عنه که گفت: «کان آخر الأمرین ترک الوضوء مما مسَّت النار».[4] یعنی: آخرین امر مابین گرفتن وضوء و نگرفتن آن بخاطر خوردن غذایی که با آتش تماس یافته، نگرفتن وضوء است. از این گفته ی جابر رضی الله عنه در می یابیم که وضوء گرفتن بخاطر خوردن غذایی كه با آتش تماس داشته منسوخ است و ناسخ، وضو نگرفتن بخاطر آن است.
ج- بوسیله ی شناخت تاریخ و سیره؛ یعنی توسط شناخت زمان ورود هر یک از دو حدیث متعارض می توان پی به تقدم و تأخر آنها برد و لذا ناسخ از منسوخ شناخته شود. چنانکه در حدیثی که رافع بن خدیج رضی الله عنه و دیگران از رسول خدا صلی الله علیه وسلم روایت کرده اند که ایشان نزد مردی رفتند که در رمضان حجامت کرده بود، به وی فرمود: «أَفْطَرَ الحاجِمُ والمَحْجُوم».[5] یعنی: روزه ی حجامت كننده و حجامت شونده هر دو باطل است. حال بر طبق این حدیث کسی که در حالت روزه حجامت کند روزه اش باطل می شود، اما حکم این حدیث با روایت دیگری از ابن عباس رضی الله عنهما نسخ شده است؛ چنانکه از او روایت است: «أَنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه وسلم احْتَجَمَ وَهُوَ مُحْرِمٌ وَاحْتَجَمَ وَهُوَ صَائِمٌ».[6] یعنی: پیامبر صلی الله علیه وسلم در حال احرام و همچنين زمانی كه روزه بود، حجامت نمود. حال جمهور علما گفته اند که بر طبق روایت ابن عباس حجامت موجب باطل شدن روزه نمی شود، زیرا حدیث ابن عباس بر حدیث رافع تأخر زمانی دارد چنانکه در بعضی طرق دیگر آمده که این اتفاق مربوط به حجة الوداع است ولی روایت رافع مربوط به زمان فتح مکه می باشد، پس بر طبق قاعده روایت ابن عباس ناسخ روایت رافع خواهد شد و به آن عمل می شود، یعنی حجامت موجب ابطال روزه نیست و جمهور گفته اند که حجامت جایز است مگر آنکه موجب ضعف و سستی روزه*دار شود که در ‏آنصورت* کراهت دارد.‏ والله اعلم[7]
د- گاهی ناسخ از منسوخ بوسیله ی دلالت اجماع شناخته می شود؛ مانند حدیث: «من شرب الخمر فاجلدوه فان عاد في الرابعة فاقتلوه».[8] یعنی: هر کس شراب نوشید وی را تازیانه زنید اگر برای بار چهارم تکرار کرد وی را بکشید.
امام نووی در مورد این حدیث می گوید: اجماع دلالت بر نسخ آن دارد.
اجماع نه نسخ کننده است و نه نسخ شونده، اما بر ناسخ دلالت می کند.
شناخت ناسخ حدیث و منسوخ آن، از فنون مهم و سختی می باشد که هر فقیهی به شناخت آن نیاز دارد. چنانکه زهری گفته: «فهیم ترین فقها و ناتوان ترین آنها هم بایستی که ناسخ حدیث را از منسوخ آن بشناسند».[9]
از جمله مشهورترین و بارزترین کسانی که در این علم ید طولا و سابقه ی اولی داشته اند؛ امام محمد بن ادریس شافعی رحمه الله است. وی در کتابش «الرسالة» که درباره ی اصول فقه است اولین کسیست که در مورد ناسخ و منسوخ بین احادیث متعارض تکلم کرد. همچنین از جمله افراد دیگری که در این علم تصنیف داشته اند: قاضی تنوخی ابو احمد بن اسحاق انباری (متوفی 318)، و محمد بن بحر اصفهانی (متوفی 322)، و ابو محمد قاسم بن اصبغ قرطبی (متوفی340)، و ابو حفص عمر بن شاهین بغدادی (متوفی 385) هستند. همچنین ابوبکر محمد بن موسی حازمی همدانی (متوفی 584) کتابش را با عنوان «الإعتبار في الناسخ و المنسوخ من الأخبار» تصنیف کرد. و امام احمد بن حنبل نیز کتابی را با عنوان «الناسخ و المنسوخ» دارد، و امام ابن جوزی هم کتابی با نام «تجرید الاحادیث المنسوخة» تصنیف کرده است.

زیرنویسها:
[1] - نگاه کنید به: تیسیر مصطلح الحدیث؛ ص 51-49، لمحات في أصول الحدیث؛ دکتر محمد ادیب صالح، ص 84-86.
[2] - نسخ در لغت به دو معنا است: به معنای ازمیان بردن و زدودن است، مثلا گفته می شود: « نَسَخَتِ الشمسُ الظلَّ» (خورشید سایه را زدود). و به معنای نقل شیئی از مکانی به مکان دیگر نیز می باشد، مثلا گفته می شود: «نَسختُ الکتاب» (یعنی کتاب را نسخه برداری کردم؛ هرگاه مطالب آنرا بازگو یا نوشتم). پس ناسخ نیز حکم منسوخ را محو و از میان می برد یا حکم آنرا به حکم دیگری منتقل می کند.
[3] - روایت امام احمد و مسلم و ترمذی (1430).
[4] - روایت ابوداود.
[5] - ابوداود (2367) وابن ماجه (1679) و البانی در صحيح ابی داوود (2074).
[6] - ‏بخارى (1938)‏.
[7] - اما بعضی دیگر از علما این رأی را صحیح ندانسته اند و گفته اند حجامت باعث ابطال روزه ‏می شود، زیرا حکم روایت ابن عباس رضی الله عنهما بوسیله ی روایت رافع نسخ می شود.‏ و این رای امام احمد و اسحاق و بعضی از فقهای حديث، و از بعضی صحابه و تابعين نیز ‏روایت شده است.‏ این دسته از علما معتقدند بر خلاف قول جمهور گفته اندکه روایت ابن عباس تقدم زمانی دارد، بنابراین منسوخ است و روایت نافع ناسخ می باشد.‏علامه عبدالعزیز ابن باز رحمه الله در مورد جمع بین دو حدیثی که جمهور بدان استدلال می ‏کنند با حدیثی که حجامت را موجب باطل شدن روزه می داند، چنین می گوید:‏
‏«جمع بین آن احادیث چنانکه محققین از اهل علم گفته اند اینست که (جواز) حجامت برای ‏شخص روزه دارد منسوخ شده است، روزه دار قبلا می توانست حجامت کند ولی بعدا جواز آن ‏نسخ شد و امر به نکردن حجامت شد، و کسی که حجامت کند روزه اش باطل می شود، و این ‏حکم اخیر، آخرین امر در مورد حجامت است و این صحیح بین اقوال اهل علم است، (أَفْطَرَ ‏الحاجِمُ والمَحْجُوم) و این حدیث آخرین امر از سوی پیامبر صلی الله علیه وسلم است که حجامت ‏روزه ی روزه دار را باطل می کند، و اگر روزه دار به حجامت نیاز داشت باید در شب حجامت ‏کند والحمدلله» (فتاوای نور علی الدرب).‏
می بینیم که یکی از موارد اختلاف فقهی مابین علما، همین مسئله یعنی نحوه ی جمع و توفیق ‏حاصل نمودن بین دو حدیث به ظاهر متعارض است، و گاهی این امر به اجتهاد آنها مربوط می ‏شود، و وظیفه ی ما مسلمانان چیزی جز تبعیت از رأی و دلیل قوی و ارجح نیست، حتی اگر ‏رأی راجح مخالف با مذهب رایج باشد.‏
[8] - الترغيب والترهيب (3/256) و البانی در صحيح ترمذی (1444).
[9] - الرسالة المستطرفة؛ ص80.


از کتاب:
مصطلح الحدیث، مؤلف: علامه محمد بن صالح العثيمين، ترجمه و تعليق و اضافات: محمد عبداللطيف

مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
IslamWebPedia.Com

 

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0

علم علل الحدیث[1]:

مؤلف: علامه محمد بن صالح العثيمين،
ترجمه و تعليق و اضافات: محمد عبداللطيف

علل جمع علت است، و علت در اصطلاح محدثین عیبی است مخفی و پوشیده که از ناحیه ی سند یا متن یا هر دو بر حدیث عارض شده که فقط محدثین ماهر و تیزبین از آن آگاه خواهند بود، چنین حدیثی را حدیث «معلّل» می*نامند که در واقع یکی از اقسام حدیث ضعیف است.[2]
و علل الحدیث علمی است که احادیث معلول را جمع می کند و در مورد علتهای مخفی و پوشیده ای که ممکن است موجب مخدوش و معیوب شدن صحت حدیث شوند بحث و بررسی می کند. مثلا ممکن است حدیث در اصل موقوف باشد ولی بصورت مرفوع روایت شده باشد، یا منقطع است، یعنی یک راوی از سلسله ی راویان ساقط شده و یا حدیث معضل است، یعنی دو راوی بصورت پشت سر هم و متوالی از سلسله ی راویان افتاده، و یا آنکه در حدیث تدلیس یا ادراجی رخ داده است. تمامی این موارد از جمله علل هایی هستند که باعث معیوب نمودن صحت حدیث خواهند شد. البته در نظر اول، حدیث معلول سالم و بدون عیب است، اما این علتها در حدیث مخفی و پنهان هستند و لذا جز ناقدانی متبحر و تیزبین قادر نخواهند بود تا این علل خفی را کشف نمایند. بنابراین می بینیم که ائمه ی متبحر و حفاظی همچون امام احمد و علی بن مدینی و ابی حاتم و بخاری و دارقطنی در این علم تلاش و عنایت خاصی داشته اند. از جمله تصنیفات مشهور در این علم می توان به کتابهای زیر اشاره نمود:
«کتاب العلل» ابن مدینی، و «العلل و معرفة الرجال» احمد بن حنبل، و «علل الحدیث» ابن ابی حاتم (متوفی 327)، کتاب او شامل سه هزار حدیث می باشد که در هر یک از آنها اسم راویی که علت حدیث از ناحیه ی او وارد شده ذکر نموده است. و کتاب «العلل الکبیر، و العلل الصغیر» امام ترمذی که امام ابن رجب حنبلی آنرا شرح داده است. همچنین کتاب «العلل الواردة في الاحادیث النبویة» تالیف امام دارقطنی، این کتاب از جمله جامعترین و وسیعترین کتاب در این علم می باشد که مؤلف آنرا بر اساس مسانید مرتب کرده است، ولی بعضی از علما گفته اند که کتاب ابن ابی حاتم ترتیب مناسبتری از کتاب ابی حاتم دارد و برای استفاده ی بیشتر مردم مناسبتر است. و حاکم نیشابوری (متوفی 405) کتابی درباره ی علل تالیف نموده و همچنین امام ابن جوزی کتابی را بانام «العلل المتناهیة في الأحادیث الواهیة» تالیف نموده ولی بیشتر احادیث آن مورد انتقاد قرار گرفته است.
در واقع همه این علوم در خدمت سنّت نبوی بوده*اند و در راستای آسان نمودن شناخت آن و حمل سالم آن به نسل های بعد بوده*اند، از بزرگترین اهدافی که این علوم نسبت به آن قیام کرده*اند جمع*آوری سنّت نبوی و پاک نمودن و جدا کردن صحیح آن از چیزهایی که به دروغ وارد آن شده است می*باشد. بعد از آن دفاع از سنت در مقابل کسانی که ضد سنّت نبوی فتنه*گری و مقابله و مخالفت می*کنند و سعی بر تشویه اذهان عمومی و شبه*افکنی دارند.

زیرنویسها:
[1] - نگاه کنید به: لمحات في أصول الحدیث، ص 83.
[2] - در بخش اول این کتاب، بطور مفصلتری در باره ی حدیث معلل بحث شده است.


از کتاب:
مصطلح الحدیث، مؤلف: علامه محمد بن صالح العثيمين، ترجمه و تعليق و اضافات: محمد عبداللطيف

مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
IslamWebPedia.Com
 

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
صحاح سته: صحيحترين كتب اهل سنت

كتابهاى صحاح ستة صحيحترين كتب اهل سنت هستند و هر شش نويسنده اين كتابها از اهل فارس بوده اند، و اين نشاندهنده معجزه پيامبر اكرم صلى الله عليه و سلم هست كه دست مباركشان را روى سلمان فارسى گذاشت و فرمودند: " لَوْ كَانَ الْإِيمَانُ عِنْدَ الثُّرَيَّا لَنَالَهُ رِجَالٌ مِنْ هَؤُلَاءِ " (متفق عليه)، يعنى: " اگر ايمان در ستاره ثريا بود مردانى از اينها (يعنى اهل فارس) به آن دست مييافتند".
و بطور خلاصه صحاح ستة و نويسنده آنها عبارتند از:
1- صحيح بخارى، كه امام محمد بن اسماعيل بخارى آنرا جمع آورى نمود، و در سال 194 هجرى در بخارى متولد شد، و بخارى در امرزمان تابع فارس بود، و اين كتاب صحيحترين كتاب بر روى زمين بعد از قرآن كريم ميباشد، و امام بخارى نهايتا در سمرقند در سال 256 هجرى در سن 62 سالگى درگذشت، رحمة الله عليه، و اين كتاب مشتمل بر تقريبا 7397 حديث با مكرر ميباشد، و 2602 حديث بدون مكرر.
2- صحيح مسلم، كه امام مسلم بن حجاج نيشاپورى آنرا جمع آورى نمود، و در سال 204 هجرى در نيشابور متولد شد، و جالب اينست كه در همان روزى كه امام شافعى در گذشته بود (يعنى سال 204 هجرى) امام مسلم نيشاپورى متولد شد ! و نهايتا در سال 261 هجرى در سن 57 سالكى در شهر نصر آباد نزديك نيشاپور درگذشت، رحمة الله عليه. و اين كتاب مشتمل بر تقريبا 7275 حديث با مكرر ميباشد، و 4000 حديث بدون مكرر.
3- سنن نسائى، كه امام أحمد بن شعيب نسائي آنرا جمع آورى نمود، و در سال 215 هجرى در شهر نسا در خراسان متولد شد، و نهايا در سال 303 هجرى در سن 88 سالگى در دمشق درگذشت.
4- سنن ابو داود، كه امام أبو داود سجستاني آنرا جمع آورى نمود، و در سال 202 هجرى در سجستان به دنيا آمد، و نهايتا در سال 275 هجرى و در سن 73 سالگى در بصره درگذشت. كتابش مشتمل بر تقريبا 4800 حديث هست.
5- سنن ترمذى، كه امام أبو عيسى محمد ترمذي آنرا جمع آورى نمود، و در سال 209 هجرى در شهر ترمذ متولد شد، و نهايتا در سال 279 هجرى در سن 70 سالگى در گذشت.
6- سنن ابن ماجة، كه امام محمد بن يزيد ابن ماجة قزوينى آنرا جمع آورى نمود، و در سال 209 هجرى در قزوين متولد شد، و نهايتا در سال 64 سالگى در ماه مبارك رمضان در سال 273 هجرى درگذشت، اين كتاب تقريبا مشتمل بر 4341 حديث ميباشد.


والله اعلم
وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com





 

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
علم مختلف الحدیث[1]:

مختلف اسم فاعل از اختلاف است و ضد اتفاق می باشد. منظور از علم مختلف الحدیث یعنی آنکه ناقد به بررسی در میان احادیثی می پردازد که در ظاهر با هم متعارض هستند، تا اگر امکان بود بین آنها توفیق حاصل کند و این امر از طریق تأویل و یا حمل مطلق بر مقید و عام بر خاص، و یا ترجیح یکی از آنها بر دیگری صورت می گیرد.
مختلف الحدیث جزو انواع احادیث مقبول است، یعنی حدیث صحیح یا حسنی است که حدیث دیگری مثل آن که در مرتبه و قوت نیز با آن برابر است یافت می شود و ظاهرا در معنا با آن متناقض است. و برای کسی که اهل علم و فهم بوده این امکان هست تا بین آنها به شکل مقبولی توفیق حاصل کند. حدیثی که از هرگونه تعارض سالم باشد، محکم نامیده می شود و اکثر احادیث از این نوع می باشند. اما احادیث متعارض به نسبت مجموع احادیث بسیار کم و اندک هستند.
در هنگام تعارض دو حدیث مقبول مراحل زیر طی می شود:
الف: اگر بین آن دو امکان جمع وجود داشت، پس بین آنها جمع بسته می شود و به هر دوی آنها عمل می گردد.
ب: و اگر امکان جمع وجود نداشت، در آنصورت:
1- اگر معلوم شود که یکی از دو حدیث ناسخ دیگری است، پس به آن (ناسخ) عمل می شود و حدیث منسوخ ترک می گردد.
2- اگر ناسخ و منسوخ شناخته نشود، پس با توجه به قواعد ترجیح که بالغ بر پنجاه وجه یا بیشتر است، یکی از آن دو بر دیگری ترجیح داده شده و به آن عمل می کنیم و حدیث مرجوح ترک می شود.
3- اگر امکان ترجیح یکی از آنها نیز وجود نداشت - که این امر بسیار نادر روی می دهد - بر هر دو حدیث توقف می کنیم و تا زمانی که راجح و مرجوح مشخص نشود به هیچکدام عمل نمی شود.
بعنوان مثال: دو حدیث به ظاهر متضاد در مورد زکات زمین زراعی وارد شده است:
حدیث اول: «فیما سقت السماء العشر».[2] یعنی: به محصولاتی که از طریق آب باران آبیاری می شوند، یک دهم زکات تعلق می گیرد.
حدیث دوم: «لَيس فيما دُون خمسةِ أَوْسق صدقةٌ».[3] یعنی: در آنچه که کمتر از پنج وسق باشد زکات جود ندارد.[4]
این دو حدیث هر دو صحیح هستند و نمی توان هیچکدام را از ناحیه ی روایت یا سند بر دیگری مقدم دانست، از سویی مشخص نیست کدامیک متقدم است و کدام یک متاخر، و حدیث اول عام است زیرا (ما) از ادوات عموم می باشد، پس بطور عموم باید زکات هر زمین زراعی که از طریق باران آبیاری می شوند با هر مقدار محصولی خارج شود، ولی حدیث دوم خاص است و بر طبق آن هر زمین که محصول آن کمتر از پنج وسق باشد مشمول پرداخت زکات نمی گردد. در اینجا ظاهرا این دو حدیث در تعارض هم هستند ولی می توان بین آنها جمع نمود؛ از طریق تقدیم خاص بر عام:
حدیث دوم حدیث اول را تخصیص می کند و چون بر طبق قاعده ی اصولی؛ دلالت خاص بصورت قطعی است اما دلالت عام ظنی، بنابراین به حدیث اول که ظنی الدلاله می باشد عمل نمی شود و بلکه به حدیث دوم که مخصص حدیث اول است عمل می شود و لذا بر طبق رای جمهور علما هر زمین زراعی که با آب باران آبیاری می شود و محصول آن کمتر از پنج اوسق باشد زکات ندارد.[5]
علم مختلف الحدیث یکی از مهمترین فنون علوم الحدیث است که ضرورت دارد تا تمامی علما نسبت به آن شناخت کامل و وافری داشته باشند. امام نووى در «التقريب» گفته است: «علمى كه از مهم ترين انواع علم حديث است و همه علما از همه گروه ها مجبور به شناخت آن مى باشند علمى است كه ما بین دو حديث را كه از نظر ظاهرى با هم تضاد دارند، توفیق حاصل مى كنند و يا يكى از آن دو را بر ديگرى ترجيح مى دهد و فقط امامان جامع كه علوم حديث، فقه و اصول را در خود جمع نموده اند، مى توانند در آن صاحب نظر شوند». اولین کسی که در این علم تصنیف نمود امام شافعی رحمه الله (متوفی 204) بودند که کتابی را با عنوان «اختلاف الحدیث» تالیف نمودند. این کتاب بیشتر در مورد اصول و فقه بوده و در آن مباحثی را در این زمینه (مختلف الحدیث) آورده است. همچنین امام ابن قتیبه کتابی را با نام «تاویل مختلف الحدیث» تالیف نمود. و از جمله کسانی که در این زمینه تالیف داشت؛ امام ابوجعفر طحاوی (متوفی 321) بود که کتاب مشهورش را با نام «مشکل الاثار» تصنیف نمود.

زیرنویسها:
[1] - نگاه کنید به: تیسیر مصطلح الحدیث؛ ص 47-49، لمحات في أصول الحدیث؛ دکتر محمد ادیب صالح، ص 81.
[2] - «السنن الكبرى» بيهقی (4/130). بعضی از طرق این روایت ضعیف و منکر هستند و برخی دیگر دارای زیاده هایی هستند که ثابت نشده اند. نگاه کنید به: «السلسلة الضعيفة» (463). امام نووی در المجموع (5/330) و امام ابن قیم نیز در أعلام الموقعين (2/250) لفظ مذکور را صحیح می دانند.
[3] - روایت امام بخاری (1447) و مسلم (979).
[4] - أوسق، جمع وَسق که برابر با شصت صاع است و هر صاع برابر 2 کیلو و 175 گرم می باشد. ‏بنابراین هر وسق 130 کیلو و 500 گرم و پنج وسق نیز برابر با 652 کیلو و 500 گرم می باشد.‏ (عمدة الأحكام من كلام خير الأنام؛ ترجمه محمد احمد).
[5] - اما حنفیه گفته اند: حدیث اول هرچند که عام است اما همانند خاص قطعی الدلاله می باشد، پس، از جهت احتیاط در وجوب واجب به حدیث اول عمل می شود، بنابراین حدیث اول را بر حدیث دوم ترجیح داده و گفته اند که حدیث اول از حدیث دوم مشهورتر است و عمل به آن موجب نفع رسیدن به فقرا می شود. (الوجیز في أصول الفقه؛ عبدالکریم زیدان، ص 320).

از کتاب:
مصطلح الحدیث، مؤلف: علامه محمد بن صالح العثيمين، ترجمه و تعليق و اضافات: محمد عبداللطيف

مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
IslamWebPedia.Com
 

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0

المزید فی متصل الاسانید (زیادتی در سند متصل):

مزید اسم مفعول از "زیادة" است و متصل ضد منقطع است و اسانید جمع اسناد بمعنی سند است.
و در اصطلاح علم حدیث عبارتست از حدیثی که در سند آن یک راوی اضافی وارد شده است و اینگونه نشان می دهد که سند آن متصل بوده و هیچ ایرادی از نظر اتصال ندارد.

بعنوان مثال: حدیثی که از ابن مبارک روایت شده که گفت: حدثنا سفیان عن عبدالرحمن بن یزید حدثنی بسر بن عبیدالله قال سمعت ابا ادریس قال سمعت واثلة یقول سمعت ابامرثد یقول سمعت رسول الله صلی الله علیه وسلم یقول:«لا تجلسوا علی القبور و لا تصلوا الیها» بر روی قبور منشینید و به سوی آنها نماز نخوانید. (مسلم کتاب الجنائز و ترمذی)

اما این روایت در دو مکان از سند آن زیادتی است:
1- در لفظ "سفیان"؛ کسی که این روایت را از ابن مبارک رحمه الله نقل کرده دچار وهم شده و سفیان را مابین ابن مبارک و عبدالرحمن بن یزید قرار داده است، زیرا تعداد زیادی از راویان ثقه این حدیث را چنین روایت کرده اند: از ابن مبارک از عبدالرحمن بن یزید ...
2- در لفظ "ابا ادریس"؛ اینبار خود ابن مبارک رحمه الله دچار وهم شده و ابا ادریس را نیز در سند ذکر کرده است در حالیکه بسیاری دیگر از راویان اصلا ذکری از ابا ادریس نکرده اند.

چه وقت "زیادت در سند" مردود خواهد شد؟
دو شرط جهت مردود نمودن زیادت در سند قرار داده اند:
1- بایستی آن راوی که حدیث را در حالت بدون زیادت روایت می کند از راویی که حدیث را با زیادت روایت می کند ثقه تر و قابل اطمینانتر باشد.
2- باید در مکانی که زیادت صورت می گیرد توضیحی مبنی بر آن اضافی داده شده باشد.
حال اگر این دو شرط یا یکی از آنها وجود نداشته باشد در آنصورت حدیثی که در آن زیادت رخ داده قبول می گردد و رد نمی شود و بلکه سند دیگر که خالی از این زیاده باشد را بعنوان سند منقطع درنظر می گیریم البته انقطاع آنرا خفی گویند و آن همان حدیثی است که به "مرسل خفی" مشهور است.

 
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا