جدیدترین‌ها

خوش آمدید به انجمن فائزین

برای بهره مندی از تمامی امکانات در انجمن ثبت نام کنید

Ask question

Ask Questions and Get Answers from Our Community

Answer

Answer Questions and Become an Expert on Your Topic

Contact Staff

Our Experts are Ready to Answer your Questions

زندگی حضرت عايشه صديقه رضی الله عنها مادر مؤمنان جهان

اسما

کاربر فعال و مفید
1/1/70
113
0
0
ولد و پرورش
بعد از بعثت پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وسلم در خانه*ای مملو از صدق و صفا و ایمان، خانه*ای که قبل از دیگران پرتوهای آفتاب نبوت بر آن تابید و نور توحید و یکتاپرستی در آن ظاهر شد، در سال چهارم بعثت دختری دیده به جهان گشود که نامش را "عایشه" گذاشتند.
آری! قبل از اینکه عایشه متولد بشود، پدر و مادرش در زمرۀ یاران و عاشقان خدا و رسولش قرار گرفته بودند و همین امرسبب شد تا این طفل معصوم، آلوده شرک و بت*پرستی نگردد، بلکه درهمان لحظه تولد، نور توحید در قلبش جای گیرد و در زیر آفتاب صداقت و ایمان رشد و نمو کند.
پدر حضرت عایشه رضی*الله*عنهما، حضرت ابوبکر صدیق می*باشد. ابوبکر رضی*الله*عنه قبل از مسلمان شدنش به صفاتی از قبیل؛ شجاعت، امانت*داری، خوش اخلاقی، صداقت و همزیستی مسالمت*آمیز مشهور بود.
مردان قبایل مختلف نزد وی می*آمدند و به خاطر علم فراوان، آگاهی دقیق و اخلاق پسندیده*اش با او انس می*گرفتند. وی بعد از اینکه مسلمان شد و حلاوت ایمان را چشید مردم را به طرف اسلام دعوت می*داد که عده کثیری از بزرگان مکه در اثر دعوت ایشان به دین اسلام مشرف شدند.
مادر حضرت عایشه، ام رومان رضی*الله*عنهما از زنان محترم و با شرافت مکه بود. او نیز اسلام عزیز را با جان و دل قبول کرده و محبت خاصی با پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وسلم داشت و برای نصرت مسلمانان تلاشهای زیادی نمود. به طوری که روزی پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم برقبر ام رومان گذر کرد و بعد از دعای رحمت و مغفرت برای وی، فرمودند: خدایا بر تو پوشیده نیست که ام رومان در راه تو و نصرت پیامبرت چه سختی*هایی را تحمل نمود.
دختری که از پدری همچون ابوبکر صدیق، کسی که سفر و حضر، شب و روز، صبح و شام او را به عنوان یاور و همراه رسول*الله صلی*الله*علیه*وسلم می*شناختند، ابوبکری که به شیخ صحابه، دوست و محبوب رسول*الله صلی*الله*علیه*وسلم، متخلّق به اخلاق پیامبر و جزو اولین افرادی که در اسلام داخل شدند، متصف است و مادری همچون "ام رومان" که نمونه بارزی از یک زن وفادار، شجاع و باتقواست، متولد شده باشد بی*شک آینده*ای بسیار درخشان و نورانی را درپیش خواهد داشت.

خواستگاری مبارک
حضرت خدیجه رضی*الله*عنها نخستین همسر پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وسلم بود. او زنی باوفا و راستین بود. وی از بهترین یاوران پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم به شمار می*رفت که سرمایه، مقام و نیروهای معنوی و جسمی خود را در راه اسلام و حمایت از پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم صرف نمود.
اما این همسر باوفا و با ایمان در سال دهم بعثت دارفانی را وداع گفت و به دیدار خداوند متعال شتافت. با رحلت وی مسلمانان مادری مهربان و پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وسلم همسری دلسوز و دعاگو را از دست دادند به طوری که پیامبراین سال را"عام الحزن" (سال غم) نامید.
خدیجه تحمل غم*هایی که پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وسلم در راه دعوت برداشت می*کرد را برایش آسان می*کرد. اما پس از خدیجه کسی نبود که این خلأ را پر کند و تنهایی و سکوتی که پس از خدیجه به وجود آمده بود را بزداید. تمام اشیایی که در اطراف پیامبر مشاهده می*شد، یاد و خاطره خدیجه و جهاد و عشق او را برای پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم تازه می*نمود. در چنین وضعیتی کسی جرأت نمی*کرد با آن*حضرت صلی*الله*علیه*وسلم در مورد ازدواج صحبت کند، تا اینکه خوله دختر حکیم، همسر حضرت عثمان بن مظعون این طلسم را شکست و مسأله ازدواج آن حضرت صلی*الله*علیه*وسلم با حضرت عایشه رضی*الله*عنها را به ایشان پیشنهاد کرد.
خلاصه بعد از مدت کوتاهی، ازدواج مبارک صورت گرفت و چنان سعادتی نصیب حضرت عایشه شد که مانند آن هرگز نصیب هیچ زنی تا قیامت نخواهد شد. به راستی که این عقد و نکاح، فیصلۀ خداوندی بود. چنان که در صحیح بخاری حدیث شماره [5125] و صحیح مسلم حدیث شماره [6283] روایتی آمده که روزی آن حضرت صلی*الله*علیه*وسلم به حضرت عایشه رضی*الله*عنها فرمودند: تو را دو بار در خواب دیدم که در پارچه*ای ابریشمی بودی و فرشته*ای (جبرئیل) به من می*گفت: این همسر تو هست. پارچه را که کنار می*زدم، چهره تو را می*دیدم. با خود می*گفتم: اگر از طرف خداوند باشد حتماً عملی می*شود.
پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وسلم در وجود عایشه کوچک - از نظر سنی- خصوصیات بارزی همچون زیرکی فوق*العاده، شخصیتی دارای صفات والا یافته بود. او (پیامبر) با فراست نبوی، در عایشه صدیقه استعدادهایی را کشف نموده بود که می*توانست از او یک همسر خوب و شایسته برای پیامبر خدا بسازد.
روزها به سرعت سپری می*شد. عایشه به عقد و نکاح پیامبر خدا درآمده بود اما هنوز در خانه پدرش بود. عایشه در مقابل چشم و دل پیامبر خدا، بزرگ و بزرگتر می*شد و قلب کوچکش در کنار آیات ملکوتی الهی، گسترده و گسترده*تر می*گردید. مشاهده آزار و اذیت مشرکان و بی*احترامی و جسارت به مقام شامخ نبوت توسط دشمنان اسلام، روح حساس عایشه را سخت آشفته و پریشان اما نیرومند و مقتدر می*ساخت. او مهمترین اتفاق تاریخ و حساس*ترین لحظه زندگی پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم یعنی هجرت را از نزدیک نظاره*گر بود. او هرگز فراموش نمی*کند آن روزی را که پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم به خانه آنها آمد و ابوبکر صدیق رضی*الله*عنه را از ماجرای هجرت و مصاحبت ابوبکر رضی*الله*عنه باخودش آگاه کرد و ابوبکر از شدت خوشحالی، اشک از دیدگانش جاری شد. او تمام این صحنه*ها را با زیرکی و فراست خود مشاهده می*کرد و از آنها برای آینده*اش درس می*گرفت و تربیت می*شد.

از بوستان صداقت به گلستان نبوت
در سال دوم هجری حضرت عایشه رضی*الله*عنها وارد خانه نبوت شد و بزرگترین شرافت ممکن را نصیب خود ساخت. او اینک همسر بنده برگزیده خدا، محبوب*ترین انسان در نزد خالق و مخلوق یعنی حضرت محمد صلی*الله*علیه*وسلم می*باشد. عایشه رضی*الله*عنها به خانه پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم رفت و در سایه وحی مراحل تربیتی خود را به کمال رسانید. فکر و اندیشه*اش شکل گرفت و رفته رفته این تکامل به اوج خود رسید تا اینکه در نهایت خداوند متعال با صراحت اعلام فرمود:
«النبی اولی بالمومنین من انفسهم و ازواجه امهاتهم»
اینجا بود که عایشه در کنار دیگر همسران پیامبر، به عنوان مادر مومنان جهان معرفی می*شود. مومنان آنانی هستند که باور و اعتقادشان به مبدأ هستی و یگانه مطلق از مظاهر و قالب*ها فراتر رفته و به باطنی*ترین و ژرف*ترین لایه*های دلشان نفوذ یافته است و عشق به خدا و رسول و قرآن را بزرگترین سرمایه خود می*دانند. عایشه مادر چنین افرادی است.
خلاصه اینکه، عایشه صدیقه در خانه پیامبر از سعادت و خوش*بختی غیر قابل وصفی برخوردار بود. مظهر این خوش بختی، آرامش روحی و روانی*ای بود که عایشه رضی*الله*عنها احساس می*کرد و او را در مقابل تمام مصائب و سختی*های زندگی ثابت قدم می*گردانید. او در کنار پیامبر با فقر و تنگدستی زندگی می*کرد و شب را روی حصیر می*خوابید. قلب وی هرگز دنبال متاع دنیوی نبود بلکه تنها چیزی که برایش اهمیت داشت زندگی محبت*آمیز در زیر یک سقف با پیامبر خدا صلی*الله*علیه*وسلم و حصول رضایت و خوشنودی پروردگار مهربان بود.

محبت رسول خدا با حضرت عایشه
حضرت عایشه رضی*الله*عنها به خاطر دیانت، لیاقت و ذکاوتی که داشت بین زنان پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم از مقام و منزلت خاصی برخوردار بود. پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وسلم او را بسیار دوست داشت و محبت وی در قلب پیامبر جای داشت؛ همان قلب پاکی که غیر از چیزهای پسندیده و پاک در آن راه نداشت. روزی حضرت عمرو بن عاص رضی*الله*عنه از آن*حضرت صلی*الله*علیه*وسلم پرسید: ای رسول خدا! چه کسی را از همه بیشتر دوست دارید؟ پیامبر فرمودند: «عایشه را». عمرو رضی*الله*عنه عرض کرد: سؤال من در مورد مردان بود. آن حضرت فرمودند: «پدرعایشه (ابوبکر صدیق) را».

عایشه فقط الله و رسول را می*خواهد
رسول اکرم صلی*الله*علیه*وسلم زندگی بسیار ساده و زاهدانه*ای داشتند. ماهها می*گذشت اما آتشی برای پختن غذا در منزل ایشان روشن نمی*شد. فشار گرسنگی بر اهل خانه سایه افکنده بود. طبیعت بشری، فتوحات اسلامی و خزانه بیت المال باعث شد تا همسران پیامبر اندکی تمنای راحتی و دنیا در وجودشان بیاید. درهمین زمان بود که آیات 28 و 29 سوره احزاب نازل شد و خداوند متعال به پیامبر دستور داد که به همسرانت بگو یا مال و متاع دنیا را انتخاب کنند یا الله و سول و روز آخرت را .
آن*حضرت صلی*الله*علیه*وسلم برای امتثال فرمان الهی، ابتدا نزد حضرت عایشه رضی*الله*عنها رفتند و این آیات را تلاوت کرده و او را مختار قرار داد و قبل از اینکه حضرت عایشه رضی*الله*عنها جوابی بدهد پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم فرمودند: «ای عایشه! عجله نکن، برو با پدر و مادرت مشوره کن». حضرت عایشه رضی*الله*عنها در جواب پیامبر عرض کرد: آیا برای چنین کاری از پدر و مادرم اجازه بگیرم؟! البته که من خدا و رسول و زندگی آخرت را می*خواهم. قلب رسول اکرم صلی*الله*علیه*وسلم با شنیدن این کلمات شاد شد و آثار خوشحالی بر چهره مبارک هویدا گشت. سایر همسران پیامبر نیز همین جواب حضرت عایشه رضی*الله*عنها را تقدیم آن*حضرت کردند و به این صورت، دنیا و متعلقات آن را فدای رضای خدا و رسول و همراهی پیامبر نمودند.

عایشه عالمی بزرگ و مجتهدی توانا
حضرت عايشه رضی*الله*عنها دارای هوش و ذکاوت بالایی بود. این هوش و ذکاوت وقتی تحت توجه پیامبر خدا صلی*الله*علیه*وسلم قرار گرفت از عایشه صدیقه، عالمی توانا و منبع فیاض حکمتها ساخت تا جایی که رسول اکرم صلی*الله*علیه*وسلم درشأن وی فرمودند: «خذوا نصف دینکم عن هذه الحمیرا». نصف دین خود را از این حمیرا(عایشه) بگیرید.
بعد از وفات پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم، حضرت عایشه رضی*الله*عنها مرجع علمی برای مرد و زن، پیر و جوان، عالم و عموم مردم بود*. بزرگان صحابه وقتی با مشکلی مواجه می*شدند به ایشان مراجعه می*کردند. حضرت ابوموسی اشعری رضی*الله*عنه می*فرماید: هر مشکلی برای ما (اصحاب پیامبر) پیش می*آمد و به عایشه مراجعه می*کردیم، حتماً برای مشکل خود راه*حلی می*یافتیم. امام زهری که یکی از بزرگان تابعین می*باشد می*گوید: کانت عائشة أعلم الناس یسألها الاکابر من اصحاب رسول الله صلی*الله*علیه*وسلم. عایشه از عالم*ترین مردمان بود که بزرگان صحابه مسائل را از ایشان می*پرسیدند.

عایشه کاتب و جامع قرآن
حضرت عایشه صدیقه رضی*الله*عنها از جمله کسانی است که به دلیل حافظه قوی، بسیاری از آیات قرآن را حفظ کرده بود. می*توان گفت که بسیاری از سوره*های طولانی قرآن که در نیمه*های شب نازل می*شد، در حجره عایشه بوده و اولین کسی که آن را از پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم می*شنید ایشان بودند؛ همین امر سبب شد تا بعدها خلفای راشدین برای جمع*آوری قرآن مجید از محضر حضرت عایشه رضی*الله*عنها نیز استفاده نمایند. لذا آنانی که حضرت عایشه رضی*الله*عنها را قبول نداشته و به ایشان اطمینان ندارند، لزوماً نباید بخشی از قرآن را قبول داشته و به آیات آن اطمینان داشته باشند و قبول نکردن قرآن و عدم اطمینان به آیات آن، مسلّم است که انسان مسلمان را به سوی کدام وادی سوق می دهد!!!
عایشه صدیقه رضی*الله*عنها با وجود اینکه مدت زمان کوتاهی را با آن*حضرت صلی*الله*علیه*وسلم زندگی نمود اما بسیاری از مسائل فقهی، حدیث و دیگر مسایل را از ایشان فرا گرفت. او دارای حافظه*ای قوی بود و هرحدیثی را که از آن*حضرت صلی*الله*علیه*وسلم می*شنید، حفظ می*کرد و بدون هیچ نقصی آن را برای اصحاب بازگو می*فرمود. حضرت عایشه در صداقت، علم، امانت در روایت و آگاهی در مسایل عبادات مشهور بود. وی حدود 2210 حدیث از پیامبر روایت کرده است و یکی از هفت نفری است که بیش از هزار حدیث را از پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم نقل کرده*اند.

افتخارات منحصر به فرد حضرت عایشه
خلاصه اینکه فضایل حضرت عایشه رضی*الله*عنها چنان زیادند که در یک صفحه و یک مقاله جای نمی*گیرند و هرگز نمی*توان تمام آنان را یکی یکی ذکر کرد. لذا در این قسمت به بعضی از فضایلی که مختص حضرت عایشه بوده*اند اشاره می*کنیم که این افتخارات عبارتند از:

1- عایشه همسر پیامبر در دنیا و آخرت
بالاترین افتخاری که برای حضرت عایشه می*توان ذکرکرد این است که بنا بر تصریح احادیث و روایات صحیح، حضرت عایشه رضی*الله*عنها در هر دو جهان به شرف همسری سرور کائنات، محبوب رب* العالمین حضرت محمد صلی*الله*علیه*وسلم نایل شده است.

2- نزول وحی درشأن عایشه
برائت و پاکدامنی حضرت عایشه رضی*الله*عنها به وسیله وحی ازبالای هفت آسمان نازل شد و مسلمانان تا قیامت این آیات را در نماز و غیر نماز تلاوت می کنند و با هر بار تلاوت، در مقابل هر حرفی، ده ثواب به تلاوت کننده داده می*شود.

3- مبتلا نشدن به شرک و بت پرستی
عایشه صدیقه رضی*الله*عنها از لحظه*ای که چشم به جهان گشود در خانواده*ای مسلمان به دنیا آمد و از ابتدای طفولیت با نام "الله" جل*جلاله آشنا گردید و از شرک و بت*پرستی محفوظ ماند و هیچ*گاه برای غیر خدا سر تعظیم فرود نیاورد.

4- آوردن سیمای حضرت عایشه توسط جبرئیل
قبل از ازدواج پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وسلم با حضرت عایشه رضی*الله*عنها، حضرت جبرئیل صورت و سیمای حضرت عایشه را در خواب به آن*حضرت صلی*الله*علیه*وسلم نشان می*دهد و اعلام می*کند که این سیمای شخصی است که در آینده همسر تو خواهد بود.

5 - حضور درخانه وحی
حضرت عایشه درخانه*ای زندگی می*کرد که فرشتگان الهی آن را احاطه کرده بودند و بارها وحی در آنجا نازل می*شد، در حالی که حضرت عایشه صلی*الله*علیه*وسلم در کنار آن*حضرت صلی*الله*علیه*وسلم نشسته بود.

6- مادر مومنان جهان
طبق تصریح آیه قرآن کریم ازواج پیامبر صلی*الله*علیه*وسلم، مادر مومنان هستند. پس به عبارت دیگر تمام مومنان تا قیامت، فرزندان این محبوبۀ رسول خدا محسوب می*شوند. و بر هر انسان با حیا و غیرتی لازم است که احترام و مقام والای مادر خود را حفظ نماید.

7- غروب خورشید نبوت درحجرۀ عایشه
رسول اکرم صلی*الله*علیه*وسلم در روزهای آخر حیات خود در حجره حضرت عایشه رضی*الله*عنها اقامت گزید و با کسب رضایت دیگر همسران، ایام مریضی را درخانه عایشه صدیقه گذرانید و هنگامی که روح مطهر ایشان به عالم ملکوت پرواز کرد، سر مبارکش در آغوش حضرت عایشه صدیقه قرار داشت.

8- اتاق عایشه مدفن رسول خدا صلی*الله*علیه*وسلم
جسد مبارک پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وسلم در همان اتاقی که رحلت فرمودند دفن گردید و این افتخار نصیب حضرت عایشه رضی*الله*عنها شد که رسول خدا صلی*الله*علیه*وسلم تا قیامت میهمان حجرۀ عایشه باشد و هر روز و شب هزاران عاشق شیفته در مقابل درب حجره آن بانوی بزرگوار اسلام، با ادب و احترام ایستاده و بر پیامبر خدا صلی*الله*علیه*وسلم درود فرستاده و برای دو یار در پهلو خوابیده آن حضرت صلی*الله*علیه*وسلم (ابوبکر و عمر) ادای احترام می*کنند.

وفات حضرت عایشه رضی*الله*عنها
زمانی که پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وسلم رحلت فرمودند، حضرت عایشه رضی*الله*عنها در اوج جوانی قرار داشت. بعد از رحلت آن حضرت صلی*الله*علیه*وسلم ام المومنین عایشه صدیقه حدود چهل سال را در فراق ایشان سپری کرد و در این مدت به نشر دین و تعلیم روش زندگی پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وسلم به امت پرداخت و شبانه*روز خویش را وقف خدمات دینی نمود ولی همواره آروزی ملاقات و رسیدن به پیامبر خدا صلی*الله*علیه*وسلم را در سر می*پرورانید و برای آن، لحظه شماری می*کرد. تا اینکه بالاخره انتظار به سر آمد و لحظه ملاقات، آن هم بعد از مدت مدیدی فرا رسید و خداوند ایشان را به همسر گرامی*اش (پیامبراکرم صلی*الله*علیه*وسلم) و پدر بزرگوارش (ابوبکرصدیق رضی*الله*عنه) ملحق نمود.
آری! حضرت عایشه صدیقه بعد از اینکه نیم قرن، امت اسلامی را از علوم و معارف خود مستفیض گردانید و روش عملی زندگی پیامبر را به امت تعلیم داد، درسال 58هـ روز دوشنبه هفدهم ماه رمضان درسن 68سالگی دارفانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت.

نمازجنازه این بانوی بزرگ اسلام،همسر رسول خدا صلی*الله*علیه*وسلم ومادرمومنان جهان،توسط حضرت ابوهریره (ض)خوانده شد وجسد مبارکش درقبرستان بقیع درکناربقیه ازواج مطهرات به خاک سپرده شد.

نوشته: عبدالرحیم مرجانی
 

hossein

New member
1/1/70
8
0
0
به نام خدا

بنده ذکر چند نکته را در مورد عایشه ضروری میدانم
۱- او دستور صریح قرآن را که خداوند در آن به پیامبر خود دستور میداد تا همسرانش در حریم خود و در پس پرده بمانند را نقض کرد و بر خلیفه ی زمان خویش که منتخب و مورد تایید مردم بود یعنی حضرت علی (ع) شورید
۲- او در جریان شهادت پیامبر نقش داشت چرا که زمانی که پیامبر مسموم شده بود او با دادن یک دارو که باعث وخامت مسمومیت پیامبر می
شد بیماری حضرت را تشدید کرد
۳- او از دستور صریح پیامبر در مورد عدم جنگ با حضرت علی (ع) سرپیچی کرد آنجا که پیامبر فرمود ((عایشه مبادا تو کسی باشی که سگ های هؤب بر تو پارس میکنند )) و هوب جایی بود که عایشه قبل از جنگ جمل مدتی با سپاهش در آنجا ماند و شبی صدای پارس شدید سگان آنجا بلند شد و او این حدیث را به یادآورد و تر سید و از جنگ با حضرت علی ۰ع) منصرف شد اما عبدالله بن زبیر بار دیگر او را به جنگ تشویق کرد و رای او را برگرداند
حال به نظر شما هنوز هم او یک قدیسه ویک همسر فداکار برای پیامبر است ؟
والله العالم
 

صدیق

ناظر
19/1/13
620
1
18
به نام خدا

بنده ذکر چند نکته را در مورد عایشه ضروری میدانم

منظورتان سیده ام المؤمنین عائشه رضی الله عنها است؟! بسم الله و توکلت علیه ..

۱- او دستور صریح قرآن را که خداوند در آن به پیامبر خود دستور میداد تا همسرانش در حریم خود و در پس پرده بمانند را نقض کرد و بر خلیفه ی زمان خویش که منتخب و مورد تایید مردم بود یعنی حضرت علی (ع) شورید

اولاً آیه ای که شما مضموناً بدان استناد نمودید به قرار ذیل است ؛

وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً احزاب / 33

و در خانه‏ هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليّتِ قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستاده ‏اش را فرمان بريد. خدا فقط مى ‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.

در این آیه مبارکه :

اولاً آیه منع تام خروج از خانه را نفرموده است؛ زیرا بعد از نزول این آیه همسران پیامبر صلی الله علیه و سلم همراه آنحضرت به حج رفتند.

ثانیاً در آیه اشاره به صفت خروج از خانه شده یعنی منع خروج موصوف به صفتی است که تصریح شده نه هر بیرون رفتنی منع شود هرچند اصل در خانه ماندن زنان - به طور عام - است لیکن ایه از منع کامل سخن نفرموده و صفتی که آیه بدان اشاره داره ، «تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى» ، و همان معنی اشکار کردن زینت ها است که مفسران اهل سنت و غالب برادران شیعه بدان تصریح نمودند.

اکنون اگر سیده عائشه رضی الله عنها زینت های خویش را اشکار و اظهار نموده در خروجش از خانه بسم الله دلیل معتبر مستند ارائه دهید در غیر این صورت صرفاً خروج از خانه دلیل بر ذم نیست بر طبق این آیه .

ثالثاً این آیه ادامه ان گویای پاکی اهل بیت پیامبر صلوات الله علیه و سلم است و قطعاً بلا شک ، عرفاً ، قرآناً و حدیثاً و بنابر ادبیات عرب ، ازواج محترمه آنحضرت از اهل بیت محسوب می شوند.

ثانیاً سیده عائشه رضی الله عنها قصد شورش علیه خلیفه ی زمان نداشت ، اصولاً چنین قصدی باتوجه به مستندات تاریخی به وقوع نپیوسته چرا که سیدنا علی رضی الله عنه در کوفه بود و سیده عائشه رضی الله عنها به قصد بصره رهسپار بود و هدفش نیز
اصلاح بود نه جنگ همانطور که در تاریخ ثبت شده است.

عائشة وهى تقول اللهم إنك تعلم أنى لا أريد إلا الاصلاح فأصلح بينهم

عائشه می گفت: بارخدایا! همانا تو می دانی ، قصدی بجز اصلاح ندارم پس میانشان صلح کن.

الثقات لابن حبان 2 / 280 ؛الناشر: دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد الدكن الهند الطبعة: الأولى، 1393 ه*ــ 1973م

و در اثری دیگر ، سیده عائشه رضی الله عنها برای استاندار کوفه ابو موسی اشعری رضی الله عنه چنین نامه نوشت؛

وقد خرجت مصلحة بين الناس فمر من قبلك بالقرار في منازلهم والرضا بالعافية حتى يأتيهم ما يحبون من صلاح أمر المسلمين

من به عنوان مصلح میان مردم بیرون آمدم ، پس دستور بده کسانی که از تو قبول می کنند در منازلشان بمانند و به عافیت راضی باشند تا اینکه آنچه را که از مصلحت امر مسلمانان است دوست دارند پیش بیاید.

الثقات لابن حبان 2 / 282 ؛الناشر: دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد الدكن الهند الطبعة: الأولى، 1393 ه*ــ 1973م

علاوه بر این ، بیشتر فضائل حسنین و علی و فاطمه رضی الله عنهم از طریق سیده عائشه رضی الله عنها روایت شده است که دالّ بر عدم کینه نسبت به سیدنا علی رضی الله عنه دارد و روایات صحیح السند موجود است که هیچگونه دشمنی ای میان سیده عائشه و سیدنا علی رضی الله عنه نبوده است.

برای خاتمه این قسمت، به این اثر صحیح الاسناد دقت بفرمائید:

أن رجلا نال من عائشة عند عمار بن ياسر، فقال: أغرب مقبوحا منبوحا أتؤذي حبيبة رسول الله صلى الله عليه وسلم

مردی نزد عمار بن یاسر از عائشه بدگوئی کرد ، عمار گفت: دور شو ای زشت منبوح ، ایا حبیبه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم را اذیت می کنی؟!

سنن الترمذي 5 / 707 ح 3888؛الناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي - مصر الطبعة: الثانية، 1395 هـ - 1975 م
المستدرك على الصحيحين 3 / 444 ح 5684؛الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411 - 1990م
فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل 2 / 876 ح 1647؛الناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت الطبعة: الأولى، 1403 - 1983م


۲- او در جریان شهادت پیامبر نقش داشت چرا که زمانی که پیامبر مسموم شده بود او با دادن یک دارو که باعث وخامت مسمومیت پیامبر می شد بیماری حضرت را تشدید کرد

اولاً در اینکه مولانا رسول الله صلی الله علیه و سلم در مقام شهید بودند شکی نیست و آیات و احادیث صحیح بر آن دلالت دارند (بقره / 143 ، نساء / 41 ، احزاب / 45 ، فتح / 8 ، نحل / 89) و مقام شهداء پائین تز از مقام صدقین و بالاتر از مقام صالحین است و البته مقام انبیاء علیهم السلام بالاتر از همه ی این مقامات است . (نساء / 69) ، لیکن تفاوت است میان اینکه آنحضرت به شهادت رسیده باشند یعنی به قتل رسیده باشند با اینکه قائل به مقام شهادت ایشان باشیم و قرآن فوت آنحضرت صلوات الله علیه و سلم را میان مرگ طبیعی و کشته شدن مسکوت آورده است؛

وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُم‏ آل عمران / 144

و محمد، جز فرستاده‏اى كه پيش از او [هم‏] پيامبرانى [آمده و] گذشتند، نيست. آيا اگر او بميرد يا كشته شود، از عقيده خود برمى‏گرديد؟

در این آیه لفظ «مات» یا «قُتل» که با صیغه ی مجهول نیز ذکر شده است و پر واضح است که اگر پیامبر صلی الله علیه و سلم کشته شوند قران به صراحت بیان می کرد! شاید گفته شود پس در اینجا هم «مات» دلالت بر مرگ طبیعی نمی کند چرا که مقارن با «قتل» آمده است که در پاسخ می گوئیم ، اتفاقاً باتوجه به آیات دیگر مشخص می شود که پیامبر صلی الله علیه و سلم به مرگ طبیعی بدون قتل رحلت فرمودند دقت بفرمائید؛

دلیل اول :

إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُون‏ زمر / 30

قطعاً تو خواهى مُرد، و آنان [نيز] خواهند مُرد.

در این آیه صراحتاً فرموده تو یعنی ای محمد صلی الله علیه و سلم خواهی مُرد ... و در آیه قبلی نیز لفظ «مات» مقارن با «قتل» نیز آمده بود.

دلیل دوم :

هنگامی که مشرکان در مکه خواستند پیامبر صلی الله علیه و سلم را به قتل برسانند الله تعالی او را نجات داد و مکر مکاران را به خودشان برگردانید، یعنی اراده ی خداوند بر آن نبوده که خاتم النبیین علیه السلام و الصلاة کشته شود.

وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين‏ انفال / 30

و [ياد كن‏] هنگامى را كه كافران در باره تو نيرنگ مى ‏كردند تا تو را به بند كَشَند يا بكُشند يا [از مكّه‏] اخراج كنند، و نيرنگ مى ‏زدند، و خدا تدبير مى‏ كرد، و خدا بهترين تدبير كنندگان است.

نکته ی قابل توجه در این آیه این است که دو مورد اولی یعنی «لِيُثْبِتُوكَ» یا «يَقْتُلُوكَ» هرگز عملی نشد یعنی مشرکان چنین قصدی داشتند لیکن خداوند مکرشان را به خودشان بازگردانید. اما در مورد «يُخْرِجُوكَ» این عملی شد و اراده ی خداوند در این بود ،چرا که تحقق هجرت پیامبر صلی الله علیه و سلم است. ولذا الله تعالی می فرماید:

إِلاَّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَرُوا السُّفْلى‏ وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيم‏ توبه / 40

اگر او [پيامبر] را يارى نكنيد، قطعاً خدا او را يارى كرد: هنگامى كه كسانى كه كفر ورزيدند، او را [از مكّه‏] بيرون كردند، و او نفر دوم از دو تن بود، آنگاه كه در غار [ثَور] بودند، وقتى به همراه خود مى ‏گفت: «اندوه مدار كه خدا با ماست.» پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد، و او را با سپاهيانى كه آنها را نمى ‏ديديد تأييد كرد، و كلمه كسانى را كه كفر ورزيدند پست ‏تر گردانيد، و كلمه خداست كه برتر است، و خدا شكست‏ ناپذير حكيم است‏.

دلیل سوم:

بنابر دیدگاه برادران شیعه ، آیه ابلاغ (مائده / 67) ، در اثنای حجة الدواع و یا در غدیر خم نازل شده است ، بسیار نیکو ما نیز علی التقدیر (فرض غیر ممکن) قبول داریم ، خب بنابر این آیه که به اواخر عمر مبارک حضرت الرسول صلی الله علیه و سلم دلالت دارد پس باید از هر گزندی در امان باشند و این وعده ی خداوند قادر متعال است.

وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس‏ مائده / 67

و خدا تو را از [گزندِ] مردم نگاه مى ‏دارد.

در این آیه لفظ «الناس» آمده که دلالت بر عموم مردم می کند و سیده عائشه رضی الله عنها از مردم است مگر اینکه وی را از دائره ی بشریت خارج کنیم تا از لفظ عام «الناس» محسوب نشود ، البته ممکن است فردا عده ای پیدا شود و بگویند از جن بوده نه از ناس ولذا آیه را دور میزنند که باز با دو دلیل محکم قبلی دورشان منقطع است. الله المستعان.

دلائلی از احادیث صحیح نیز وجود دارد بر حفاظت و امنیت سیدنا رسول الله صلوات الله علیه و سلم لیکن از ذکر آن خودداری میکنم.
اکنون این مواردی که ذکر شد را در کنار هم می آوریم ؛ خداوند کریم پیامبرش را از قتل در مکه و در اثنای حج و در مدینه تا قبل از حجة الدواع (23 سال) محافظت نموده و در بعد از حجة الوداع نیز با نزول آیه ای محکم (بنابر دیدگاه برادران شیعه در غدیر خم یا کمی قبل از آن نازل شده) محافظت آنحضرت را از هرگزندی (قتل بزرگترین گزند است) اعلام نموده است. چگونه ممکن است که پیامبر صلوات الله علیه و سلم به قتل رسیده باشد آن هم توسط همسر خودش؟!!! این افتراء و بهتان بسیار بزرگی است. معاذالله.

در مورد مسموم شدن پیامبر صلی الله علیه و سلم ، این حادثه به سال 7 یا 8 هجری توسط یک زن یهودی برمیگردد و مولانا رسول الله صلی الله علیه و سلم تا سال 11هجری صحت و سلامت بودند و در حجة الوداع نیز به رحلت خودشان اشاره کردند.

۳- او از دستور صریح پیامبر در مورد عدم جنگ با حضرت علی (ع) سرپیچی کرد آنجا که پیامبر فرمود ((عایشه مبادا تو کسی باشی که سگ های هؤب بر تو پارس میکنند )) و هوب جایی بود که عایشه قبل از جنگ جمل مدتی با سپاهش در آنجا ماند و شبی صدای پارس شدید سگان آنجا بلند شد و او این حدیث را به یادآورد و تر سید و از جنگ با حضرت علی ۰ع) منصرف شد اما عبدالله بن زبیر بار دیگر او را به جنگ تشویق کرد و رای او را برگرداند
حال به نظر شما هنوز هم او یک قدیسه ویک همسر فداکار برای پیامبر است ؟
والله العالم

اولاً همانطور که در این حدیثی که نقل کردید قصد عائشه رضی الله عنها انصراف از مکان (حؤاب) بوده است پس تا آنجا که پیش رفته است قصدش اصلاح امر مسلمانان را داشته است ، مگر نه اگر قصد جنگ داشت از همان ابتدا توجهی نمی کرد.

ثانیاً این حدیث بر حذر و دوری از فتنه دلالت دارد نه صرفاً جنگ ، چرا که تصریح به جنگ نشده بلکه پیامبر صلوات الله علیه و سلم عائشه رضی الله عنها اگاه کرده بودند . و سیده عائشه رضی الله عنها بلافاصله بعد از متوجه شدن همانطور که تصریح شد قصد مراجعت داشتند. «ما أظنني إلا أني راجعة» چیچ گمانی ندارم مگر بازگشت.

ثالثاً در اصل این حدیث تصریح شده که عبدالله بن زبیر رضی الله عنهما توجیهش برای تداوم همراهی سیده عائشه رضی الله عنها ، وقوع جنگ نبوده بلکه اصلاح میان مسلمانان توسط سیده عائشه رضی الله عنها بوده است به متن عربی حدیث توجه بفرمائید؛

عسى الله عز و جل أن يصلح بك بين الناس

نزدیک است خداوند عزوجل که به وسیله ی تو میان مردم صلح و آشتی ایجاد کند.

در اثری صحیح وارد شده است که سیده عائشه رضی الله عنها بعدها از این عملش شدیداً توبه کرد ،و آنگاه بعد از توبه چیست؟!! پس همانطور که قبلاً گفته شد سیده عائشه رضی الله عنها قصد جنگ و خروج بر ضد خلیفه نداشته بلکه قصد اصلاح میان مردم را داشته است و بعد از این حادثه احساس ندامت و پشیمانی کرد.

رابعاً دیدگاه عمار بن یاسر رضی الله عنهما که پیشتر نقل شد بر قدیسه بودن و فداکاری سیده عائشه رضی الله عنها دلالت دارد. و عکس العمل سیدنا علی رضی الله عنه در مواجه و برخورد با سیده عائشه رضی الله عنها بعد از جنگ .

قابل تذکر است که اصل جنگ جمل بدون قصد طرفین انجام شد بلکه توسط همان عده ای که سیدنا عثمان رضی الله عنه را به شهادت رساندند جنگ درگرفت.

علامه محمد تقی مجلسی اول (م 1070هــ) ، در «روضة المتقین» ، می نویسد:

في الموثق عن محمد بن مسلم، عن أبي عبد الله عليه السلام في الرجل إذا خير امرأته فقال إنما الخيرة لنا ليس لأحد، و إنما خير رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم لمكان عائشة فاخترن الله و رسوله و لم يكن لهن أن يخترن غير رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم‏

در موثق از محمد بن مسلم از ابو عبدالله علیه السلام ، در مورد مردی هرگاه زنش را تخییر کند ، فرمود: تخییر کردن فقط برای ما است ( اهل بیت) برای کسی ، همانا رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم به خاطر مکانت عائشه ، [همسرانش] را تخییر نمود و خدا و رسولش را اختیار کردند. و هیچ کدام از آنان غیر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را اختیار نکردند.

روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه 9 / 124

اصل این حدیث در الکافی للکلینی 6 / 139 ح 6 ، وسائل الشیعة للحر العاملی 22 / 92 ح 28104 ، آمده است و علمای برادران شیعه حدیث را توثیق نمودند.


دیدگاه اهل سنت و جماعت بر این است که :

تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ بقره /141


موفق باشید...
 
آخرین ویرایش:

صدیق

ناظر
19/1/13
620
1
18
عایشه عالمی بزرگ و مجتهدی توانا

تا جایی که رسول اکرم صلی*الله*علیه*وسلم درشأن وی فرمودند: «خذوا نصف دینکم عن هذه الحمیرا». نصف دین خود را از این حمیرا(عایشه) بگیرید.

معذرت ... این حدیث سنداً و متناً مشکل دارد و لذا علمای اهل سنت این حدیث را موضوع و کذب می دادند.

امام ابن قیم رحمه الله (م 751هــ) ، می گوید:

89 - كل "حديث فيه "يا حميراء" أو ذكر "الحميراء" فهو كذب مختلق 90 - مثل "يا حميراء لا تأكلي الطين فإنه يورث كذا وكذا".
91- وحديث "خذوا شطر دينكم عن الحميراء".


هر حدیثی در آن عبارت «یا حمیراء» یا «الحمیراء» ذکر شده است پس آن دروغ و جعلی است. مانند: ای حمیراء ! گل نخوری ، زیرا کذا و کذا به دنبال دارد. و حدیث : نصف دینتان را از حمیراء بگیرید.

المنار المنيف في الصحيح والضعيف ص 60 ؛الناشر: مكتبة المطبوعات الإسلامية، حلب الطبعة: الأولى، 1390هـ/1970م

می گویم: رد این حدیث ضعیف بلکه جعلی دلیل بر رد فضائل سیده عائشه رضی الله عنها نیست بلکه رد کذبی است که بر مولانا رسول الله صلی الله علیه و سلم نسبت داده شده است. البته نقل حدیث با تصحیح آن تفاوت دارد و لذا در این مقاله و یا کتاب های حدیثی مشابه آن از جهت «اعتبار» این احادیث را نقل می کنند نه از جهت «اعتماد» ،ممکن است عالمی هم از جهت اعتماد آن را نقل کرده باشد باز این به میزان آگاهی آن عالم به صحت و سقم این احادیث بر می گردد. الله اعلم.
 

اسما

کاربر فعال و مفید
1/1/70
113
0
0
حسین خدا شما را هدایتت بکنه تا در چیزی که نسبت به آن علم نداری نظر ندی و من و سایر مسلمانها رو هم بترسیم از روز سخت و به هر چیزی که صرفا بدست آوردیم و شخصا درباره آن علمی تحقیقی نداریم مخصوصا اگر مطلب درباره ی ناموس رسول الله باشد از گفتنش پرهیز کنیم پاداش خداوند برای راه یافتگان باد و لعنت الله علی القوم الکاذبین
النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ الأحزاب/6.
 

kurdnews

کاربر فعال و مفید
1/1/70
312
3
0
تشکر از اسما خانم برای این اطلاعات مفید و جامع از مادر مومنان عایشه صدیقه طاهره سلام علیها ...خب شما گفتید مادر مومنان پس بی بی عایشه مادر مومنان هست نه مادر هر کسی...پس اصلا به این حرفا گوش ندین


و دست کاک صدیق هم درد نکنه که واقعا هر وقت هر مطلبی میزارن همیشه سنگ تمومه جزاکم الله خیرا
 

hossein

New member
1/1/70
8
0
0
به نام خدا
باسلام
باتشکر از برادر صدیق
درمورد مطلب اول این که باید بگویم اگر قصد عایشه اصلاح بود با علی (ع) نمیجنگید و خون هزاران تن از مسلمانان را بر زمین نمی ریخت دوم این که ایا خروج بر خلیفه مسلمین جایز است ؟ اگر جایز است پس باید بگوییم انان که بر عثمان خروج کردند و اورا به قتل رساندند قصدشان اصلاح بوده و درنزد خداوند مصلح اند و ثواب کثیر دارند چرا که از مفهوم سخن شما این امر استنباط میشود درضمن مگر کشک است که کسی خون مسلمانان را برزمین بریزد و بعد توبه کند ؟ اگر کار درستی کرده پس چرا توبه کرده و اگر کار غلطی کرده خون هزاران مسلمان به گردن اوست و هرکس در رکاب او مرده گناهکار است و شما بهتر میدانید طبق احکام اسلامی کسی که بدعتی را در جامعه بنیان بگذارد و عده ای را گمراه کند و ان عده ی گمراه در گمراهی بمیرند هرگز آمرزیده نمیشوند و بدعت گذار هم در گناه تک تک انها شریک است
سوم این که ایه ای که ایه ی ((وما محمد الا رسول و۰۰۰) به اتفاق جمیع مفسرین در جنگ احد و زمانی نازل شد که تعدادی از مسلمانان وقتی دیدند اوضاع جنگ رو به وخامت است تسلیم مشرکان شدند و از اسلام برگشته مجددا کافر شدند
درضمن طبق همان ایه ای که ذکر کردید خداوند پیامبر خویش را از انسان ها شمرده است و احتمال مردن و یا کشته شدن را برای او محفوظ داشته پس اگر قبول دارید که پیامبر مرده است پس باید احتمال کشته شدن را هم قبول کنیم
والسلام
 

hossein

New member
1/1/70
8
0
0
به نام خدا
باسلام
خواهر اسما بنده هم خدایی نکرده نسبت بی بند و باری و یا نسبت های ناروای دیگر به ناموس رسول خدا ندادم من فقط نقل تاریخ کردم و حقیقت را گفتم درضمن شما باید به عمل انسان ها نگاه کنید نه به نسب آنها هرکس که بارسول خدا خویشاوندی داشت میتواند هرجه میخواهد بکند و آتش تفرقه را درمیان مسلمانان شعله ور کند و هزاران تن را به کشتن دهد ؟
پسر نوح که از خون و از طایفه ی پیامبران الهی بود طغیان کرد عایشه که همسر رسول خداست و جای خود دارد درضمن شیطان در کمین همه است چنان که رسول خدا میگفت برای من نیز شیطانی است که او را مهار کرده ام
 
آخرین ویرایش:

هو الحق

New member
30/6/13
81
0
0
فی ارض الله
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمه الله

بنده در مواردی که اطلاعاتی ندارم نظر نمیدم ولی مطالبی که به ذهنم خطور کرد بیان میکنم

آیا همسران پیامبر اجازه خروج از منزل را دارند یا خیر ؟
طبق آیه زیر انها چنین اجازه ای دارند و منع کامل نشدند

يا ايها النبي قل لازواجك وبناتك ونساء المومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادنى ان يعرفن فلا يوذين وكان الله غفورا رحيما(احزاب59)
اي پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاي خود را بر خود فروتر گيرند اين براي آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و خدا آمرزنده مهربان است

اگر قرار بود همسران پیامبر علیه الصلاه و السلام بیرون نروند چرا به انها میگوید که خود را بپوشانید تا شناخته شوید و مورد آزار قرار نگیرید؟و کسی شما را اذیت نکند ؟پس امکان خروج برای انها وجود دارد

اما در مورد گفته برادر حسین اینکه هزاران نفر کشته شده اند پس مسبب گناهکار است باید بگویم سخن درستی نیست با مثال توضیح میدم
فرض کنید راننده ی اتوبوسی به هر دلیلی دچار سانحه ای شود مثلا سقوط در دره آیا چون ده ها نفر کشته شده اند گناهکار است ؟ مسلما نمیتوان چنین قضاوتی کرد ممکن هست سیم ترمز قطع شده و گناهکار نباشد و یا ممکن هست از عمد اینکار را کرده و گناه کار باشد
این قضیه در مورد جنگ هم صادق است باید ببینیم نیت چه بوده طبق مطالبی که برادر صدیق فرمودند قصد جنگ نبوده و اصلاح بوده پس شما نباید بگوید چون هزاران نفر کشته شده اند گناهکار است

پس مرز گناه را نیت مشخص میکند و اگر از درون کسی اگاهی نداریم در مورد او قضاوت نکنیم بهتر است .بنظر شما اینطور نیست برادر؟
 

صدیق

ناظر
19/1/13
620
1
18
به نام خدا
باسلام
باتشکر از برادر صدیق
درمورد مطلب اول این که باید بگویم اگر قصد عایشه اصلاح بود با علی (ع) نمیجنگید و خون هزاران تن از مسلمانان را بر زمین نمی ریخت

وعلیکم السلام و رحمة الله

خب مسأله همین است که قصد اصلاح بوده و وقوع جنگ نیز بنابر ادله ای که در تاریخ وارد است همان عاملان قتل سیدنا عثمان رضی الله عنه بودند.

اگه سیده عائشه رضی الله عنها قصد جنگ داشت همان ابتدا تصریح می کرد که من قصد جنگ با سیدنا علی رضی الله عنه را دارم لیکن چنین چیزی وارد نشده بلکه تنها آمده که ایشان قصد اصلاح داشتند و شرایط در آن عصر قطعاً بحرانی بوده ، علیه خلیفه وقت کودتا شده و وی را به قتل رساندند و همان عده با سیدنا علی رضی الله عنه بیعت کردند و وی را خلیفه کردند. و البته اصحاب هم بیعت کردند لیکن در پی خون خواهی قاتلان خلیفه سوم اقدام کردند و قصدشان برکناری سیدنا علی رضی الله عنه نبود و این عامل تفاوت میان خروج علیه خلیفه سوم و خلیفه چهارم است.

دوم این که ایا خروج بر خلیفه مسلمین جایز است ؟ اگر جایز است پس باید بگوییم انان که بر عثمان خروج کردند و اورا به قتل رساندند قصدشان اصلاح بوده و درنزد خداوند مصلح اند و ثواب کثیر دارند چرا که از مفهوم سخن شما این امر استنباط میشود

پر واضح است که سیده عائشه رضی الله عنها به قصد جنگ وارد نشد بلکه همانطور که گفته شد به عنوان مصلحه عمل کرد لیکن در این میان عده ای از آب گل الود خواستن ماهی بگیرند و سبب شعله ور شدن جنگ شدند که اتفاقاً همان عده بعداً نقشه ترور سیدنا علی و معاویه و عمرو بن عاص رضی الله عنهم را کشیدند و این نقشه شوم ، سبب شهادت مولانا علی و مجروحیت معاویه شد. پس مشخص می شود که همان عده ای که عامل جنگ بودند نه به مخالف و نه به موافق- به ظاهر - رحم نکردند و صد البته وفاء نکردند. ولذا این عملکرد گروه شروری که سبب قتل سیدنا عثمان رضی الله عنه شدند را نباید با عمل و نیت سیده عائشه رضی الله عنها قیاس کرد.

درضمن مگر کشک است که کسی خون مسلمانان را برزمین بریزد و بعد توبه کند ؟ اگر کار درستی کرده پس چرا توبه کرده و اگر کار غلطی کرده خون هزاران مسلمان به گردن اوست و هرکس در رکاب او مرده گناهکار است و شما بهتر میدانید طبق احکام اسلامی کسی که بدعتی را در جامعه بنیان بگذارد و عده ای را گمراه کند و ان عده ی گمراه در گمراهی بمیرند هرگز آمرزیده نمیشوند و بدعت گذار هم در گناه تک تک انها شریک است

سیده عائشه نیت خیر داشتند و از این جهت وقتی دیدند اوضاع بحرانیه وارد عمل شد لیکن بعد از اینکه جنگ در گرفت ایشان توبه کرد و علت نیز این بود که متصور بودن که اگر مانند سایر اصحابی که سکوت اختیار کردند اقدامی نمیکرد بهتر می بود و لذا از عملکرد خویش احساس ندامت می کرد. و شما جای خدا نیستید که توبه بندگانش را نپذیرید بلکه توبه پذیر همانا الله تعالی است.

بدعت نیز بر فرض قبول این سخنتان باید عرض کنم که به نیت شخص بستگی دارد ، کسی که عمداً بدعت گذار است حسابش با کسی که ناخواسته و بدون اطلاع ویا بهتره بگویم با نیت خیر و بلکه صواب عملی انجام داده جداست. لیکن ما این را (عمل بدعتی) قائل نیستیم بلکه معتقدیم که اصحاب اجتهاد کردند و در این اجتهادشان گروهی به خطاء رفتند و گروهی به صواب ... در ضمن این قاعده ای که فرمودین عطف به ما سبق نمی شود چرا که با جمع ادله پیشین به قاعده فعلی می رسیم ولذا در آن عصر قواعد تکمیل فقهی نبوده بلکه متفرقه بوده ولذا حکم بر مسأله ای که هنوز (در آن بحران )ماهیت آن معلوم نیست روا نمی باشد. نکته ی مهمتر اینکه توبه و ندامت سیده عائشه رضی الله عنها که در برخی روایات از شدت گریه لباسشان خیس می شد دلالت بر خداترسی و تقوا و ورع آنحضرت دارد .

سوم این که ایه ای که ایه ی ((وما محمد الا رسول و۰۰۰) به اتفاق جمیع مفسرین در جنگ احد و زمانی نازل شد که تعدادی از مسلمانان وقتی دیدند اوضاع جنگ رو به وخامت است تسلیم مشرکان شدند و از اسلام برگشته مجددا کافر شدند
درضمن طبق همان ایه ای که ذکر کردید خداوند پیامبر خویش را از انسان ها شمرده است و احتمال مردن و یا کشته شدن را برای او محفوظ داشته پس اگر قبول دارید که پیامبر مرده است پس باید احتمال کشته شدن را هم قبول کنیم
والسلام

اولاً بنده آن آیه را ذکر کردم که نشان بدهم که طبق این آیه رحلت حضرت الرسول صلی الله علیه و سلم میان مرگ طبیعی و شهادت مسکوت بوده است و بعد با دلائل قرآنی ثابت شد که آنحضرت با مرگ طبیعی وفات کردند.

ثانیاً اصل وفات بر مرگ بدون قتل است و در همان آیه ابتدا لفظ «مات» آمده و بعد «قُتل» ،و باتوجه به آیات دیگر ثابت شد که مرگ بدون قتل بوده است.

ثالثاً بنده قبلاً پاسخ داده بودم که اگر احتمال کشته شدن را مدنظر داشته باشیم باز مردوده چون با آیات دیگر خلاف آن ثابت میشود و لذا احتمال مرگ بدون قتل قوی تر و بلکه شواهد بر جزم آن بیشتر است.

رابعاً کدام عاقلی قبول می کند که چگونه است عائشه رضی الله عنها پیامبر صلی الله علیه و سلم با دادن سم به شهادت رسانده باشد در حالی که مشرکان مکه هرگز نتوانستند چنین عملی انجام بدهند چراکه بارها و بارها خداوند از انحضرت محافظت نموده و آیات بر صحت آن موجود است و خود پیامبر صلوات الله علیه و سلم در حجة الوداع به مردم ابلاغ کنند که به زودی از میانشان خواهد رفت و با این وجود سیده عائشه رضی الله عنها بخواهد ایشان را مسموم کند و یا به شهادت برساند؟! بعد در این مدتی که با آنحضرت بوده است چنین اقدامی نکرده باشد بلکه در اواخر عمرشان آنحضرت را به شهادت برساند؟! این قضیه حتی محل احتمال نیست چه برسه به قطعیت ... و به افتراء و کذب شباهت دارد تا احتمال ولو اینکه احتمال را قبول داشته باشیم...
 
آخرین ویرایش:
1/1/70
269
1
18
به نام خدا
باسلام
باتشکر از برادر صدیق
درمورد مطلب اول این که باید بگویم اگر قصد عایشه اصلاح بود با علی (ع) نمیجنگید و خون هزاران تن از مسلمانان را بر زمین نمی ریخت دوم این که ایا خروج بر خلیفه مسلمین جایز است ؟ اگر جایز است پس باید بگوییم انان که بر عثمان خروج کردند و اورا به قتل رساندند قصدشان اصلاح بوده و درنزد خداوند مصلح اند و ثواب کثیر دارند چرا که از مفهوم سخن شما این امر استنباط میشود درضمن مگر کشک است که کسی خون مسلمانان را برزمین بریزد و بعد توبه کند ؟ اگر کار درستی کرده پس چرا توبه کرده و اگر کار غلطی کرده خون هزاران مسلمان به گردن اوست و هرکس در رکاب او مرده گناهکار است و شما بهتر میدانید طبق احکام اسلامی کسی که بدعتی را در جامعه بنیان بگذارد و عده ای را گمراه کند و ان عده ی گمراه در گمراهی بمیرند هرگز آمرزیده نمیشوند و بدعت گذار هم در گناه تک تک انها شریک است
سوم این که ایه ای که ایه ی ((وما محمد الا رسول و۰۰۰) به اتفاق جمیع مفسرین در جنگ احد و زمانی نازل شد که تعدادی از مسلمانان وقتی دیدند اوضاع جنگ رو به وخامت است تسلیم مشرکان شدند و از اسلام برگشته مجددا کافر شدند
درضمن طبق همان ایه ای که ذکر کردید خداوند پیامبر خویش را از انسان ها شمرده است و احتمال مردن و یا کشته شدن را برای او محفوظ داشته پس اگر قبول دارید که پیامبر مرده است پس باید احتمال کشته شدن را هم قبول کنیم
والسلام
سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
اولین مطلب پس از چندین سال دوری از بحث با رافضه. علی کل حال، خوب است به این شبهات پاسخ داد:
اولا: ام المومنین عایشه رضی الله عنها بر علی رضی الله عنه خروج نکردند. چرا که اگر قصد خروج بود، باید به مدینه میرفتند، نه بصره. اصل خروج آنها به همراه بقیه صحابه این بود که خارجیان بر عثمان رضی الله عنه از بصره و کوفه و مصر بودند. اینها به بصره رفتند برای مجازات کردن قاتلان عثمان رضی الله عنه. پس از اینکه امیر بصره به نمایندگی از علی رضی الله عنه با آنها صحبت کرد، قرار شد به مدینه برگردند و مسئولیت را به عهده ی امیر المومنین علی رضی الله عنه بگذارند. این امر چون به ضرر قاتلان بود، شبانه در بین دو سپاه نفوذ کرده و به یکدیگر تیر اندازی کردند و باعث شدند عده ی زیادی در این جنگ کشته شوند.

ثانیا: توبه باعث آمرزیدن گناه میشود. اما اینکه شما ریخته شدن خون مسلمانان را به گردن ام المومنین و اصحاب بیندازید، چندان دور از انتظار نیست. ما میگوییم و تاریخ میگوید که مسبب آن قاتلان عثمان رضی الله عنه بودند که اجداد معنوی شما به حساب می‌آیند. نکته دیگر اینکه شما روافض در طول تاریخ مشهور بوده و هستید که دائما خون مسلمانان را ریخته اید. حال برای ما از ریخته شدن خون مسلمانان داد سخن می دهید؟

ثالثا: کجا مفسرین ذکر کرده اند که در جنگ احد، مسلمانان تسلیم کفار شده و مجددا کافر و مشرک شدند؟ عادت دارید که دروغ بگویید؟
 
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا