جدیدترین‌ها

خوش آمدید به انجمن فائزین

برای بهره مندی از تمامی امکانات در انجمن ثبت نام کنید

Ask question

Ask Questions and Get Answers from Our Community

Answer

Answer Questions and Become an Expert on Your Topic

Contact Staff

Our Experts are Ready to Answer your Questions

فوائد و مضرات فعالیت دینی در فضای مجازی

عبدالرحمن

کاربر فعال و مفید
12/12/13
235
0
0
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمه الله
خیلی وقته که تو فکر زدن همچنین تاپیکی هستم تا با کمک هم فوائد و ضررهای فعالیت دینی در اینترنت رو بررسی کنیم امیدوارم همه ی دوستان شرکت کنند و مباحث رو دنبال کنند تا ان شاء الله همگی بتوانیم از ضررهای آن دوری کنیم و به فوائدش بیشتر مشغول شویم.
 

عبدالرحمن

کاربر فعال و مفید
12/12/13
235
0
0
ابتدا دوست دارم کلام شیخ ابن جبرین رو در مورد اهمیت دعوت در اینترنت رو با هم بخونیم

"نباید آن (اینترنت) را برای یهودیان، مسیحیان، فاسقان، بدعت*گزاران و گناه کاران رها کنیم تا افکار، شبهات و گمراهی هایشان را گسترش دهند و بدین وسیله مخاطبان را فریب دهند و در کفر و بدعت و گناه و فتنه*های آشکار و پوشیده غرق کنند و بر عکس اگر از این وسیله علما، موحدان و مخلصان استفاده کنند به طور قطع عرصه بر گمراهان تنگ می شود و با مقالات سودمند خود می تواند مخاطبان حق طلب و جویندگان علم و عمل را بهره*مند سازند."

از گفتار و املای شیخ ابن جبرین- 24/7/1420


 

عبدالرحمن

کاربر فعال و مفید
12/12/13
235
0
0
اولش از خوبی های اینترنت شروع میکنم چون واقعا خوبی هاش بیشتره تا بدی هاش
اولین فائده ی اینترنت دسترسی وسیع به سایت ها و منابع دینی , سایت های رسمی علما , ایبوک های رایگان و پرارزش و کلی سایت های مفید دیگه
من خودم شخصا یکی از عوامل تحول فکریم سایت کتابخانه عقیده بود که تحول بزرگی در من ایجاد کرد و همچنین سایت های مثل موقع فتاوای اسلام پرسش و پاسخکه واقعا سرمایه ی بزرگی برای اهل سنت ایران هست و یا سایت های عربی مثل اسلام وب - وذکر - اسلام سوال و جواب - الشامله - دررالسنیه و اهل الحدیث و ... که واقعا سایت های پرباری هستند اما بگذریم از فوائد این دسترسی گسترده به اطلاعات بدی هایی هم داره برای کسی که اصطلاحا در دین تازه وارده تشخیص سایت های خوب و دارای منهج صحیح کاری سخته و چون زیاد علم نداره ممکنه به هر مقاله ای که در اینترنت دید چون از یه سایت اهل سنت هست اون رو قبول کنه در حای که ممکنه مطالبی توی مقاله باشه که خلاف عقیده و منهج اهل سنت و جماعت باشه
اما راه حل و راهکار برای جلوگیری از این آسیب چیه؟
من که فعلا چیزی به ذهنم نمی رسه 74111 منتظرم دوستان نظر بدن
 

صدیق

ناظر
19/1/13
620
1
18
بارک الله فیک کاک عبدالرحمن ...

یکی از روش های تشخیص سایت های خوب اهل سنت در عقیده و .. به اقوال و ا بهتره بگم مقالات شذوذ (نادر) توجگهی نباید کرد و به قول جمهور عمل کرد که در برخی از سایت ها زیاد از اقوال شاذ تکیه شده است که باید حذر کرد.
 

عبدالرحمن

کاربر فعال و مفید
12/12/13
235
0
0
بارک الله فیک کاک عبدالرحمن ...

یکی از روش های تشخیص سایت های خوب اهل سنت در عقیده و .. به اقوال و ا بهتره بگم مقالات شذوذ (نادر) توجگهی نباید کرد و به قول جمهور عمل کرد که در برخی از سایت ها زیاد از اقوال شاذ تکیه شده است که باید حذر کرد.

بله برادرحرفتون صحیحه البته به شرطی که اون فرد بدونه قول جمهور کدومه وگرنه بدون دونستن قول جمهور به همون مقاله و فتوا عمل میکنه متاسفانه
 

عبدالرحمن

کاربر فعال و مفید
12/12/13
235
0
0
یکی دیگه از ضررهای فعالیت دینی در اینترنت که دامن گیر اکثر کاربران از جمله خودم است تلف شدن وقت در اینترنته بعضا پیش میاد که میخوام در مورد یه مطلبی تحقیق کنم یا پستی بزارم و میرم انجامش میدم اما ناخواسته روی مطالب دیگه هم کلیک میکنم و بازم لینک دیگری نظرم رو جلب میکنه و هی میرم تا وقتی به خودم میام می بینم یه ساعت از وقتم تلف شد در حالی که کار اصلیم یه ساعته تموم شده و واقعا این تلف شدن ها وقتی روی هم جمع میشه آدم میفهمه چه ضرری کرده مثلا فرض کنید حداقل ماهی 20 ساعت وقتمون در اینترنت با وبگردی تلف بشه میدونید با این 20 ساعت میتونستیم چیکار کنیم؟ حداقلش میتونستیم 10 جزء قرآن بخونیم یا پنچ شیش صفحه قرآن حفظ کنیم و کلی کار مفید دیگه
الله متعال هممون رو از این عمل بیهوده دور بکنه
آمین
 

kurdnews

کاربر فعال و مفید
1/1/70
312
3
0
وبلاگتون بسیار زیباست برادر ادامه بدید

جزاکم الله
 

عبدالرحمن

کاربر فعال و مفید
12/12/13
235
0
0
یکی دیگه از مضرات اینترنت که خودم زمانی گرفتارش بودم اینه که دسترسی فرد به منابع گسترده از جمله کتب حدیث و کتب تخریج احادیث و ... باعث میشه که فرد احساس کنه چون همه احادیث رو توی سیستمش داره و به راحتی میتونه ضعف و صحت حدیث رو تو سایت ها ببینه پس میتونه مثل علما در مورد مسائل شرعی نظر بده و خودش رو صاحب نظر میدونه و حکم علما رو رد میکنه و فتوا میده و ...
در حالی که از علوم شرعی هیچ بهره ای نداره نه اصول فقه رو بلده نه توی قرآن و سنت کاملا تبحر داره
به قول یکی از دوستام همیشه میگه: چه وضعشه هر کی یه مکتبه الشامله نصب کرده و فکر میکنه علامه ی دهر شده در حالی که امام شافعی و امام احمد و ... تنها خودشون ده تا مکتبه الشامله تو مغزشون بود
 

عبدالرحمن

کاربر فعال و مفید
12/12/13
235
0
0
سلام علیکم
باز یکی دیگه از مضرات دعوت در اینترنت به ذهنم رسید اینارو میگم که اولا خودم بعد همه دوستان آگاه باشن و گرفتار این مسائل نشوند

همه ی ما توی شبکه های مجازی یا چت روم ها حضور داشتیم و از نزدیک باهاشون آشنایی داریم فتنه ای که توی این مکان ها خوابیده رسول الله صلی الله علیه وسلم اون رو مضرترین ضرر برای مردان دانسته رسول الله می فرمایند:
«مَا تَرَکْتُ بَعْدِی فِتْنَةً أَضَرَّ عَلَی الرِّجَالِ مِنْ النِّسَاءِ» بخاری (5069)، و مسلم (2740، 2741).

یعنی: «زیان بارترین فتنه برای مردان زنان هستند».

درست متوجه شدید منظورم اختلاط جوانان دختر و پسر در این مکان هاست بین اونها چت های غیر ضروری رخ میده توی کامنت ها کلمات محبت آمیز برای هم به کار میبرن و ...
و خودشون رو هم مشغول به دعوت فی سبیل الله میدونن در حالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند:

«العَیْنَانِ زِنَاهُمَا النَّظَرُ، وَالأُذُنَانِ زِنَاهُمَا الاسْتِمَاعُ، وَاللِّسَانُ زِناهُ الکَلاَمُ، وَالیَدُ زِنَاهَا البَطْشُ، وَالرِّجْلُ زِنَاهَا الخُطَا». بخاری (6612،6243) مسلم (2657).

یعنی: چشم ها زنا می کنند و زنایشان نگاه کردن به نامحرم است، و زنای گوشها گوش دادن است، و زنای زبان سخن گفتن است، و زنای دست ها دست زدن است و زنای پاها رفتن است.

پس قطعا چت های غیرضروری و به کاربردن کلمات محبت آمیز برای جنس مخالف جایز نیست و علما اون رو حرام دونستن

اللهم آت نفوسنا تقواها وزكها أنت خير من زكاها
 

ئه ستیره

ناظر
1/1/70
950
18
18
زیر آسمان خدا
اینترنت و خطرات آن

اینترنت و خطرات آن
برادر بزرگوار ! آيا به همسرت توجه کرده اي ؟ آيا به فرزندانت توجه کرده اي ؟ آيا به برادران و خواهرانت فکر کرده اي ؟ آيا در مورد آنچه در غياب تو الان در خانه مي گذرد فکر کرده اي؟ آنها چگونه اوقات خود را سپري مي کنند؟ آيا مي دانيد فرزندانت (دختر و پسر) کجا رفته و شب را چگونه مي گذرانند؟ متعجب هستم از اينکه بعضي از پدران نه تنها نسبت به فرزندان خود بي اعتنا بوده و چيزي از آنها نمي دانند بلکه در مورد همسر خويش نيز بي اطلاع و نسبت به آمد وشد و خروج آنها از منزل بي خبر هستند. بشنو در مورد آن چيزي که براي اين دختر جوان اتفاق افتاده است.مي گويد : من از خانواده اي متشخص و محترمي بودم.با بهترين جوان ازدواج کردم. مردم از ازدواج من غبطه خورده و به من حسادت مي کردند. او مي گويد: همسرم به من عشق مي ورزيد. با او زندگي خوشبختي داشتم و مردم به اين زندگي حسادت مي کردند. گوش کن چه اتفاقي رخ داد و به اين حادثه تلخ و ناگوار و فاجعه آميز بنگر.آن دختر مي گويد: روزها سپري مي شد ... زندگي خوش، سرشار از شادي و شادماني داشتيم، با هم از خانه خارج شده و از اين دنيا لذت مي برديم. هيچ موقع مرا از آن چيزي که از او مي خواستم منع نمي کرد. تا اينکه روزي با پديده اي نو به اسم انترنت آشنا شدم. آيا اين اسم را شنيده اي؟ گمان مي کنم برخي از خانه ها از اين امکانات برخوردار هستند. در ادامه مي گويد: بعد از اصرار و پافشاري زياد، همسرم براى من کامپيوتر آورد و انترنت را به من آموختو من هم دوستي داشتم که نحوه استفاده از انترنت را به من آموزش مي داد.روزها گذشت تا اينکه با اصطلاحاتي مانند چت روم، چت کردن و غيره آشنا شدم و من صبح ها هر موقع همسرم سر کار مي رفت ساعات طولاني مقابل کامپيوتر و انترنت نشسته و شروع به صحبت با ديگران مي کردم. من زن نيک اخلاقي بودم، تا به حال مرتکب حرام نشده بودم.او مي گويد : اکثر صحبت هاي مردم در اينترنت پوچ و بي ارزش بود. تا اينکه با جواني زيبا رو در انترنت آشنا شدم و با همديگر صحبت مي کرديم. او مي گويد : چگونه بعضي از پدران نمي دانند که بعضي از چت روم ها در انترنت قابليت صدا و تصوير و ديد و بازديد دارند تا جايي که ديگر نيازي نيست دخترانشان از منزل خارج شوند. بعضي از چت روم ها مملو از فساد مي باشد که خداوند به آن آگاه تر است و من قصد تفصيل و تشريح آن را ندارم تا اينكه بعضيها به راه حرام راهنمايى نشوند.مي گويد : بعد از آن آشنايي هر روز با آن جوان صحبت مي کردم و روزي به حرام بودن آن فکر نکردم. تا اينکه قلبم به آن وابسته شد. از آن به بعد بود که به خاطر استفاده طولاني از انترنت مشکلات من با همسرم نمايان شد. با اين وجود همسرم را به خاطر زيبايي و اخلاق پسنديده اش دوست داشتم اما آن جوان انترنتي را هم دوست داشتم. روزها سپري مي شد تا اينکه آن جوان انترنتي از من خواست تا همسرم را طلاق دهم تا با من ازدواج کند. پس از آن مشکلات من و همسرم شروع شد و کامپيوتر را از من گرفت و مرا از آن محروم کرد و بعد از مدتي به من مشکوک شد و من با دوستم تلفني صحبت مي کردم و به همين خاطر از طرف شوهرم مورد سوء ظن قرار گرفته و بوسيله دستگاهي مکالمات من را کنترل مي نمود. تا اينکه بعد از مدتي اين رسوايي برملا شد و همه چيز را فهميد.شوهرم مرد پاکي بود و موجبات رسوايي مرا فراهم نکرد و به خاطر آن موضوع عکس العملي از خود نشان نداد. نزد من آمد و نوار مکالمات را گذاشته و تمام صحبتهاي ضبط شده را شنيدم. بعد از گريه کردن به او گفتم: چه مي خواهيد؟ گفت به خانه پدر و مادرت برو و از من درخواست طلاق کن. من هم خواهم آمد و تو را طلاق خواهم داد. انگار هيچ اتفاقي نيفتاده است. آن زن مي گويد: همسرم را دوست داشتم ولي آن جوان را نيز دوست داشتم. با اين وجود از خانواده ام خواستم که مرا از همسرم طلاق دهند و با اين کار خانه خويش را با دستان خود ويران نمودم.مي گويد : شروع کردم به خروج از منزل و گردش با معشوق خود. ابتدا از طريق انترنت با او ملاقات مي کردم. تا جايي که ارتباطات نامشروع و زشت او با من شروع شد و اين افعال زشت و ناپسند روزها و ماهها به طول انجاميد و هر موقع به او مي گفتم کي ازدواج مي کنيم ؟ در جوابم مي گفت: آمادگي ندارم، فردا يا پس فردا سراغت مي آيم. تا اينکه روزي از روزها رابطه خود را با من قطع نمود. با او تماس گرفتم و گفتم: اي فلاني ! کي با من ازدواج ميکني؟ گفت: اي زن غافل و بي ارزش ! آيا فکر مي کني کسي قصد ازدواج با تو را دارد. گفتم براي چه؟ گفت : کسي که يک بار خيانت کرد مطمئنا براي بار دوم نيز خيانت مي کند و گفت: من جواني هستم که مدتي قصد لذت بردن از تو را داشتم و لذا اگر من فکر ازدواج داشتم همسر آينده ام را از طريق انترنت جستجو نمي کردم. من راه و روش ازدواج را خوب مي دانم، راه و روش به دست آوردن دختران شايسته را هم نيز خوب مي دانم، ولي تو دختري بي ارزش هستي که پاره اي از اوقاتم را با او سپري مي کردم.دختر جوان مي گويد: من درحال حاضر بيش از 30 سال سن دارم و تا به الآن هيچ کس از من خواستگاري نکرده و قصد ازدواج با من را ندارد. زندگي من تباه شده و من الآن قصد خودکشي دارم. مي گويد: من الآن مشغول نوشتن اين نامه ميباشم و شايد در حالي نامه ام به دست شما برسد که اقدام به خود کشي کرده باشم و شايد زماني که اين حکايت را مي شنويد در زير خاک باشم. اگر در اين دنيا نبودم براي آمرزش من دعا کنيد و اگرهم زنده بودم از خداوند بخواهيد که مرا هدايت نمايد شايد خداوند عزووجل مرا هدايت کند "اي کساني که ايمان آورده ايد از راههاي شيطان پيروي نکنيد" (النور : 21)آغازش با اينترنت بود. تمام چيزهايي که در اينترنت وجود دارد حرام نمي باشد. افعال خوب، دعوت به سوي خدا و اطلاعات علمي و آموزنده نيز مي توان در اينترنت جستجو نمود و لکن آگاه باشيد! از فرزندان خود به خوبي مراقبت نماييد. مشاهدات وحتي تلفن آنها را کنترل نماييد، زيرا از آن به عنوان سلاح وشمشيري دو لبه ياد شده است. هنگامي که دختران جوان تا نيمه هاي شب در اتاق نشسته و دررا برروي خود قفل وبا تلفن صحبت مي کنند آيا اين موضوع منجر به سوءظن و بي اعتمادي نمي شود؟ کجا هستند پدر و مادر؟ کجا هستند فرزندان؟ به خدا قسم اگر بخواهم اين داستانها را تا صبح بگوييم مطمئنا تمام نخواهد شد.همه اين داستانها وقايعي هستند که جوانان خود بوسيله تلفن براي من بازگو مي کنند. به خدا قسم بايد به خاطر اتفاقاتي که اين جوانان با اولين تماس و شايد با اولين نگاه به آن دچار مي شوند به جاي اشک ريختن بايد خون گريه کرد. برخي از آنها چنين مي گويند: ابتدا به هنگام خروج از مدرسه و در راه رفتن به خانه، او به من نگاه کرد و با من صحبت نمود. مي گويد : در ابتدا لرز و واهمه داشتم ولي آن پايان کار بود. مي گويد: و من الان در فاحشه خانه و لانه بدبختي گرفتار شده ام. آيا مي دانيد علت چيست؟ علت گامهايي هستند که يکي پس از ديگري در مسير اشتباه بر مي داشتم "از وسواس و گامهاي شيطان پيروي نکنيد" (النور : 21)


جزئى از سخنرانى: شيخ نبيل العوضي
 
آخرین ویرایش:

عاطفه

کاربر فعال و مفید
24/4/13
417
0
0
اینترنت و خطرات آن
برادر بزرگوار ! آيا به همسرت توجه کرده اي ؟ آيا به فرزندانت توجه کرده اي ؟ آيا به برادران و خواهرانت فکر کرده اي ؟ آيا در مورد آنچه در غياب تو الان در خانه مي گذرد فکر کرده اي؟ آنها چگونه اوقات خود را سپري مي کنند؟ آيا مي دانيد فرزندانت (دختر و پسر) کجا رفته و شب را چگونه مي گذرانند؟ متعجب هستم از اينکه بعضي از پدران نه تنها نسبت به فرزندان خود بي اعتنا بوده و چيزي از آنها نمي دانند بلکه در مورد همسر خويش نيز بي اطلاع و نسبت به آمد وشد و خروج آنها از منزل بي خبر هستند. بشنو در مورد آن چيزي که براي اين دختر جوان اتفاق افتاده است.مي گويد : من از خانواده اي متشخص و محترمي بودم.با بهترين جوان ازدواج کردم. مردم از ازدواج من غبطه خورده و به من حسادت مي کردند. او مي گويد: همسرم به من عشق مي ورزيد. با او زندگي خوشبختي داشتم و مردم به اين زندگي حسادت مي کردند. گوش کن چه اتفاقي رخ داد و به اين حادثه تلخ و ناگوار و فاجعه آميز بنگر.آن دختر مي گويد: روزها سپري مي شد ... زندگي خوش، سرشار از شادي و شادماني داشتيم، با هم از خانه خارج شده و از اين دنيا لذت مي برديم. هيچ موقع مرا از آن چيزي که از او مي خواستم منع نمي کرد. تا اينکه روزي با پديده اي نو به اسم انترنت آشنا شدم. آيا اين اسم را شنيده اي؟ گمان مي کنم برخي از خانه ها از اين امکانات برخوردار هستند. در ادامه مي گويد: بعد از اصرار و پافشاري زياد، همسرم براى من کامپيوتر آورد و انترنت را به من آموختو من هم دوستي داشتم که نحوه استفاده از انترنت را به من آموزش مي داد.روزها گذشت تا اينکه با اصطلاحاتي مانند چت روم، چت کردن و غيره آشنا شدم و من صبح ها هر موقع همسرم سر کار مي رفت ساعات طولاني مقابل کامپيوتر و انترنت نشسته و شروع به صحبت با ديگران مي کردم. من زن نيک اخلاقي بودم، تا به حال مرتکب حرام نشده بودم.او مي گويد : اکثر صحبت هاي مردم در اينترنت پوچ و بي ارزش بود. تا اينکه با جواني زيبا رو در انترنت آشنا شدم و با همديگر صحبت مي کرديم. او مي گويد : چگونه بعضي از پدران نمي دانند که بعضي از چت روم ها در انترنت قابليت صدا و تصوير و ديد و بازديد دارند تا جايي که ديگر نيازي نيست دخترانشان از منزل خارج شوند. بعضي از چت روم ها مملو از فساد مي باشد که خداوند به آن آگاه تر است و من قصد تفصيل و تشريح آن را ندارم تا اينكه بعضيها به راه حرام راهنمايى نشوند.مي گويد : بعد از آن آشنايي هر روز با آن جوان صحبت مي کردم و روزي به حرام بودن آن فکر نکردم. تا اينکه قلبم به آن وابسته شد. از آن به بعد بود که به خاطر استفاده طولاني از انترنت مشکلات من با همسرم نمايان شد. با اين وجود همسرم را به خاطر زيبايي و اخلاق پسنديده اش دوست داشتم اما آن جوان انترنتي را هم دوست داشتم. روزها سپري مي شد تا اينکه آن جوان انترنتي از من خواست تا همسرم را طلاق دهم تا با من ازدواج کند. پس از آن مشکلات من و همسرم شروع شد و کامپيوتر را از من گرفت و مرا از آن محروم کرد و بعد از مدتي به من مشکوک شد و من با دوستم تلفني صحبت مي کردم و به همين خاطر از طرف شوهرم مورد سوء ظن قرار گرفته و بوسيله دستگاهي مکالمات من را کنترل مي نمود. تا اينکه بعد از مدتي اين رسوايي برملا شد و همه چيز را فهميد.شوهرم مرد پاکي بود و موجبات رسوايي مرا فراهم نکرد و به خاطر آن موضوع عکس العملي از خود نشان نداد. نزد من آمد و نوار مکالمات را گذاشته و تمام صحبتهاي ضبط شده را شنيدم. بعد از گريه کردن به او گفتم: چه مي خواهيد؟ گفت به خانه پدر و مادرت برو و از من درخواست طلاق کن. من هم خواهم آمد و تو را طلاق خواهم داد. انگار هيچ اتفاقي نيفتاده است. آن زن مي گويد: همسرم را دوست داشتم ولي آن جوان را نيز دوست داشتم. با اين وجود از خانواده ام خواستم که مرا از همسرم طلاق دهند و با اين کار خانه خويش را با دستان خود ويران نمودم.مي گويد : شروع کردم به خروج از منزل و گردش با معشوق خود. ابتدا از طريق انترنت با او ملاقات مي کردم. تا جايي که ارتباطات نامشروع و زشت او با من شروع شد و اين افعال زشت و ناپسند روزها و ماهها به طول انجاميد و هر موقع به او مي گفتم کي ازدواج مي کنيم ؟ در جوابم مي گفت: آمادگي ندارم، فردا يا پس فردا سراغت مي آيم. تا اينکه روزي از روزها رابطه خود را با من قطع نمود. با او تماس گرفتم و گفتم: اي فلاني ! کي با من ازدواج ميکني؟ گفت: اي زن غافل و بي ارزش ! آيا فکر مي کني کسي قصد ازدواج با تو را دارد. گفتم براي چه؟ گفت : کسي که يک بار خيانت کرد مطمئنا براي بار دوم نيز خيانت مي کند و گفت: من جواني هستم که مدتي قصد لذت بردن از تو را داشتم و لذا اگر من فکر ازدواج داشتم همسر آينده ام را از طريق انترنت جستجو نمي کردم. من راه و روش ازدواج را خوب مي دانم، راه و روش به دست آوردن دختران شايسته را هم نيز خوب مي دانم، ولي تو دختري بي ارزش هستي که پاره اي از اوقاتم را با او سپري مي کردم.دختر جوان مي گويد: من درحال حاضر بيش از 30 سال سن دارم و تا به الآن هيچ کس از من خواستگاري نکرده و قصد ازدواج با من را ندارد. زندگي من تباه شده و من الآن قصد خودکشي دارم. مي گويد: من الآن مشغول نوشتن اين نامه ميباشم و شايد در حالي نامه ام به دست شما برسد که اقدام به خود کشي کرده باشم و شايد زماني که اين حکايت را مي شنويد در زير خاک باشم. اگر در اين دنيا نبودم براي آمرزش من دعا کنيد و اگرهم زنده بودم از خداوند بخواهيد که مرا هدايت نمايد شايد خداوند عزووجل مرا هدايت کند "اي کساني که ايمان آورده ايد از راههاي شيطان پيروي نکنيد" (النور : 21)آغازش با اينترنت بود. تمام چيزهايي که در اينترنت وجود دارد حرام نمي باشد. افعال خوب، دعوت به سوي خدا و اطلاعات علمي و آموزنده نيز مي توان در اينترنت جستجو نمود و لکن آگاه باشيد! از فرزندان خود به خوبي مراقبت نماييد. مشاهدات وحتي تلفن آنها را کنترل نماييد، زيرا از آن به عنوان سلاح وشمشيري دو لبه ياد شده است. هنگامي که دختران جوان تا نيمه هاي شب در اتاق نشسته و دررا برروي خود قفل وبا تلفن صحبت مي کنند آيا اين موضوع منجر به سوءظن و بي اعتمادي نمي شود؟ کجا هستند پدر و مادر؟ کجا هستند فرزندان؟ به خدا قسم اگر بخواهم اين داستانها را تا صبح بگوييم مطمئنا تمام نخواهد شد.همه اين داستانها وقايعي هستند که جوانان خود بوسيله تلفن براي من بازگو مي کنند. به خدا قسم بايد به خاطر اتفاقاتي که اين جوانان با اولين تماس و شايد با اولين نگاه به آن دچار مي شوند به جاي اشک ريختن بايد خون گريه کرد. برخي از آنها چنين مي گويند: ابتدا به هنگام خروج از مدرسه و در راه رفتن به خانه، او به من نگاه کرد و با من صحبت نمود. مي گويد : در ابتدا لرز و واهمه داشتم ولي آن پايان کار بود. مي گويد: و من الان در فاحشه خانه و لانه بدبختي گرفتار شده ام. آيا مي دانيد علت چيست؟ علت گامهايي هستند که يکي پس از ديگري در مسير اشتباه بر مي داشتم "از وسواس و گامهاي شيطان پيروي نکنيد" (النور : 21)


جزئى از سخنرانى: شيخ نبيل العوضي
خیلی داستان غم انگیزی بودksdubvois
 
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا