جدیدترین‌ها

خوش آمدید به انجمن فائزین

برای بهره مندی از تمامی امکانات در انجمن ثبت نام کنید

Ask question

Ask Questions and Get Answers from Our Community

Answer

Answer Questions and Become an Expert on Your Topic

Contact Staff

Our Experts are Ready to Answer your Questions

سلسله سخنرانی های استاد محمد آشنا الطالبانی پیرامون توبه

صدیق

ناظر
19/1/13
620
1
18
بله برادر در دهه ی گذشته الحمدلله اهل علم در ایران مردم رو به قران وسنت و پیروی از سلف صالح دعوت کردن در حالی که تا جایی که من از منطقه ی خودمون اطلاع دارم تا بیست سال پیش همه دنبال شیخ و مرید بازی بودن و مومن ترین نزد مردم کسی بود که بیش به خودش تیغ و چاقو میزد یا اینکه بیشتر سنگ و شیشه و... میخورد کسی حق توبه کردن نداشت مگر اینکه باید پیش شیخی از اهل طریقت میرفت تا نزد وی توبه کند و درویش تکیه و خانقاه فلان شیخ میشد اندک کسانی بودن که قران خوندن بلد باشن اما همه قصیده بردیه رو بلد بودن خیلی از سنت ها فراموش شده بود در حالی که بساط مراسم صوفی ها هر سال گرمتر میشد .

برادر! این سخنتان در حق ملت مسلمان کُرد جفاء است...

امام ابن جوزی رحمه الله در مورد خودش می گوید:

وتاب على يدي مائة ألف

صدهزار نفر به وسیله ی من توبه کردند.

شما چیزی را که در میان برخی از عوام رایج بوده را مطرح کردید ، در کجا آمده است که کسی حق توبه کردن نداشت مگر اینکه نزد شیخی میرفت تا توبه کند؟! در اصل این بیعت است نه توبه لیکن اتفاقاً خود علمای صوفی بودند که در پی اصلاح برآمدند و با منکراتی که توسط صوفی نما ها آشکار می شد مقابله می کردند. علامه محمد باقر بالک رحمه الله یا ماموستا کانی سانان پدر شهید بإذن الله برهان عالی رحمهما الله و ... از این دست افراد بودند که خود اهل تصوف بودند.

توصیه میکنم کتاب تاریخ کرد و کردستان اثر علامه آیت الله مردوخ رحمه الله را مطالعه کنید. تا بر احوالات کردستان نه در طی 20 سال پیش بلکه ده ها سال پیش در کردستان برایتان آشکار گردد. یا به مطالعه مطالبی که در سایت دکتر سوران کردستانی رحمه الله ، در مورد صوفیان کردستان است بپردازید.

همه رشادت های صوفیانی که در مقابله با روس ها جهاد کردند در همین مناطق کردستان هنوز در بین مردم رایج است ... چگونه است که فقط تیغ زنی دراویش میان مردم نُقل تُرش مجلس است؟!
 

صدیق

ناظر
19/1/13
620
1
18
برادر صدیق نمیدونم چرا دوست دارید همیشه بحث به نتیجه نرسد تا حالا ندیدم صوفی ای ادعا کند شیخ الاسلام ابن تیمیه به استغاثه و توسل به صالحین معتقد بوده باشه حتی روافض هم اینو میدونن و اولین کسانی که به عنوان سر دسته ی وهابی ها اسم میبرن امام احمد و شیخ الاسلام ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب هستن و تا حالا هیچ صوفی ای ندیدم مگر اینکه بغض شیخ الاسلام ابن تیمیه در دلش هست از جمله صوفی های همشهری خودمون که خودتون قطعا بهتر میدونید لازم نیست بعضی چیزارو اینجا بگم

اولاً طوری می فرمائید بنده (صدیق) دوست دارم همیشه بحث به نتیجه نرسد انگار تا حالا صدتا بحث و مناظره کردیم ، آخرین بحثی که باهم داشتیم سر موضوع مولودی خوانی بود تا انجا که حافظه ام یاریم دهد. و بنده در سایت هستم الحمدلله در حدتوانم در تایپیک ها اگر همگی نباشد اکثراً مشارکت کردم حالا یا به عنوان مخالف یا به عنوان موافق و هرجا که کم بیارم صراحتاً اعلام می کنم و ابائی هم ندارم.

ثانیاً بنده متذکر شده بودم که باتوجه به مصلحت در این جا ( این تایپیک) از ادامه بحث خود داری کنیم و [اگر مایل بودید] در چت روم پیگیری کنیم .

بیش از این دوست ندارم این موضوع فی مابین در اینجا ادامه داشته باشد اگر مایل بودید در چت روم این مطالب را پیگیری میکنیم ، زیرا برخی ممکن است برداشتی دیگر از این مطالب بکنند. ان شاء الله متوجه شدید که چه عرض میکنم.

لطفاً سخنان بنده را با دقت مطالعه بفرمائید تا برداشت ناصواب نکنید..

ثالثاً در مورد امام ابن تیمیه رحمه الله دیدگاه ها متفاوتی نسبت به ایشون وجود دارد و خاص صوفی ها نیست که البته نه همه بلکه برخی آن هم از گروه های تندرو یشان نسبت به وی کینه به دل دارند. و این امر نیز متقابل است به این صورت که غالب سلفی ها نسبت به تصوف و اهل تصوف کینه به دل دارند ، یادم نمی رود وقتی که در برخی از مناطق کردستان همین افراطیون سلفی نما کتاب احیاء علوم الدین امام غزالی رحمه الله را آتش زدند ، آیا همه ی این ها را پای سلفی ها حساب کنیم ؟!

رابعاً عدم آگاهی شما بر موضوعی دلیل بر معدوم بودن آن نیست. ابن تیمیه رحمه الله توسل به جاه و مقام را تأویل می کرد به این معنی اگه گفته می شد اللهم ارحم لی بالنبی ، ایشون این بالنبی را به محبت یا ایمان به نبی تأویل می کرد این همون توسل است و اینکه موضع ایشون در مقابل گوینده ی مسلمان آن عبارت قابل تأمل است. و این دقیقاً چیزی است که بنده بر آن هستم ان شاء الله .

ولی شما میای قول شیخ الاسلام ابن تیمیه رو در این مورد که ملائکه واسطه ی بین الله ورسولانش هستن رو میاری نمیدونم هدفتون از این کارا چیه؟ میخوای مسئله رو پیچیده کنی طوری که عوام نفهمن قضیه از چه قراره؟ من که تو هدفتون از این کارها موندم یعنی امکان نداره کسی کتاب واسطه ی بین حق و خلق شیخ الاسلام ابن تیمیه رو بخونه و همچین برداشت هایی که شما میکنین رو بکنه.

اولاً باز هم شما سخنان بنده را متوجه نشدین ... بنده برداشتی رو کردم که شما مخاطبش را بدان الزام کرده بودید .. دقت بفرمائید. شما نقل سخنی از امام ابن تیمیه کردید و بعد در ابتدا تصریح کردید که این در مورد استغاثه به مردگان است که شیخ آن را کفر دونسته بنده نیز کتاب را باتوجه به حجم اندکش - و البته توفیق الهی - مطالعه کردم و چنین حاصل شد که اگر صرفاً قائل به وسائط بود خُب این در جائی دیگر تناقص دارد که برخی وسائط را درست دانسته است و اگر باز قائل به کفر استغاثه به مردگان بود پس در جائی دیگر در کنار انبیاء علیهم السلام - فوت شدند - ملائکه - زنده هستن- آمده و وسائط را اینجا ذم کرده به معنی دفع ضرر و جلب نفع و موارد اینچنینی که پیشتر ذکر شد. پس نتیجه کل این شد که این عبارت امام ابن تیمیه رحمه الله در مورد مردگان یا زندگان نیست بلکه اصولاً ربطی به مرده و زنده نداره و سخن بنده دقیقاً همین است. نمی دونم متوجه شدید یا نه؟!

ثانیاً آن عبارتی که شما از کتاب «الواسطة بين الحق والخلق» نقل کردید و به امام ابن تیمیه رحمه الله نسبت دادید در حقیقت از ایشان نیست بلکه از کتاب «نواقض الاسلام» اثر شیخ عبدالعزیز بن باز است ... و جالبه عبارت کامل ایشون چنین است ؛

الثاني: من جعل بينه وبين الله وسائط يدعوهم ويسألهم الشفاعة ويتوكل عليهم فقد كفر إجماعا.

دومین [نقض اسلام ] : کسی که میان خود و خداوند وسائط قرار دهد و آنان را بخواند و از ایشان شفاعت درخواست کند و بر آنان توکل کند ، به اجماع [علماء ] کافر گشته است.

نواقض الإسلام ص 2 ؛الناشر: وزارة الشؤون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد - المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1410هـ

البته ممکن است شما از جائی دیگر نقل کرده باشید و ناقلان آن نقل با مضمون کرده باشند مگر نه اصل سخن شیخ ابن باز چیزی است که بنده نقل کردم و با نقلی که از ابن تیمیه رحمه الله آوردم تفاوت دارد.

در ضمن الله متعال من رو از تصوف خیلی وقت پیش هدایت داد بعد از تقریبا چهارسال صوفی بودن و غرق در بدعت و خرافات بودن الله متعال منو هدایت داد و مطمئن باشید دلسوزترین افراد نسبت به شما منم چون روزی مثل خودتون بودم

افتخارم به این است که ادبی که اکنون نسبت به اسلام و علماء و مخالف و مخالف دارم از اهل تصوف اخذ کردم که البته همه ی اینها از الطاف خداوند متعال است چه بسا اگر با اهل تصوف همصحبی نداشتم اکنون در میان خوارج عصر دواعش داشتم خون مسلمانان را میریختم. با این وجود خود را صوفی نمیدانم و اینکه شما میبینید بنده به دفاع می پردازم صرفاً از باب دفاع از حقیقت تصوف است که تصوف سنی است نه تصوفی که برخی صوفی نماها پیش گرفتند.

الحمدلله که شما هم هدایت یافتید... و الله تعالی همه ی ما را هدایت کند - آمین

الله متعال هممون رو هدایت کنه
ولی برادر اگه میخوای این طوری به بحث ادامه بدیم بگو تا بیخیال بشم ولی اگه طالب حق هستی بگو تا بحث رو ادامه بدیم و ابتدا از قران وسنت شروع کنیم و بعدا سراغ اقوال علما بریم

بسیار خُب لیکن در بعد از امتحانات که بنده تا آخر نیمه اول بهمن ماه امتحان دارم بعد از آن پیگیری میکنیم اگر عمری برایمان باقی ماند.
 

عبدالرحمن

کاربر فعال و مفید
12/12/13
235
0
0
باشه برادر من منتظر میشم تا امتحاناتتون تموم بشه اون موقع تاپیک جدیدی می زنیم و اسثغاثه از صالحین رو (بدون بررسی قضیه توسل بجاه و مقام) از قرآن وسنت بررسی میکنیم و کاری هم به اقوال علما نداریم چون شما بدجور قضیه رو می پیچونید مثلا من از اول بحث دارم میگم توسل بجاه و مقام محل اختلاف علماست و حتی کسانی که آن را جایز نمیشمارند آن را عمل شرک آمیزی نمیدانند پس کلا بیخیال توسل بجاه و مقام.

هر وقتی امتحاناتون تموم شد ان شاء الله شروع میکنیم ...
 

صدیق

ناظر
19/1/13
620
1
18
باشه برادر من منتظر میشم تا امتحاناتتون تموم بشه اون موقع تاپیک جدیدی می زنیم و اسثغاثه از صالحین رو (بدون بررسی قضیه توسل بجاه و مقام) از قرآن وسنت بررسی میکنیم و کاری هم به اقوال علما نداریم چون شما بدجور قضیه رو می پیچونید مثلا من از اول بحث دارم میگم توسل بجاه و مقام محل اختلاف علماست و حتی کسانی که آن را جایز نمیشمارند آن را عمل شرک آمیزی نمیدانند پس کلا بیخیال توسل بجاه و مقام.

هر وقتی امتحاناتون تموم شد ان شاء الله شروع میکنیم ...

اولاً بنده استغاثه به صالحین را قبول ندارم قبلاً هم به شما عرض کرده بودم که این عمل از جانب بنده (دقت کنید این از نظر بنده است نظرات دیگران محترمه )بی ادبی است در محضر خداوند لیکن سخن بنده این بوده در کل که اگر کسی استغاثه به صالحین کنه [چه از زنده و چه] از مرده شرک نیست و هم و غم بنده در اینه که گویندگان آن را متهم به شرک نکنیم و نهایتاً عملی لغو است. بر شما مشتبه شده که انگار بنده استغاثه به غیرالله (مرده) قبول دارم نه اشتباه است بنده تنها حرفم اینه که این عمل شرک نیست و نباید دیگران را متهم به شرک کرد.

پس استغاثه به غیرالله (مرده) را قبول ندارم چون اصولاً بنده آن را تجویز نمی کنم و از طرفی هم آن را بی اشکال میدونم چون شرک نیست بلکه نهایتاً عملی لغو است و عملی لغو اصولاً شرک نیست.

ثانیاً اتفاقاً خیلی هم کار به اقوال علماء داریم قرآن و سنت را با فهم علماء باید اخذ کرد. بنده کجا موضوع را پیچوندم یک بار از توسل به جاه سخن شد بعد کجا دیگه بنده از توسل به جاه حرف زدم. اصلاً در ابتدا موضوعی روشن نبود که من بخوام آن را بدجور بپیچونم، شما چند مورد ایرادات از یک کتاب گرفتید بنده پاسخ دادم پس موضوع متعدد بوده است.

بنده یک درخواست دارم ، شما در مورد تعریف شرک تایپیکی بزنید. و از همین موضوع شروع میکنیم. گمان میکنم سیر اختلاف بنده با شما استغاثه به غیرالله (مرده) نیست بلکه در تعریف شرک است ، اگر معنی و مفهوم شرک برایمان روشن شود سایر موارد خود به خود حل می شود.
 

عبدالرحمن

کاربر فعال و مفید
12/12/13
235
0
0
چشم درهمین مورد که گفتید هر موقع که امتحاناتتون تموم شد تاپیکی خواهم زد ان شاء الله
 
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا