جدیدترین‌ها

خوش آمدید به انجمن فائزین

برای بهره مندی از تمامی امکانات در انجمن ثبت نام کنید

Ask question

Ask Questions and Get Answers from Our Community

Answer

Answer Questions and Become an Expert on Your Topic

Contact Staff

Our Experts are Ready to Answer your Questions

معناى حديث صحيح

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0




حديث صحيح حديثى است كه سندش توسط اشخاص عادل ضبط و متصل باشد، و مخالف راويان حديث قويتر از خودشان نباشد و همچنين حديث داراى عيب نباشد.
بنابراين براى اينكه حديثى صحيح باشد بايد پنج نقطه رعايت شود كه عبارتند از:



1-اتصال و به هم پيوستگى سند: بدين معنا كه هر يك از راويان حديث بايد مستقيماً از نفر قبلى شنیده باشد، بنابراين اگر غير مستقيم شنيده باشد حديث متصل نيست و از صحت خارج است.



2-عدالت راويان حديث: هر يك از راويان حديث بايد عادل باشد، بدين معنى كه اهل تقوى و پرهيزگارى باشد و از گناه دورى كند مخصوصا از دروغ گفتن، بنابراين حديثى كه از اشخاص گناهكار و فاسق و دروغگو نقل مي*شود معتبر نيست.



3-ثبت و ضبط: هر يك از راويان حديث بايد حديث را از حفظ داشته باشد و يا اينكه در جايى آنرا ثبت و ضبط كرده باشد، بنابراين اگر كسى حديث را در جايى ثبت و ضبط نكرده باشد و يا حافظه اش ضعيف باشد حديثش صحيح نيست.



4-حديث نبايد شاذ باشد، و شاذ عبارت است از حديثى كه مخالف راويان حديث قويتر از خودش باشد، بنابراين اگر كسى روايتى نقل كند ولى كسى ديگر كه در عدالت و ثبت و ضبط و تقوايش از او بيشتر باشد حديثى مخالف او نقل كند، روايت نفر اول شاذ محسوب ميشود.



5-حديث نبايد معلّل باشد، بدين معنى كه نبايد داراى عيب باشد، بعنوان مثال، اگر حديثى داراى خطاى دستور زبان عربى باشد امكان ندارد كه صحيح باشد، زيرا پيامبر صلى الله عليه و سلم دستور زبان عربى را كاملا مراعات ميكردند زيرا وحى خداوند متعال را نقل ميكردند که عارى از هر نوع خطا و اشتباه است.
 
آخرین ویرایش:

mahan-geo

کاربر خیلی فعال
1/1/70
812
0
0
مطلب مفیدی بود جناب تسنیم
اگر که منبع رو هم ذکر نمایید ممنون میشم
بخصوص اگر این مطلب ادانه داشته باشه و بهتر روش کار بشه چون بحث حدیث شناسی گما میکنم بخش بسیار مهم از دین و دین شناسی هست
 

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
من این مطلب رو از ماهنامه ی نوار اسلام گرفتم.

بله همانطور که گفتید بحث حدیث شناسی خیلی مهم هست چون ما بخشی از دینمون رو از همین

احادیث میگیریم و نباید به هر حدیثی اعتنا کرد چون احادیث موضوع زیادی وجود داره.
 

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
تعريف حديث منقطع، معضل، مرسل، معلق
منقطع: حديثي که در سند آن يک راوي يابيشتر ( که بصورت متوالي و پشت سر هم نباشد) ذكر نشده باشد، حديثمنقطع گويند.
البته در زير مجموعهاين حديث، يعني حديث منقطع، سه نوع حديث ديگر گنجانده مي شود زيرا همه آنها به نوعيدر سندشان انقطاع دارند يعني يک يا چند راوي بسته به محل سند، در آن گم شده اند که عبارتند از:
1-حديث مرسل: حديثي که به پيامبر صلي الله عليه وسلمب رمي گردد ولي کسيکه آن حديث را مستقيما از ايشان شنيده از سند افتاده باشد يا ميتوان گفت حديثي که در آن، يک راوي در ابتداي سند افتاده باشد (تعريف اين نوع حديث در ماهنامه گذشته نيز ذكر شد).
2-حديث معلق: حديثي که در انتهاي سندش يک راوي افتادهباشد. مثلا در طرفي که مصنف حديث (منظور افرادي همچون بخاري و ترمذي و...) است يکراوي افتاده باشد. مثلا حديثي که در آن بخاري از علي و او نيز از حسن و او نيز ازابوبکر و او نيز از عمر روايت مي کنند که مثلا پيامبر فرمود... اگر در اين سند "علي" افتادهباشد، حديث را معلق گويند.البته بعضي از علما ميگويند اگر همه افراد سند نيز از سند بيافتند و مثلا در اين مثال بخاري مستقيمابگويد: قال النبي، باز هم اسم معلق بر آن حديث مي گذارند.
3-معضل: حديثي که نه در ابتداي سند و نه در آخر سند،بلکه در مابين اين دو، يک راوي يا چند راوي پشت سر هم از سند افتاده باشند، را حديثمعضل گويند.
به همه سه نوع احاديث فوق، منقطع السند گويند.
مثال:
حديثي از بخاري که روايت کرده:
قال :حدثنا الحُمَيدي عبدالله بن الزبير قال: حدثنا سفيان، قال: حدثنا يحيي بن سعيدالانصاري قال:اخبرني محمد بن ابراهيم التيمي انه سمع علقمة بن وقاص الليثي يقول: سمعت عمر بن خطاب رضي الله عنه علي المنبر قال : سمعت رسول الله صلي الله عليه وسلميقول : « انما الاعمال بالنيات...» منبع : بخاري کتاب آغاز وحي شماره 1.
حال با توجه به اين حديث، با مشاهده درسند آن متوجه مي شويم که:
1- اگر "عمر ابنخطاب" رضي الله عنه (كه مستقيما حديث را از پيامبر صلى الله عليه و سلم شنيده است) حذف شود، حديث را مرسل گويند.
2- اگر "حُمَيدي" (كه در سند حديث آخرين راوى است)از سند حذف شود، حديث را معلق گويند.
3- اگر "سفيان" و "يحي بن سعيد" که پشت سر هم هستند از سند حذفشوند، حديث را معضل گويند.
4- اگر "سفيان"را به تنهايي حذف کنيم و يا به همراه او "التيمي" را نيز حذف کنيم (توجه شود اين دو راوي پشت سر هم نيستند) در اينصورتحديث را منقطع گويند.
حکم حديثي که در سند آن انقطاعداشته باشد حال به يکي از اشکال فوق، در کل مي توان به آن حديث منقطع يامنقطع الحديث گفت و بنابراين همه انواق حديث مذکور زير مجموعه حديث منقطع هستندو در مواردي به آنها منقطع گفته مي شود جدايي ازمحل قطع سند و اين نوع احاديث مردودند و قابل قبول نيستند و به آنها احتجاج نميشود و جزو احاديث ضعيف هستند.
البته حديث مرسل صحابي استثنااست زيرا:
حديث مرسل صحابي، به حديثي گويند که درآن يک صحابي از يک صحابي ديگر حديثي را نقل مي کند که آن صحابي که حديث را ازپيامبر شنيده است معلوم نيست چه کسي است و يا به اصطلاح آن صحابي از سند حديثافتاده است ولي چون يک صحابي ديگر از وي شنيده است و اصحاب پيامبر صلى الله عليه و سلم همگي "عادل" هستندبنابراين علما حديث مرسل صحابي را بعنوان حديث ضعيف نشمرده اند و بدان احتجاج ميکنند.
 
آخرین ویرایش:

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
مفهوم احادیث متواتر و آحاد
احادیث از نظر اینکه به چند طریق روایت شده اند، به دو قسمت تقسیم میشوند: 1-احادیث متواتر. 2-احادیث آحاد. متواتر اسم فاعل است که از تواتر مشتق شده است و به معنی "پشت سرهم" است. و در اصطلاح علم حدیث، به حدیثی می گویند که از راه و طرق زیادی روایت شده باشد به گونه ای که احتمال کذب آن منتفی شود. شروط حدیث متواتر: حدیثی متواتر است که حتما هر چهار شرط زیر را داشته باشد: الف- باید طریق (روایت) زیادی داشته باشد. علما در حداقل طرق آن اختلاف نظر دارند ولی رأی برگزیده این است که حداقل طرق یک حدیث متواتر نباید کمتر از ده طریق (ده شخص روایت کننده از پیامبر) باشد. ب- باید در تمامی طبقات سند آن (یعنی طبقه ی صحابی، طبقه ی تابعی و طبقه ی تابع تابعی و...) این کثرت وجود داشته باشد.(منظور این است که مثلا اگر حدیثی پانزده طریق روایت داشته باشد،می بایستی پانزده صحابی و در صورت وجود پانزده تابعی و در صورت وجود پانزده تابع تابعی و الخ، حدیث را روایت کرده باشند) ج- جماعتی که حدیث را روایت می کنند باید هماهنگی آن جماعت بر دروغ سازی، عقلا و عادتا محال باشد. د- حدیث باید مستند بر خبری حسی باشد مثلا روایت کنندگان بگویند: سمعت (شنیدم)، یا رأیت(دیدم)، یا لمست(حس کردم). چنانکه حدیثی یکی از شروط فوق را نداشته باشد ولو اینکه دارای سه شرط دیگر باشد جزو حدیث متواتر محسوب نخواهد شد. احادیث متواتر دو نوع هستند: الف- متواتر لفظی، یعنی لفظ حدیث به تواتر رسیده است. مثال: «من کذب علی متعمدا فلیتبوا مقعده من النار » یعنی: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: کسی که عمدا بر من دروغ ببندد، (حدیث دروغ جعل کند) پس جایگاه خود را در آتش ببیند. این حدیث را هفتاد و چند صحابی با همین لفظ روایت کرده اند. ب- متواتر معنوی، و آن حدیثی است که دارای الفاظ مختلف است و یا مربوط به موضوعات مختلفی است ولی معنای حدیث (یا بخشی از متن حدیث) به حد تواتر رسیده است. البته گاهی اوقات اگر از به احادیث زیادی دقت کنیم متوجه خواهیم شد؛ با وجود اینکه هر حدیث مربوط به موضوع خاصی است ولی قسمتی از متن آن بین احادیث مشترک است، مانند احادیث مربوط به بالا بردن دست در هنگام دعا، که در این مورد نزدیک به صد حدیث از پیامبر صلی الله علیه وسلم وارد شده است ، در حالی که هر حدیث مربوط به قضایای مختلفی است ولی قدر مشترک بین آنها این است که هر گاه پیامبر صلی الله علیه وسلم دعا می کردند دستهای خود را بالا می بردند. از این نوع احادیث زیاد هستند مانند؛ حدیث حوض، مسح موزه ها و... . احادیث آحاد: آحاد به معنی جمع احد و به معنی واحد است و هر حدیثی که شروط حدیث متواتر را نداشته باشد، حدیث آحاد گویند و دارای سه نوع است: الف- مشهور (حدیث آحادی که در تمامی طبقات سند آن کمتر از سه راوی نباشد البته به شرطی که به حد تواتر نرسد). ب- عزیز: یعنی در تمامی طبقات آن دو راوی (دو طریق) وجود داشته باشد. ج- غریب: حدیثی که فقط یک راوی آن را روایت کرده باشد. یا اینکه حدیثی باوجود اینکه دارای چند طریق روایت است در یکی از طبقات سند آن فقط یک راوی باشد. علمای محدث احادیث متواتر را مورد کنکاش و بررسی جهت تشخیص صحت یا ضعف آن قرار نمی دهند، زیرا همانطور که بیان شد یکی از شروط حدیث متواتر آن است که احتمال دروغ سازی آن منتفی است. ولی تمامی احادیثی که دارای چهار شرط تواتر نباشند، مورد بررسی قرار می دهند تا معلوم شود که آیا حدیث صحیح است یا ضعیف یا موضوع؟ چنانکه حدیث آحاد صحیح (یا حسن باشد) هم در عقیده و هم در احکام حجت است.
 
آخرین ویرایش:

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
تدليس: حديث مدلس: اساسا تدليس را به مخفي کردن عيبي در سند حديث گويند طوريکه حديث را مقبول نشان دهد. و چند نوع دارد: 1- تدليس اسناد: راوي حديثي که معمولا احاديثي را از شيخ خود روايت مي کند، ولي آن حديثي که تدليس نموده از وي نشنيده بلکه از شخص ديگري شنيده ولي عمدا او را حذف کرده و لفظ حديث را طوري روايت مي کند ( با الفاظ "قال" يا "عن" ) که انگار آن حديث را از شيخش شنيده و با اين وجود از اصطلاحات " سمعت" يا "حدثني" استفاده نمي کند تا مورد اتهام کذب نيز قرار نگيرد. 2- تدليس تسويه: اين نوع تدليس هم نوعي از تدليس اسناد است، ولى راوي حديث مدلس، حديثي را که از شيخ خود شنيده است و شيخ او فردي ثقه (مورد اعتماد) است ولي شيخ او حديث را از فردي ضعيف شنيده و آن فرد ضعيف نيز حديث را از فردي ثقه (مورد اعتماد) شنيده است، حال راوي حديث مدلس اين فرد ضعيف را که در بين دو فرد ثقه قرار گرفته است عمدا حذف مي کند تا حديث را قوي نمايد، و اين نوع تدليس بدترين نوع احاديث مدلس است. مثلا حسن حديثي را روايت مي کند: علي ( استاد من) از حسين و او نيز از سلمان روايت کرده که پيامبر فرمود فلان. حال حسن مي داند که حسين فردي ضعيف است و حديث او مردود مي باشد لذا حسين را از سند حذف مي کند و چنين روايت مي کند: علي ( شيخ من) از سلمان روايت کرده که پيامبر فرمود فلان.... در اينجا حسن تدليس کرده است. 3- تدليس شيوخ: راوي حديث، شيخ خود را با نام و لقب و کنيه اي ذکر مي کند که معمولا با آن اوصاف و القاب معروف نبوده تا چنين وهم شود که آن فردي که از او حديث را شنيده، شيخش نبوده و از شخص ديگري شنيده است حال علت اين عمل وي بدين دليل است تا چنين ابراز دارد که اساتيد زيادي داشته است يا بدلايل اهداف ديگري. مثال: اين قول ابي بکر بن مجاهد: «حدثنا عبدالله بن ابي عبدالله ...فلان» که منظور وي از عبدالله بن ابي عبداللهف ابابکر بن ابي داود سجستاني بوده است. حکم تدليس: تدليس اسناد و تسويه قابل قبول نيستند حتي برخي علما مي گوينمد که تدليس برادر دروغ است "التدليس اخو الکذب" البته برخي از علما گفته اند اگر با الفاظ سمعت يا حدثني روايت کرده باشد قبول است. ولي احاديث مدلس بخاري و مسلم چون از کساني تدليس شده اند که ثقه بوده اند، قابل قبول هستند زيرا امت بر مقبوليت آنها تاکيد داشته است (ابن عثيمين)
 
آخرین ویرایش:

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
حديث منکر: علما براي تعريف حديث منکر، تعاريف متعددي را بيان داشته اند که مشهورترين آنها دو تعريف زير است: 1-حديثي که در سند آن راوي وجود داشته باشد که بسيار دچار غفلت شود يا اشتباهات فاحشي داشته باشد و يا اينکه فسقي آشکار دارد. اين تعريف را حافط ابن حجر در کتاب خود "نخبة الفکر" آورده است و آن را به ديگران نسبت داده است. 2-حديثي که يک راوي ضعيف روايت مي کند طوري که آن روايت مخالف با حديثي است که شخصي ثقه آن را روايت کرده است. اين تعريف را حافظ ابن حجر ترجيح داده است که در آن نسبت به تعريف اول، مخالفت شخصي ضعيف با روايت شخص ثقه به عنوان قيد اضافي آمده است.
مثال براي تعريف اول: آنچه را که نسائي و ابن ماجه از روايت ابي زکير يحيي بن محمد بن قيس از هشام بن عروة از پدرش و او نيز عايشه رضي الله عنها يه صورت مرفوع روايت کرده اند: «کلوا البلح بالتمر فان ابن آدم إذا أکله غضب الشيطان .» " بلح (نوعى خرما) را با خرما بخوريد، زيرا اگر انسان چنين كند شيطان را خشمگين كند". نسايي مي گويد: اين حديث منکر است، ابو زکير با وجود اينکه شخصي صالح است ولي مرتکب غفلت و اشتباه شده است. مثال براي تعريف دوم: آنچه که ابن ابي حاتم از طريق حُبَيب بن حَبيب الزيات از ابي اسحاق از العيزار بن حريث از ابن عباس از پيامبر صلي الله عليه وسلم روايت کرده است که : «من أقام الصلاة و آتي الزکات و حج البيت و صام و قرى الضعيف دخل الجنة.» "كسى كه نماز را بر پا دارد و زكات بدهد و حج كند و روزه بگيرد و مستمندان را يارى كند وارد بهشت ميشود". ابو حاتم مي گويد اين حديث منکر است زيرا چند راوي ثقه اين حديث را به صورت موقوف از ابي اسحاق روايت کرده اند (يعني حُبَيب بن حَبيب الزيات اين حديث را به صورت مرفوع آورده است در حالي که راويان ثقه آن را به صورت موقوف – يعني از ابن عباس– روايت کرده اند.) حديث منکر جزو انواع حديث "خيلى ضعيف" (ضعيف جدا) است.
 
آخرین ویرایش:

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0

حديث موضوع:

تعریف:
روايت موضوع عبارت است روايتى كه دروغ و ساختگى باشد و به رسول الله صلى الله عليه و سلم نسبت داده شده باشد.
مثال روايت موضوع:
" عليكم بالعدس، فانه قدّس على لسان سبعين نبيا "
" شما را به (خوردن) عدس تشويق ميكنيم، زيرا بر زبان هفتاد پيامبر مقدس شمرده شده است "
عبدالله ابن المبارك در مورد اين حديث گفت:
"حتى بر زبان يك پيامبر نيز مقدس شمرده نشده است، بلكه مؤذى و بادآور است".
 

صدیق

ناظر
19/1/13
620
1
18

حديث موضوع:

تعریف:

روايت موضوع عبارت است روايتى كه دروغ و ساختگى باشد و به رسول الله صلى الله عليه و سلم نسبت داده شده باشد.
مثال روايت موضوع:
" عليكم بالعدس، فانه قدّس على لسان سبعين نبيا "
" شما را به (خوردن) عدس تشويق ميكنيم، زيرا بر زبان هفتاد پيامبر مقدس شمرده شده است "
عبدالله ابن المبارك در مورد اين حديث گفت:
"حتى بر زبان يك پيامبر نيز مقدس شمرده نشده است، بلكه مؤذى و بادآور است".

با تشکر از خواهر تسنیم برای این تایپیک بسیار مفید و اساسی...

اضافه بر تعریفی که خواهر تسنیم ذکر کردن ؛ حدیث موضوع هر حدیثی که در اسنادش راوی ای کذاب یا متهم به کذب باشه اون حدیث نیز موضوع تلقی میشه و چنین حدیثی به اجماع علما فاقد اعتبار و نقل آن با این آگاهی که کذب است حرام است مگر اینکه برای آگاه کردن دیگران باشد. و تفاوتی نمی کند در احکام باشه یا فضائل اعمال و غیر آن ...


در حدیث صحیح متواتر - قریب به 75 صحابی آن را نقل کردند - از سیدنا رسول الله صلوات الله علیه و سلم که فرمود:


من كذب علي فليتبوأ مقعده من النار

هرکس بر من دروغ نسبت دهد پس جایگاهش را در جهنم قرار دهد.

امام احمد و ترمذی و ابن ماجه و دیگران از سیدنا علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت کردند که مولانا رسول الله صلوات الله علیه و سلم فرمود:


من حدث عني حديثا وهو يرى أنه كذب فهو واحد الكاذبين

هرکس حدیثی از من روایت کند در حالی که میداند آن دروغ است پس او خودش یکی از دروغگویان می باشد.
 

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
حدیث مقلوب:
مقلوب اسم مفعول از "قلب" است به معنای تغییر چیزی از وجهه ی آن.و در اصطلاح علم حدیث، به حدیثی گویند که در سند یا متن آن لفظی با لفظ دیگری عوض شده باشد یا به جای لفظ دیگری قرار داده شده باشد، حال ممکن است لفظ یا به تاخیر افتاده یا جلو آمده یا اصلا تغییر کرده باشد.بعنوان مثال؛ حدیثی که مسلم در صحیح خود در مورد آن هفت گروهی که در صحرای محشر زیر سایه ی رحمت الهی قرار می گیرند آورده که قسمتی از آن حدیث را چنین است:«و رجل تصدق بصدقة اخفاها، حتی لاتعلم یمینه ماتنفق شماله» اما در این حدیث در متن مقلوب صورت گرفته زیرا حق آن بود که لفظ "شمال" را بر لفظ "یمین" مقدمتر می شد چنانکه در حدیث دیگری از بخاری این امر واضح می شود و چنین آمده:«حتی لاتعلم شماله ماتنفق یمینه»
حدیث مقلوب دارای اقسام مختلفی است؛

ولی مهمترین آنها دو نوع زیر است:
الف) مقلوب سند.ب) مقلوب متن.همانطور که اشاره شد گاهی تغییر و جابجایی در سند حدیث صورت می گیرد بعبارتی مقلوب را در سند خواهیم داشت که این حالت نیز خود دو نوع دارد:1- در این حالت اسم یکی از راویان به تاخیر می افتد مثلا حدیثی که از "کعب بن مرة" روایت شده ولی در آن راوی دیگری چنین نقل می کند"مرة بن کعب" در حالیکه هریک از "مرة" و "کعب" پدر دیگری است یعنی هم مرة پدر کعب وجود دارد و هم کعب پدر مرة وجود حقیقی داشته اند در حالیکه آنها دو شخصیت متفاوتند.2- در این حالت معمولا شخصی عمدا حدیثی را از طریق یک سند با راوی مشهور دیگری نقل می کند زیرا اگر او آن حدیث را از طریق او روایت کند دیگران آن حدیث را به سبب شهرت راویانش قبول می کنند لذا اقدام به تغییر و عوض کردن یکی از راویان سند حدیث می کند، مثلا شخصی بنام "حماد بن عمرو النصیبی" حدیثی را مقلوب کرده است چنانکه روایت شده که: حماد النصیبی عن الاعمش عن ابی صالح عن ابی هریرة مرفوعا:«اذا لقیتم المشرکین فی طریق فلا تبدءوهم بالسلام» حال حماد این حدیث را مقلوب کرده و او جای "سهیل" را با "اعمش" عوض کرده یعنی در حقیقت سند روایت اینگونه بوده: سهیل بن ابی صالح عن ابیه عن ابی هریرة که در صحیح مسلم وارد شده است.(توضیح الافکار ج2 ص 101).چنین اشخاصی که این نوع قلب را انجام می دهند به سارقان حدیث مشهورند.
مقلوب متن:
در این نوع از احادیث مقلوب معمولا جابجایی یا تعویض در متن حدیث صورت می گیرد که خود نیز دو حالت دارد:
1- در این حالت راوی حدیث برخی از الفاظ متن حدیث را پس و پیش می کند، مانند مثالی که در ابتدای بحث در مورد هفت گروهی که در روز قیامت زیر سایه ی رحمت الهی قرار می گیرند...2- گاهی بقصد امتحان و آزمودن برخی از افراد، چنین می کنند که مثلا سند یک حدیث را به متن حدیث دیگری ربط می دهند و بالعکس؛مثلا هنگامی که امام بخاری وارد بغداد شدند اهل آنجا خواستند تا میزان هوش و حفظ وی را بیازمایند لذا یکصد حدیث را مقلوب کردند (سند و متن آنها را جابجا کردند) و سپس آن یکصد حدیث دگرگون یافته را بر وی خواندند، و امام بخاری نیز همه ی یکصد حدیث را به همان حالت اول که مقلوب نشده بود برایشان از نو خواند و آنها در آن مجلس پی به ذکاوت و دانایی بخاری بردند. (تاریخ بغداد خطیب بغدادی ج2 – ص20).
علت مقلوب شدن احادیث چیست؟
چندین سبب برای این عمل وجود دارد:
1- برخی عمدا اقدام به مقلوب کردن حدیث می زنند تا به گمان خود دیگران را نسبت به پذیرش حدیث (به سبب راویان مشهوری که با راویان نامشهورتر تعویض کرده اند) ترغیب کنند.2- برخی به قصد امتحان دیگران آنرا انجام می دهند مانند ماجرای اهل بغداد و امام بخاری که در فوق بدان اشاره شد.3- گاهی بر اثر اشتباه و سهواً صورت می گیرد. مانند روایت مسلم در مورد هفت گروهی که در قیامت زیر سایه ی رحمت الهی قرار می گیرند که در فوق ذکر شد.حکم احادیث مقلوب:- اگر هدف از مقلوب کردن به دلیل ترغیب مردم در پذیرفتن روایت باشد، بدون شک این امر جایز نیست چرا که این عمل جزو اعمال جعل کنندگان حدیث است.- اگر به قصد امتحان باشد جایز است البته به شرطیکه قبل از ختم جلسه شکل صحیح آنها بیان شوند.- اگر از روی خطا و سهوی باشد، در اینصورت مقلوب کننده معذور است ولی اگر این عمل زیاد از وی سر بزند، او متهم به ضعف قدرت حافظه خواهد شد و بعنوان راوی ضعیف دیگر احادیثش پذیرفته نمی شوند.اما در کل احادیث مقلوب جزو احادیث ضعیف هستند و مردودند.

 
آخرین ویرایش:

Tasnim

New member
24/10/13
1
0
0
معناي "جرح" و "تعديل" در اصطلاح حديث تعديل در اصطلاح محدثان به معناى وصف كردن راوى با صفاتى است كه موجب پذيرش روايت او شود. و جرح در اصطلاح محدثان عبارتست از توصيف راوى به صفاتى كه موجب پذيرفته نشدن روايت او شود. براى شناخت رجال و كشف حالات ايشان و آگاهى از راستگويى يا دروغگويى و يا عدل آنها نياز به روش جرح و تعديل است، چرا كه بدون اطلاع از احوال اين اشخاص، نمى توان روايت آنها را پذيرفت و بر آن اعتماد كرد.اما هر کدام از جرح و تعديل مراتبي دارند، يعني برخي از راويان در تعديل با صفاتي توصيف مي شوند که از روي آن صفت در مي يابيم که درجه ي قوت او چقدر است، يا در جرح با صفات مختلفي توصيف مي شوند که بر اساس آن وصف در مي يابيم که در چه مرتبه اي از ضعف قرار دارد.مراتبي که براي تعديل راوي بکار برده مي شوند به ترتيب عبارتند از:1- راوى به صيغه تفضيل و مبالغه توصيف شود مثل: أوثق الناس و أثبت الناس و أعدل الناس و... 2- مؤكد شود به صفتى از صفات توثيق، به طورى كه خود صفت، تكرار شود مثل: ثقة ثقة و يا به نوعى ديگر موكّد گردد مانند ثقة حافظ، يا ثقة ثبت و يا ثقة حجّة). 3- اين كه صفت توثيق، بدون تاكيد ذكر گردد، مثلا گفته شود: هو ثقة، يا ثبت، متقن، و يا حجّة.4- از گروه سوم كمى پايين تر باشد و به اين الفاظ توصيف شود: صدوق، لاباس به، مامون...، ليس به باس و امثال اين الفاظ. 5- از مرتبه چهارم اندكى پايين تر باشد و با امثال اين الفاظ توصيف گردد: شيخ يكتب حديثه و ينظر فيه، صدوق سّىء الحفظ، صدوق يهم صدوق يخطىء. 6- مرتبه ادنى است كه در آن راوى با اين الفاظ توصيف مى شود: صالح الحديث، صدوق انشاء الله، صويلح، مقبول و امثال آن. بنا بر اين مراتب، وقتي که گفته مي شود (فلان اثبت الناس في فلان) است، يعني اينکه فلان ثقه ترين فرد روايت کننده حديث از فلان است! مثلا در عبارت : "وَقَالَ ابْنُ مَعِينٍ : أَثْبَتُ النَّاسِ فِي الزُّهْرِيِّ مَالِكٌ وَمَعْمَرٌ وَيُونُسُ" يعني: ابن معين گفت: ثقه ترين افراد در نقل روايت از زهري، مالک و معمر و يونس هستند. لذا اگر روايتي را اين سه نفر از زهري نقل کرده باشند، آن روايت قوي تر خواهد بود نسبت به نقل همان روايت از زهري ولي توسط افراد ديگري غير از اين سه نفر. مثال ديگر: فقد قال ابن معين (أثبت الناس في هشام بن عروة : عبد الرحمن بن أبي الزناد )يعني: ابن معين گفته: ثقه ترين مردم در نقل روايت از هشام بن عروة، عبدالرحمن بن ابي الزناد است. و مي توان گفت که بعنوان مثال اگر احمد را با وصف "اثبت الناس" توصيف کنند ولي محمود را با وصف " ثقة حجّة" توصيف کنند، نتيجه مي گيريم که احمد از محمود ثقه تر و روايتش پذيرفته تر و قوي تر است. و به همين ترتيب... و مراتب جرح راوي عبارتند از: 1- نخست اين كه راوى با اين صفات توصيف گردد: هو لين الحديث، فيه مقال، يا ضعيف و مانند اين ها. در اين مرتبه راوى ساقط و متروك الحديث نمى باشد و از عدالت هم ساقط نمى گردد. 2- اين كه درباره راوى گفته شود: ليس بقوى، يا فلان لايحتج به، يا ضعيف الحديث، يا مانند آن. اين طبقه هم روايت شان تا حدى معتبر است. 3- اين كه درباره راوى گفته شود: فلان متروك الحديث، يا ذاهب، و يا كذاب. روايات اين طبقه از درجه اعتبار ساقط است. بر اين اساس اگر گفته شود که مثلا فلاني "ضعيف" است، در آنصورت حديث وي پذيرفته نيست و حديثي که در سلسله رجال آن يک يا چند راوي با چنين صفتي داشته باشد، آن حديث ضعيف خواهد بود و مورد پذيرش واقع نمي شود.
 

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
حدیث معنعن و حدیث مؤنن
حدیث معنعن:
عبارتست از حدیثی که در سندش چنین گفته می شود: "عن فلان عن فلان.." بدون آنکه تصریح شده باشد که آن حدیث از طریق تحدیث یا سماع یا اخبار رسیده باشد. مثلا حدیثی که ابن ماجه روایت کرده: حدثنا عثمان بن أبي شیبة حدثنا معاویة بن هشام حدثنا سفیان عن أسامة بن زید عن عثمان بن عروة عن عروة عن عائشة قالت: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: إن الله و ملائکته یصلون علی میامِن الصفوف.(ابن ماجه 1005)یعنی: رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: براستی که خداوند و فرشتگانش بر سمت راست صفوف (نماز) صلوات می فرستند.نکته: برخی از علما و محدثین این حدیث را ضعیف دانسته اند و علامه ناصرالدین البانی رحمه الله در "ضعيف سنن أبي داود" (رقم 104) علت ضعف را بیان کرده است، و در "تمام المنة" آورده است: چنانکه بیهقی گفته، حدیث با این لفظ از عائشه رضی الله عنها غیر محفوظ است. و صواب اینست که روایت محفوظ با این سند لفظ "يَصِلون الصفوف" (یعنی«إن الله وملائكته يصلون على الذين يَصِلون الصفوف») است.علما گفته اند که اگر حدیث معنعن سه شرط زیر را داشته باشد می توان آنرا بعنوان حدیث متصل بشمار آورد:1- راوی حدیث سالم از تدلیس باشد.2- عدالت راوی مشخص شود.3- ملاقات راوی و کسی که از او روایت می کند ثابت شود.اما بعضی از علما گفته اند که حدیث معنعن بدلیل احتمال انقطاع در آن حجت نیست، مگر آنکه اتصال آن از طریق دیگری مشخص شود و راوی از مروی عنه سماع کرده باشد، امام نووی گفته که این رأی بنا به اجماع سلف مردود است. (صحیح مسلم به شرح نووی، 1/128). حدیث مؤنن: عبارتست از حدیثی که در سند آن گفته شود: "حدثنا فلان أنّ فلاناً قال...". مثلا این قول امام مالک که گفت: (حدثنا الزهری أنَّ ابن المسیب حدثهُ...).امام احمد و گروهی دیگر از جمله یعقوب بن شیبة و ابوبکر بردیجی، مؤنن را تا زمانی که سماع راویان از همدیگر و اتصال سند مشخص نشود، جزو احادیث منقطع می دانند. ولی امام مالک حکم حدیث مؤنن را مانند حدیث مُعنعن بشمار آورده است، چنانکه از او پرسیدند که اگر راوی بگوید: «عن فلان أنه قال» یا «أن فلانا قال ...» با هم چه فرقی دارند؟ امام مالک جواب دادند: با هم فرقی ندارند. (توضیح الافکار، ج1،ص337)و رأی صحیح نظر امام مالک است، چنانکه ابن عبد البر حکایت می کند که جمهور اهل علم "عن" و "أنَّ" مساوی می دانند. (التمهیید، 1/26).
 
آخرین ویرایش:

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
مفهوم احادیث مرفوع و موقوف و مقطوع چیست؟ (قسمت اول)

اگر بخواهیم احادیث را از جهت اینکه به چه کسی منتهی می شوند و به اصطلاح متن حدیث از جانب چه کسی است، سه نوع حدیث را می توان تعریف کرد:حدیث مرفوع، حدیث موقوف و حدیث مقطوع الف) حدیث مرفوع چیست؟مرفوع حدیثی است که سند آن به شخص پیامبر صلی الله علیه وسلم منتهی شده باشد، چه از اقوال یا افعال یا تقریرات پیامبر صلی الله علیه وسلم باشد، بعبارتی ديگر حديثى است که انتهای سند آن به پیامبرصلی الله علیه وسلم متصل شود و در روایت گفته شود: قال النبّی، قال رسول*الله صلی الله علیه وسلم ( یعنی بعد از ذکر سلسله راویان، در انتهای آن شخص روایت کننده، متن حدیث را به پیامبر صلی الله علیه وسلم منتسب سازد)احادیث مرفوع خود شامل متصل و منقطع و مرسل می*باشد، یعنی سند حدیث مرفوع ممکن است سالم باشد یعنی متصل است و یا سند آن دارای اشکال باشد یعنی در سند آن یک یا چند راوی حذف شده باشند که بدان حدیث منقطع گویند و اگر راوی حذف شده صحابی باشد بدان مرسل گویند.مثال برای حدیث مرفوع:محمد بن عمرو عن أبی سلمة عن أبی هریرة أنّ رسول*الله صلی الله علیه وسلم قال: «لولا أن أشقّ علی أمتي لأمرتهم بالسواك عند کل صلاة»ترجمه: محمد بن عمرو از ابی سلمه از ابوهریره و او نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می کند که فرمود: « چنانکه بر امتم سخت نمی بود به یقین آنها را امر می کردم که در هنگام هر نمازی سواک زنند».چنانکه مشاهده می شود این حدیث یعنی متن آن، به شخص پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت داده شد و لذا این حدیث را مرفوع گویند یعنی حدیثی که گوینده متن آن پیامبر صلی الله علیه وسلم است.

ادامه دارد

 
آخرین ویرایش:

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0

مفهوم احادیث مرفوع و موقوف و مقطوع چیست؟ (قسمت دوم)

در شماره ی پیشین گفته بودیم که: اگر بخواهیم احادیث را از جهت اینکه به چه کسی منتهی می شوند و به اصطلاح متن حدیث از جانب چه کسی است، سه نوع حدیث را می توان تعریف کرد:حدیث مرفوع، حدیث موقوف و حدیث مقطوعو اکنون می پردازیم به حدیث موقوف.
ب) حدیث موقوف چیست؟
خبرهایی (احادیثی) که از صحابی، و از اقوال و افعال و تقریرات او نقل شده باشد و سند حدیث به صحابی ختم شده باشد و به رسول*الله صلی الله علیه وسلم نرسیده باشد، موقوف نام دارد، و اگر حدیث موقوف صحابی دارای سندی متصل باشد به آن موقوف موصول گفته می*شود و در غیر این صورت آن را موقوف غیر موصول می*نامیم، درست مانند حدیث مرفوع متصل و یا منقطعی که به رسول*الله صلی الله علیه وسلم منتهی شده باشد.
البته برخی از علما به خبرهایی که از صحابی نقل می شوند حدیث نمی گویند بلکه به آن "اثر" گویند، یعنی نزد این علما، اقوال و افعال و تقریرات صحابی "اثر" نام دارد و به آن نمی توان لفظ حدیث گفت.مثالی برای حدیث موقوف: از علی رضی الله عنه روایت است که می*گوید: «حدثوا الناس بما يعرفون، أتحبون أن يكذب الله ورسوله».یعنی: با مردم به همان اندازه که می*فهمند صحبت کنید، مگر دوست دارید به خدا و رسولش دروغ بسته شود؟و این نقل به صحابی منتسب شده است لذا بدان حدیث موقوف گویند.اما گاهی حدیثی را از یک صحابی نقل می کنند که هرچند آن حدیث لفظا حدیث موقوف نامیده می شود ولی حکم آن حدیث را، مرفوع می نامند، یعنی گویند حدیث لفظا موقوف است ولی حکما مرفوع است، و این زمانی است که معنی و مفهوم متن حدیث نقل شده هرچند از قول یا فعل یا تقریر صحابی است ولی علماء نتیجه می گیرند که آن قول یا فعل یا تقریر صحابی در حقیقت مورد تایید پیامبر صلی الله علیه وسلم است و نمی تواند اجتهاد خود صحابی باشد.ابن حجر می*آورد که اگر تفسیر صحابی از قبیل اجتهاد شخصی و یا نقل لغت عربی نباشد حدیث در حکم مرفوع است، و در غیر این صورت مرفوع نیست. بنابراین، اخبار مربوط به گذشته از شروع خلقت و داستان*های پیامبران و یا از امور آینده مانند ملاحم و فتن و قیامت و صفات بهشت و جهنم و یا عملی که پاداش و یا عقاب مخصوصی دارد این قبیل موارد اجتهادی نیستند و در حکم احادیث مرفوع می*باشند. البته ابن حجر یک دسته از اصحاب (مانند عبدالله بن سلام و عبدالله بن عمرو بن العاص) را که به اسرائیلیات آشنا بوده*اند از این لیست خارج کرده و احادیث آن*ها را [اگر که مشخص نباشد از پیامبر صلی الله علیه وسلم است] در موارد فوق مرفوع نمی*داند.(ق. النکت. ابن حجر).مثلا روش خواندن نماز کسوف علی رضی الله عنه که در آن در هر رکعت بیشتر از دوبار رکوع می برد، دلیل بر آنست که عمل وی در حقیقت مورد تايید پیامبر صلی الله علیه وسلم است و لذا نمی تواند اجتهاد علی رضی الله عنه باشد و به همین سبب علما می گویند این عمل علی رضی الله عنه حکما مرفوع است و حکم احادیث مرفوع را دارد هرچند لفظا جزو موقوف است.همچنین اگر صحابی قول یا فعل خود را به زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم برگرداند ، صحیح آنست که بگوییم حدیث مرفوع است، بعبارتی اگر صحابی بگوید: (کنّا نفعل کذا أو کنّا نقول کذا): «ما این چنین کار می*کردیم و یا این چنین چیزی می*گفتیم» اما نگوید در زمان رسول*الله صلی الله علیه وسلم این کار را می*کردیم و یا این را می*گفتیم، این حدیث از زمره*ی احادیث موقوف می*باشد، ولی اگر روایت را به زمان رسول*الله صلی الله علیه وسلم نسبت دهد، دو حالت دارد؛ اگر در حضور پیامبر صلی الله علیه وسلم باشد بدان مرفوع تقریری گویند ولی اگر در حضور ایشان نبوده باشد آنرا حکما مرفوع گویند. مانند روایت از جابر بن عبدالله انصاری که می*فرماید: «در عصر رسول خدا صلی الله علیه وسلم و در شرایطی که آیات قرآن نازل می*شدند، ما گاهی اقدام به عزل می*نمودیم و رسول خدا صلی الله علیه وسلم از آن باخبر بود و ما را از آن نهی نمی*فرمود».( متفق علیه)و صحیح آنست که این روایت را مرفوع تقریری بنامیم.خلاصه اینکه، نکته*ای که در این جا باید مورد توجه قرار گیرد این است که [تأیید پیامبر صلی الله علیه وسلم از طریق] سکوت دو نوع است:1-حضور شخص پیامبر صلی الله علیه وسلم و سکوت ایشان.2-انجام عملی توسط صحابی در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم .نوع دوم را در صورت سکوت پیامبر صلی الله علیه وسلم به نسبت آن، حکماً مرفوع می*نامند [در حکم حدیث مرفوع می*باشد] چرا که ظاهرا پیامبر صلی الله علیه وسلم از عمل آ*ن*ها مطلع بوده است. ( شرح نخبة الفکر، ابن حجر).

ادامه دارد
 
آخرین ویرایش:

1kafar

اخراج شده
29/10/13
2
0
0
درود
کلا علم مصطلح الحدیث چیز بیخودی است!مثلا اگر راوی یهودی یا مسیحی باشد روایتش مورد قبول نیست.انگار که فقط مسلمین عادل و راستگو هستند و بقیه دوغگو ووو
 

صدیق

ناظر
19/1/13
620
1
18
درود
کلا علم مصطلح الحدیث چیز بیخودی است!مثلا اگر راوی یهودی یا مسیحی باشد روایتش مورد قبول نیست.انگار که فقط مسلمین عادل و راستگو هستند و بقیه دوغگو ووو

وعلیک السلام

اولاً اسم کاربری ای که انتخاب کردید مغایرت با قوانین سایت فائزین می باشد و لذا بنده با توجه به اختیاراتم در سایت بدون تذکر قبلی شما را اخراج کردم.

ثانیاً طاهراً از علوم حدیث چیزی نمی دانید و تنها به ابراز احساسات معاندتان سعی می کنید ، برای پذیرش حدیث شرایط خاصی باید وجود داشته باشد و تنها یکی از آن موارد عدالت است .

ثالثاً یهود و نصاری با پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم دشمن هستند حال چگونه احادیث انها را قبول کنیم ؟!!!

رابعاً یک یهودی و نصرانی مثلاً بیاید و یک حدیث نقل کند که چه باشد؟! آیا در فضیلت پیامبر اسلام حدیث نقل می کند؟ از چه کسی نقل می کند؟! از خود پیامبر اسلام ؟! کتب خودشان را تحریف کردن ، بر پیامبرانشان افترا بستند حال برای مسلمانان صداقت به خرج می دهند؟ !! حاشا و کلا

خامساً سخن حق را از هرکسی که باشد قبول می کنیم مادامی که صداقتش ثابت شده باشد و این منهج قرآن است .
 
آخرین ویرایش:

تسنیم

کاربر فعال و مفید
1/1/70
361
3
0
مفهوم احادیث مرفوع و موقوف و مقطوع چیست؟ (قسمت سوم)
در دو شماره ی پیشین گفته بودیم که:اگر بخواهیم احادیث را از جهت اینکه به چه کسی منتهی می شوند و به اصطلاح متن حدیث از جانب چه کسی است، سه نوع حدیث را می توان تعریف کرد:حدیث مرفوع، حدیث موقوف و حدیث مقطوع.
و اکنون می پردازیم به حدیث مقطوع:
ج) حدیث مقطوع چیست؟به آنچه که از اقوال و افعالی از تابعین که به آن*ها منتهی شده باشد گفته می*شود. بعبارتی ديگر روایتی است که فقط به تابعی متصل شود مثلا گویند ( قال مالک بن دینار فلان) که مالک بن دینار صحابی نیست بلکه از طبقه تابعین می باشد.
مانند این گفته حصن بصری تابعی که هنگامی از او در مورد نماز خواندن پشت سر مبتدع می پرسند جواب می دهد: « صل و علیه بدعته» یعنی : نماز بخوان ، چرا که بدعتش به خودش برمی گردد.سوال) آیا احادیث موقوف یا مقطوع در اثبات احکام شرعی قابل پذیرش هستند؟جواب: اگر احادیث موقوف حکما مرفوع باشند مادامیکه روایت (صحیح یا حسن) باشد قابل استناد است. ولی اگر حکما مرفوع نباشد و بلکه اجتهاد صحابی باشد در اینصورت بین علما اختلاف است، ولی صحیح آنست که اجتهاد صحابی حجت نیست بلکه بعنوان یک اجتهاد از صحابی ممکن است درست باشد یا اشتباه، اما احادیث مقطوع نیزبرای اثبات احکام شرعی دارای حجت نیستند و همانند حدیث موقوف که اجتهاد صحابی است آنها نیز جزو اجتهادات تابعین بوده و بعنوان ادله احکام قابل استناد نیستند.

 
آخرین ویرایش:

bertrand

کاربر فعال و مفید
30/10/13
100
0
0
وعلیک السلام

اولاً اسم کاربری ای که انتخاب کردید مغایرت با قوانین سایت فائزین می باشد و لذا بنده با توجه به اختیاراتم در سایت بدون تذکر قبلی شما را اخراج کردم.

ثانیاً طاهراً از علوم حدیث چیزی نمی دانید و تنها به ابراز احساسات معاندتان سعی می کنید ، برای پذیرش حدیث شرایط خاصی باید وجود داشته باشد و تنها یکی از آن موارد عدالت است .

ثالثاً یهود و نصاری با پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم دشمن هستند حال چگونه احادیث انها را قبول کنیم ؟!!!

رابعاً یک یهودی و نصرانی مثلاً بیاید و یک حدیث نقل کند که چه باشد؟! آیا در فضیلت پیامبر اسلام حدیث نقل می کند؟ از چه کسی نقل می کند؟! از خود پیامبر اسلام ؟! کتب خودشان را تحریف کردن ، بر پیامبرانشان افترا بستند حال برای مسلمانان صداقت به خرج می دهند؟ !! حاشا و کلا

خامساً سخن حق را از هرکسی که باشد قبول می کنیم مادامی که صداقتش ثابت شده باشد و این منهج قرآن است .
درود
اولا قانون سایت این بود:تمامی کاربران می بایست در هنگام ثبت نام در سایت از کلمات مناسب جهت استفاده در نام کاربری خود استفاده نمایند . ایجاد ایدی با نام شخصیتهای معروف سیاسی مذهبی در سایت ممنوع وآیدیها ، آواتارها و امضاهای نامناسب فورا حذف خواهند شد.
نام مناسب یعنی چی؟ملاک نام مناسب چیست؟نام کاربری قبلی من از نظر من هیچ مشکلی نداشت شایسته بود یک اخطاری میدادید.
ثانیا از علم حدیث اطلاع دارم.البته ادعایی علامه دهر بودن ندارم.
ثالثا از کجا مطمئنید کل حرف های انها دروغ هستند.شما دچار سفسطه مصادره به مطلوب شدید چرا که میگی فقط مسلمانان راستگو هستند و یهود و نصاری دروغگو
رابعا در تاریخ اینگونه نیست که صدای مخالف را باید خفه کرد و چون مسلمانان میگویند بقیه دروغگو هستند و ما راستگو پس باید همینگونه باشد!
خامسا شما سخن حق را خود تعیین میکنید.عدالت راوی یعنی اینکه راوی باید مسلمان،بالغ،عاقل،سالم از موارد فسق[از حدود خداوند تجاوز نکند] و بدور از مواد شکننده ی جوانمردی و مردانگی باشد(ترجمه ی تیسیر مصطلح الحدیث،در آمدی بر علوم حدیث تالیف دکتر محمود طحان ترجمه فیض محمد بلوچ ص 254)
ظاهرا شما که منو متهم به نادانی میکنی خودتان دست کمی از من ندارید!:)
در آخر یاد بگیرید صدای مخالف را خفه نکنید.
74111
 

صدیق

ناظر
19/1/13
620
1
18
درود
اولا قانون سایت این بود:تمامی کاربران می بایست در هنگام ثبت نام در سایت از کلمات مناسب جهت استفاده در نام کاربری خود استفاده نمایند . ایجاد ایدی با نام شخصیتهای معروف سیاسی مذهبی در سایت ممنوع وآیدیها ، آواتارها و امضاهای نامناسب فورا حذف خواهند شد.
نام مناسب یعنی چی؟ملاک نام مناسب چیست؟نام کاربری قبلی من از نظر من هیچ مشکلی نداشت شایسته بود یک اخطاری میدادید.
ثانیا از علم حدیث اطلاع دارم.البته ادعایی علامه دهر بودن ندارم.
ثالثا از کجا مطمئنید کل حرف های انها دروغ هستند.شما دچار سفسطه مصادره به مطلوب شدید چرا که میگی فقط مسلمانان راستگو هستند و یهود و نصاری دروغگو
رابعا در تاریخ اینگونه نیست که صدای مخالف را باید خفه کرد و چون مسلمانان میگویند بقیه دروغگو هستند و ما راستگو پس باید همینگونه باشد!
خامسا شما سخن حق را خود تعیین میکنید.عدالت راوی یعنی اینکه راوی باید مسلمان،بالغ،عاقل،سالم از موارد فسق[از حدود خداوند تجاوز نکند] و بدور از مواد شکننده ی جوانمردی و مردانگی باشد(ترجمه ی تیسیر مصطلح الحدیث،در آمدی بر علوم حدیث تالیف دکتر محمود طحان ترجمه فیض محمد بلوچ ص 254)
ظاهرا شما که منو متهم به نادانی میکنی خودتان دست کمی از من ندارید!:)
در آخر یاد بگیرید صدای مخالف را خفه نکنید.
74111

وعلیک السلام

اولاً در قانون سایت اشاره شده که اسم کابری مناسب نه هر اسمی و اسم شما از نظر ما در این سایت مناسب نبوده اگر در نگاه شما مناسب است به خودتان ارتباط دارد لکن اگر می خواهید در این سایت فعالیت داشته باشید با اسم کاربری مناسب و بدور از جنجال ثبت نام کنید .

ثانیاً بنده طبق قانون سایت این اختیار را داشتم که شما را حذف و خارج کنم.


1- تمامی کاربران می بایست در هنگام ثبت نام در سایت از کلمات مناسب جهت استفاده در نام کاربری خود استفاده نمایند . ایجاد ایدی با نام شخصیتهای معروف سیاسی مذهبی در سایت ممنوع وآیدیها ، آواتارها و امضاهای نامناسب فورا حذف خواهند شد.


7-مدیران سایت می توانند در صورت مشاهده رعایت نکردن بند بند قوانین با کاربر مورد نظر برخورد کنند (اعم از : قفل ، مسدود سازی ، بن کردن آی پی و ...) که به صلاح دید مدیران سایت قابل اجرا است .

http://www.faezin.ir/forum/showthread.php?t=14

ثالثاً شما موظف هستید این قوانین را رعایت کنید؛ زیرا در هنگام ثبت نام قوانین سایت را قبول کردید.

رابعاً ما یهود و نصاری را متهم به دروغ نکردیم لکن با توجه به دشمنی آنها با پیامبر اسلام صلی الله علیه سلم نقل حدیث از آنها جایز نیست .

سؤال بنده این است که یهود و نصاری چگونه نقل حدیث از پیامبر صلی الله علیه و سلم می کنند که بعضاً در فضیلت امت محمدی و احکام و حلال و حرام و عقائد مسلمانان می باشد؟!

خامساً ما دین را از کانال اسلامیش می گیریم نه از یهود و نصاری که چون صداقت ندارند پس از آنها اخذ نمی کنیم ، مسأله ی نقل حدیث از یهود و نصاری ربطی به عدالت آنها ندارد بلکه مسأله ی عقیده است .

سادساً ما صدای حقی را خفه نکردیم اول حق بودن خودتان را ثابت کنید بعد ما را متهم به خفه کردن کنید.


شما حق پاسخ گویی به این پست در اینجا ندارید در صورت پاسخ گویی در خصوصی اقدام کنید.
 
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا