جدیدترین‌ها

خوش آمدید به انجمن فائزین

برای بهره مندی از تمامی امکانات در انجمن ثبت نام کنید

Ask question

Ask Questions and Get Answers from Our Community

Answer

Answer Questions and Become an Expert on Your Topic

Contact Staff

Our Experts are Ready to Answer your Questions

غرور،خصلتی زشت و ناپسند از نظر اسلام

  • نویسنده موضوع faezin
  • تاریخ شروع

faezin

مدیریت
پرسنل مدیریت
موئسس انجمن
6/1/13
1,232
31
48
فی ارض الله

غرور،خصلتی زشت و ناپسند از نظر اسلام



دین اسلام نه تنها برای رستگاری جهان آخرت است بلکه برای به کمال رساندن انسانیت و اخلاق است. بشر بایستی برای رسیدن به جایگاه والا و عالی باید به اسلام ناب باز گردد و آموزه های او را سر مشق زندگی خود قرار دهد.​

یکی از خصلت های زشت غرور است که در اسلام ناپسند توصیف شده است و میراث بجای مانده از ابلیس می باشد.​

رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند :​

سه چیز مایه‪ی نابودی و بد عاقبتی انسان است: بخل و خباثت سرکش، کشش‪های دنبال شونده، و خودخواهی و خودپسندی انسان نسبت به کارهای خود. (طبرانی).​

همچنین می فرماید :​

لایَدْخُلُ الْجَنَّهَ مَنْ کَانَ فِی قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّهٍ مِنْ کِبْرٍ». الْکِبْرُ: بَطَرُ الْحَقِّ أی رَدُّهُ، وَغَمْطُ النَّاسِ أی احْتِقَارُهُم.​

هر کس به اندازه ذره‌ای کبر در دلش وجود داشته باشد از بهشت محروم خواهد ماند.​

دلیل غرور جهل است و لو اینکه تحصیل کرده باشد جاهل کسی است که به قرآن و مفاهیم آن نا آشنا باشد. شخص مغرور خود را از دیگران برتر می داند چون که نمی فهمد، برتر از همه خداوند است که او را هر ستایشی لایق است.​

بهتر است که انسان های مغرور و متکبر مورد اخترام قرار نگیرند تا به زشت بودن رفتار خود پی ببرند.​

از نمونه های تکبر و غرور تکبر فرعون بود که در اوج قدرت قرار داشت و ندای «انا ربکم الاعلی» را سر می داد خداوند او را در حقیرترین حالت​

میراند.​

نمونه دیگر آن ابلیس است .

خداوند متعال آدم علیه السلام را از خاک آفرید، و ابلیس را از شعله های آتش آفرید، حال ابلیس چنین می پنداشت که خلقت او از آدم علیه السلام برتر است، زیرا او از خاک است ولی خودش از آتش.. همین مقایسه موجب شد تا مغرور گشته و لذا از فرمان الهی سرباز زند و خداوند متعال نیز وی را از درگاه مقربین بیرون راند و وی را لعن کرد.​

چنانکه قرآن می فرماید: إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِینٍ * فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ * فَسَجَدَ الْمَلَائِکَهُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ *إِلَّا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنْ الْکَافِرِینَ​

قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا مَنَعَکَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْعَالِینَ *قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ * قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ *وَإِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَی یَوْمِ الدِّینِ (ص ۷۱-۷۹).​

ترجمه و تفسیر: «آن‌گاه‌ که‌ پروردگارت‌ به‌ فرشتگان‌ گفت‌: من‌ آفریننده‌ بشری‌ از گل‌ هستم پس» ای‌ فرشتگان‌! «چون‌ او را استوار بپرداختم» یعنی‌: چون‌ آدم‌ را به‌صورت‌ بشری‌ مصور ساختم‌ و اجزای‌ وی‌ را برابر و استوار گردانیدم‌؛ «و در آن‌ از روح‌ خود دمیدم» یعنی‌: از روحی‌ که‌ مالک‌ آن‌ هستم‌ و غیر من‌ مالک‌ آن‌ نیست‌ و به‌ این‌ ترتیب‌، او را بعد از آن‌که‌ حیاتی‌ در وی‌ نبود و جماد بی‌جانی‌ بود، زنده ‌گردانیدم‌ «سجده‌کنان‌ برای‌ او درافتید» این‌ دستور به‌ فرشتگان‌، سجده‌ تحیه‌ و شادباش‌ آنها برای‌ آدم‌ است‌، نه‌ سجده‌ عبادت‌. «پس‌ فرشتگان‌ سجده‌ کردند» یعنی‌: پروردگار متعال‌ آدم‌ علیه السلام را آفرید و استوارش‌ پرداخت‌ و در او از روح‌ خویش‌ دمید آن‌گاه‌ فرشتگان‌ برای‌ او سجده‌ کردند «تمامشان‌ همه‌ یکسره» و یکپارچه‌ سجده‌ کردند و هیچ‌ فرشته‌ای‌ از آنان ‌باقی‌ نماند، جز این‌که‌ سجده‌ کرد. در (کلهم‌ اجمعون) دو تأکید است‌ ؛ تأکید اول‌: (کلهم) برای‌ افاده‌ عمومیت‌ و تأکید دوم‌: (اجمعون) برای‌ افاده‌ اجتماع‌ و یکجا بودن‌ آنها در سجده‌ در یک‌ وقت‌ و یک‌ زمان‌ می‌باشد. «جز ابلیس» که‌ متصف‌ به‌ اوصاف‌ فرشتگان‌ و در عداد ایشان‌ بود «که‌ استکبار و تکبر ورزید» یعنی‌: از روی‌ جهل‌ به‌ این‌ حقیقت‌ که‌ این‌ سجده‌ در واقع‌ فرمان ‌بردن‌ و طاعت‌ از حق‌ تعالی‌ است‌، از سجده‌ کردن‌ برای‌ آدم‌ سرکشی‌ کرد و سر باز زد «و» استکبار وی‌، استکبار کفر بود، بدین‌ جهت‌ بود که‌: «از کافران‌ شد» با مخالفت‌ و سرپیچی‌ از امر خداأ و سرکشی‌ از طاعت‌ وی‌. خداوند«فرمود ای‌ ابلیس‌! چه‌ چیز تو را باز داشت‌ از این‌که‌ برای‌ چیزی‌ که‌ با دستان‌ خود آفریدم‌ سجده‌ کنی‌؟ آیا استکبار ورزیدی‌ یا از جمله‌ بلندمرتبگان‌ بودی‌؟» یعنی‌: ای‌ ابلیس‌! آیا هم‌اکنون‌ از سجده‌ کردن‌ استکبار ورزیدی‌، یا پیوسته‌ از گروهی‌ بوده‌ای‌ که‌ از این‌کار تکبر می‌ورزند؟ یا معنی‌ این‌ است‌: آیا هم‌اکنون‌ ـ بی‌آن‌که‌ سزاوار آن‌ باشی‌ ـ از سجده‌ کردن‌ ابا ورزیدی‌، یا این‌که‌ تو به‌ راستی‌ از متکبران‌ بلندمرتبه‌ ومستحق‌ برتری‌جویی‌ از طاعت‌ خدا هستی‌ و از این‌رو، از سجده‌ کردن‌ اباورزیدی‌؟ «گفت‌: من‌ از او بهترم» ابلیس‌ لعین‌ در نزد خود چنین‌ ادعا کرد که‌ از آدم‌ بهتر است‌ و این‌ سخن‌ وی‌ متضمن‌ این‌ معنی‌است‌ که‌: سجده‌ فاضل‌ برای‌ مفضول‌ نیکو نیست‌. «مرا از آتش‌ آفریده‌ای‌ و او را از گل» و به‌ پندار وی‌، عنصر آتش‌ از عنصر گل‌ برتر بود. خداوند متعال‌ به‌ ابلیس‌ «فرمود: پس‌ از آنجا» یعنی‌: از بهشت‌، یا از زمره ‌فرشتگان‌ «بیرون‌ شو، که‌ تو رانده‌ شده‌ هستی» به‌وسیله‌ ستارگان‌ و از هر خیر و رحمتی‌ مطرود هستی‌. «و بی‌گمان‌ تا روز جزا لعنت‌ من‌ بر توست» یعنی‌: لعنت‌ من‌ بر تو مستمر و همیشگی‌ است‌ ؛ تا آن‌گاه‌ که‌ دنیا برقرار باشد، سپس‌ در آخرت‌ نیز با انواع‌ عذاب ‌و مجازات‌ و خشم‌ من‌ که‌ سزاوار توست‌، روبرو می‌شوی‌ ـ چنان‌که‌ آیات‌ دیگر مفید این‌ معنی‌ است‌.​

بنابراین آنچه که موجب فوران غرور و تکبر ابلیس گشت، مقایسه ی خلقت خود با آدم علیه السلام بود و او در عقل خود چنین باور داشت که آنکه برتر است نباید بر آنکه پایین تر است سجده کند، و لذا بعضی از علما فرموده اند که ابلیس اولین کسی بود که عقل را بر نقل ترجیح داد و امر خداوند متعال (نقل) را با عقل خود سنجید و از آن سرباز زد.​

و همین غرور و تکبر بود که نفرین خداوند را نصیبش گردانید خداوند همه را از غضب خودش در پناه خویش محفوظ بدارد.​

 
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا