جدیدترین‌ها

خوش آمدید به انجمن فائزین

برای بهره مندی از تمامی امکانات در انجمن ثبت نام کنید

Ask question

Ask Questions and Get Answers from Our Community

Answer

Answer Questions and Become an Expert on Your Topic

Contact Staff

Our Experts are Ready to Answer your Questions

«تدبر» صحيح ترين روش تعامل با قرآن

عبدالمجید

کاربر فعال و مفید
1/1/70
231
0
0
بسم الله الرحمن الرحيم

«تدبر» صحيح ترين روش تعامل با قرآن

كلمه «تدبر» به صيغه هاي مختلف، چهار بار در قرآن آمده است. در لسان العرب «تدبر» به معني تفكر و انديشيدن و ژرف نگري است.(1) معمولاً اين كلمه برای سخنی به کار می رود که کوتاه لفظ و پر معنی باشد.(2)

خداوند متعال در مورد كتابش «قرآن» مي فرمايد: كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبّروا اياته ولتيذكّر اولو الباب ] ص: 29[ ترجمه : قرآن كتاب پر منفعتی است كه براي شما فرستاده ايم تا درباره آيه هايش بينديشيد و خردمندان پند گيرند.

اين آيه حاوي نكاتي است كه بايد به دقت به آنها نگريست.

نكته اول: در لفظ « ليدبّروا» در آيه مذكور است كه قرائت « لِتدبّروا» را نیز در آن جايز دانسته اند بر اساس لفظ اولي كه قرائت عامه است همه مردم از كافر و مسلمان و منافق وظيفه دارند در قرآن بينديشند و دلايل و حجتهاي آن را مورد بررسي قرار دهند و بر اساس لفظ دومي كه قرائت ابوجعفر و عاصم است انديشيدن در قرآن، تنها وظيفه پيامبر و پيروانش است.

امام طبري مي گويد: صواب آنست كه هر دو قرائت مشهور و هر دو معني صحيح اند و قاري به هر كدام قرائت كند راه صواب رفته است.(3)

حسن گفته است كلمه «ليدبّروا اياته» بمعني پيروي كردن و تبعيت آمده است(4) كه اگر به دقت نگاه كنيم بين اين دو ديدگاه ، یعني « انديشيدن و پيروي» تفاوت چنداني نيست بلكه يكي اهداف كوتاه مدت را دنبال مي كند و ديگري اهداف بلند مدت به تعبیر دیگر هر دو معنی در ارتباط تنگاتنگ با همدیگر هستند زیرا تا اندیشیدن صورت نگیرد پیروی بدنبال آن نمي آيد. به تعبير رساتر اول بايد در قرآن فكر كرد و به آن انديشيد سپس جنبه عملي و اجرائي به آن داد.

بر اساس ديدگاه حسن، فلسفه نزول قرآن اجرائي كردن آن است و بر اساس نگاه عموم، فلسفه نزول قرآن، انديشيدن و تفكر در آن است كه گاهي انديشيدن منجر به پيروي و گاهي در سطح انديشه باقي مي ماند و جنبه عملي به خود نمي گيرد.

اما ادامه آيه «و ليتذكّر اولوالالباب» به صراحت مي رساند صاحبان خرد و انديشمندان از قرآن پند مي گيرند.

ابن عاشور در معني « تدبر» اين چنين گفته است: «تدبر» به معني انديشيدن و تأملي است كه صاحبش را به شناخت معاني آن مي رساند به گونه اي كه هر بار در قرآن تدبري صورت گيرد معناي تازه اي به ذهن مي رسد كه در نگاه هاي اوليه به چشم نمي آمد.(5)

نكته دوم: اين است كه قرآن با عقل و انديشه آدميزاد سرو كار دارد و تنها صاحبان خرد و انديشمندان از آن پند و ارندرز مي گيرند.

نكته سوم: فلسفه «تدبر» در قرآن رسيدن به معاني و اسرار كتاب خدا و اجرا كردن آن در زندگي است.

امام حسن بصري مي فرمايد:

از خردسال و بزرگسال اين قرآن را مي خوانند كه بسياري از آنان به حفظ حروفش مي پردازند و حد ومرز آن را مي شكنند حتي از ميان آنان كساني هستند كه به خدا سوگند مي خورند تمام قرآن را خوانده اند و حتي حرفي از آن را به جا نگذاشته اند اما به خدا قسم اين چنين افراد همه قرآن را بجا گذاشته اند زيرا آثاري از قرآن بر اخلاق و رفتارشان مشاهده نمي شود. ادامه مي دهد كه «تدبر» قرآن به حفظ كردن حروف و ضايع نمودن حدودش نيست و سوگند مي خورد چنين افرادي از عقل و خرد بهره اي نبرده اند و فرزانه نيستند و از خدا مي خواهد امثال اينها را زياد نكند و خودش را از زمره كساني كه « تدبر» و تفكر در قرآن مي كنند به حساب بياورد نه از زمره قاريان خودپسند و متكبر.(6)

خداوند متعال نه تنها پيامبر و پيروانش را به تدبر در قرآن دعوت مي كند بلكه منافقين و مشركان را از اينكه در قرآن تدبر نمي كنند مورد سرزنش و توبيخ قرار مي دهد. و مي فرمايد: افلا يتدبرون القرآن و لو كان من عند غير الله لو جدوا فيه اختلافاً كثيراً (82 نساء).

ترجمه: چرا در قرآن نمي انديشند و معاني و مفاهيم آن را بررسي نمي كنند اگر اين قرآن از جانب غير خدا بود در آن تناقضات و اختلافات فراواني پيدا مي كردند صاحب تفسير فتح القدير معتقد است اين آيه بر «وجوب» تدبر در قرآن» دلالت دارد.(7)

ثعالبي معتقد است تدبر در قرآن « موجب ضمانت تمام نيكي ها براي صاحبش است(8) و خواندن قرآن به عجله، تأثير چنداني در درون آدم ندارد.

امام فخر رازي نيز در تفسير اين آيه نكاتي را يادآور مي كند كه به دو نكته از آنها اشاره مي كنم.

نكته اول: مي فرمايد: برخلاف كساني كه معتقدند نمي توان قرآن را فهميد اين آيه دلالت بر روشن بودن معني آيات دارد زيرا اگر معني قرآن قابل درك نبود خداوند منافقين را به «تدبر در قرآن» وا نمي داشت.(9)

نكته دوم: اين آيه دليل بر «وجوب» نظر و استدلال و ردي بر تقليد است(10) زيرا خداوند متعال منافقين را مأمور به استدلال كرده است. تا به صحت رسالت پيغمبر پي ببرند.

در سوره محمد نيز خداوند متعال مي فرمايد:

افلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب اقفالها ] محمد: 24[

ترجمه: چرا در قرآن نمي انديشيد و دلايلي كه قرآن براي اثبات حقانيتش به آن استدلال مي كند بررسي نمي كنند؟ آيا قفلهاي بر دلهايشان زده شده است.

اين آيه نيز همانند آيه 82 سوره نساء منافقين را مورد سرزنش قرار مي دهد كه چرا در قرآن نمي انديشند و دلايل آن را بررسي نمي كنند و به حقانيت آن پي نمي برند.

ابن كثير و بسياري از مفسرين معتقدند كه كلمه أم در آيه منقطع و به معني «بَلْ» است(11) يعني علت اينكه منافقين در قرآن نمي انديشند و آن را مورد بحث و بررسي قرار نمي دهدند و به دلايل آن گوش فرا نمي دهند اين است كه قفلهاي بر قلب آنان زده شده است و به همين خاطر موعظه و پند و اندرزهاي قرآني در وجود آنان تأثير گذار نيست.

از ميان دانشمندان علم نحو سيبويه معتقد است كلمه أم در آيه متصل است كه به معني «يا اينكه» بر دلهايتان قفل زده شده است و ابوحيان و گروهي ديگر كلمه «ام» را منقطع و به معني «بَلْ» دانسته اند. يعني علت عدم انديشيدن در قرآن قفل بر قلبهايشان است.(12)

شنقيطي در تفسير اين آيه مي گويد:

معلوم است كسي كه به منظور فهم و درك معانی قرآن و عمل بدان ، مشغول به تدبر در قرآن نشود چنين شخصي در حقيقت از قرآن روي گردان و مستحق توبيخ و سرزنش است و مي فرمايد: پيغمبر خدا از دست چنين كساني روز قيامت پيش خدا شكايت مي كند و مي فرمايد: يا ربّ ان قومي اتخذوا هذا القرآن مهجوراً پروردگارا: قومم قرآن را رها كرده اند در ادامه مي فرمايد آيات مذكور يعني آيات ] 82:نساء[ ] 68:مؤمنون[ و ] 29: ص[ دلالت بر آن دارد كه تدبر و فهميدن قرآن و آموزش و عمل نمودن به آن براي مسلمانان امري ضروري و حياتي است زيرا پيامبر(ص) در حديث صحيح فرموده است: بهترين شما كسي است كه قرآن را ياد مي گيرد و به ديگران مي آموزد.

سپس مي گويد: دوري جستن از كتاب خدا و فهم نكردن و عمل ننمودن بدان از بزرگترين و زشت ترين منكرات است اگرچه طرف تصور كند بر هدايت است.

بر آدم فهميده پوشيده نيست كسي كه به مذاهب تدوين شده اكتفا كند و به بهانه اينكه مذاهب همه چيز را گفته اند خود را از كتاب و سنت بي نياز بداند دچار بزرگترين اشتباه شده است. زيرا چنين تفكري با كتاب خدا، سنت رسول و اجماع صحابه و اقوال امامان چهارگانه همخواني ندارد و صاحب چنين انديشيه اي نيز بر خلاف دستور الله و رسولش و تمام اصحاب و امامان چهارگانه درود و رحمت خدا بر آنان باد حركت كرده است.(13)

همچنان خداوند خداوند متعال در آيه 68 سوره مؤمنون مشركين را مورد توبيخ و سرزنش قرا مي دهد كه چرا در قران تدبر نمي كنند و مي فرمايد: افلم يدبروا القول ام جاءهم ما لم يأت اباءهم الاولين. ترجمه:آيا درباره معني و مفاهيم آيات قرآني نمي انديشند يا اينكه مطالبي براي آنان آمده است كه براي نياكانشان نيامده؟

ابن عاشور در ذيل اين آيه بيان مي دارد علت عناد و لجاجت مشركين كه منجر به كفر آنان گشته است «عدم تدبر» و انديشيدن آنان در قرآن كريم است.(14)

امام فخر رازي فلسفه تدبر در قرآن را ترك باطل و رجوع به حق دانسته است.(15)

سعدي معتقد است اين آيه دلالت دارد بر اينكه تدبر در قرآن به سوي همه خوبيها دعوت مي كند و از تمام بديها انسان را باز مي دارد و معتقد است علت عدم تدبر در قرآن وجود قفل بر دلها است زيرا اگر قفلي نبود و آنان خوب در قرآن مي انديشيدند همان تدبر موجب ايمان و دوري آنان از كفر مي گشت.(16)

طنطاوي معتقد است اگر در قرآن انديشيدن صورت گيرد فهميده مي شود كه قرآن از پند و اندرز و آداب و داستانها و مسايل عقيده و شريعت برخوردار است كه مي تواند آنان را رستگار و به راه راست هدايت كند. (17)

از آنچه تا كنون بيان شد به خوبي روشن گرديد كه تدبر در قرآن واجب و عدم تدبر در آن موجب توبيخ و سرزنش خداوند مي گردد. حال نكته اي كه در اينجا مطرح است شيوه و روش به اجرا در آوردن اين پيام الهي در زندگي است.

آنچه كه در این راستا به نظر مي رسد خداوند متعال شيوه اجرا و كاربردي كردن آيات تدبر را در قرآن به پيامبرش آموخته و فرموده است و رتّل القرآن ترتيلاً يعني قرآن را با ترتيل بخوان.

تعدادي از مفسرين قرآن نيز به اين موضوع اشاره فرموده اند كه از طريق «ترتيل» «تدبر» حاصل مي شود.

در فيض الرحمن تفسير جواهر القرآن آمده است كه: به وسيله ترتيل قرآن، تدبر و تفكر حاصل و دلها به حركت در مي آيند.(18)

رشيد رضا صاحب تفسير المنار مي فرمايد: بزرگترين ذكر زبان كه همراه با قلب باشد ترتيل قرآن با تدبر است.(19)

واژه «ترتيل» از ماده «رَتَلْ» ( بر وزن قَمَرْ) به معني منظم بودن و مرتب بودن است. لذا كسي كه دندانهايش خوب و منظم و مرتب باشد عرب به او رتل الاسنان مي گويد. روي اين جهت «ترتيل» به معني پی در پي آوردن سخنان يا آيات روي نظام و حساب گفته شده.(20)

ابن اثير در نهايه گويد: ترتيل قرائت آن است كه با تأني و آشكار، گفتن حروف و حركات باشد. راغب مي گويد ترتيل آنست كه كلمه به آساني و صحيح ادا كنند. صحاح آن را با تأني خواندن و درست ادا كردن حروف گفته است.(21)

خرم دل در تفسير آيه گفته است ترتيل يعني تلفظ صحيح حروف و واژه ها همراه با تدبر و تفكر در مفاهيم و معاني(22)

اين تعاريف از ترتيل از سوي لغت دانان و مفسرين با تعريفي كه از زبان پيغمبر(ص) در رابطه با ترتيل آورده اند همخواني دارد.

در تفسير ماوردي نقل شده است پيغمبر خدا(ص) به ابن عباس فرموده هنگامي كه قرآن را خواندي آن را با ترتيل بخوان. ابن عباس مي گويد پرسيدم: ترتيل چيست؟ پيامبر(ص) فرمود: «بَيّنْهُ تبيناً و لا تبتره بتْرَ الدقل و لا تهذه هذا الشعر و لا يكون هم احدكم اخر السورة.

ترجمه: حروف و كلمات آن را كاملاً روشن ادا كن نه همچون خرماي خشكيده(يا ذرات شن) آن را پراكنده كني و نه همچون شعر آن را با سرعت پشت سرهم بخواني نبايد همّ شما اين باشد كه به سرعت سوره را به پايان رسانيد. (23)

و در مجمع البيان نيز معني ترتيل به همين مضمون آمده است و تنها به ترجمه آن اكتفا مي كنم. روف و كلمات آن را كاملاً روشن ادا كن نه همچون خرماي خشكيده(ذرات شن) آن را پراكنده كني و نه همچون شعر آن را با سرعت پشت سرهم بخواني به هنگام برخورد با عجانب قرآن توقف كنيد و بينديشيد و دلها را با آن تكان دهيد و هرگز نبايد همّ شما اين باشد كه به سرعت سوره را به پايان رسانيد.(24)

متأسفانه امروز بسياري از مسلمانان از اين واقعيت فاصله گرفته اند و از قرآن تنها به الفاظي اكتفا نموده اند، و همشان فقط ختم سوره و ختم قرآن است بي آنكه بدانند اين آيات براي چه نازل شده؟ و چه پيامي را ابلاغ مي كند؟ درست است كه الفاظ قرآن نيز محترم و خواندن آن داراي فضيلت است ولي نبايد فراموش كرد كه اين الفاظ و تلاوت مقدمه بيان محتوا است.(25)

با توجه به ديدگاه مفسرين كه ارائه شد شيوه اجرا كردن تدبر در قرآن از طريق «ترتيل» است و آن چيزي است كه هم خدا به ترتيل قرآن پرداخته و رتلناه ترتيلاً و هم پيغمبرش حضرت محمد(ص) را مأمور به ترتيل كرده است.

به طور خلاصه «قرآن» برنامه زندگي و هدايتگر به سوي بهترين و استوارترين و ماندگارترين راهها است و در تمام مراحل و جوانب زندگي بهترينها را به پيروانش ارائه مي دهد و براي دستيابي به هدايت صحيح ترين روش تعامل با آن تدبر و تفكر در آن است. زيرا بوسيله تدبر انسان به اسرار و معاني قرآن پي مي برد و حقايق بر او آشكار مي گردد و حق و باطل را از هم جدا مي كند و از تقليد، كج فهمي سطحي نگري و همه تاريكيهاي خود ساخته بشري نجات پيدا مي كند و بوسيله تدبر است كه او مي فهمد قرآن مبارك و پر از خير و بركت است و از تناقض و اختلاف به دور است و پيروانش را از سردرگمي و نزاع و كشمكش و اضطراب و پريشاني نجات مي دهد و تا كسي در اين مسير قدم بر ندارد به اين حقيقت پي نخواهد برد و به تعبير خداوند و ما يتذكر الا اولو الالباب و ليتذكر اولوالالباب.

در پايان براي اجرا كردن دستور خدا، در زمينه «تدبر در قرآن» توجه خردمندان امت اسلامي از انديشمندان و علماء و خيرين و دلسوزان را به اين نكته جلب مي كنم كه براي رسيدن به رضايت خدا و زندگي بهتر در اين دنيا و سعادت آخرت در كنار مدارس ، علي الخصوص مدارس ديني و هر جائي كه زمينه آن فراهم است شعبه اي را به منظور « تدبر در قرآن» در نظر بگيرند. اميد است با اجراي آن بتوانيم وحدت و انسجام بيشتري در ميان امت اسلامي ايجاد كرده و هر چه بيشتر و سريعتر و بهتر بتوانيم به اهداف عاليه قرآن برسيم.





(1) لسان العرب جزء 4 ص 369

(2) ابن عاشور ج 12 ص 221 ذيل آيه 29:ص

(3) تفسير امام طبري ج 21 ص 191 ذيل آيه 29:ص

(4) تفسير نبوي ج 7 ص 88 ذيل آيه 29:ص

(5) ابن عاشور ج 12 ص 221 ذيل آيه 29:ص

(6) تفسير زمخشري ج 6 ص 17 ذيل آيه 29:ص

(7) تفسير فتح القدير ج 2 ص 180 ذيل آيه 82: نساء

(8) تعالي ج 1 ص 332 ذيل آيه 82 :نساء

(9) تفسير امام فخر رازي ج 5 ص 301 ذيل آيه 82: نساء

(10) تفسير امام فخر الدين ج 5 ص 301 ذيل آيه 82:نساء

(11) تفسير ابن كثير ج 7 ص 320 ذيل آيه 24: محمد

(12) الوسي ج 19 ص 154 ذيل آيه 24: محمد

(13) شنقيطي ج 7 ص 358 ذيل آيه 24: محمد

(14) ابن عاشور ج 9 ص 385 ذيل آيه 68 مؤمنون

(15) امام فخر رازي ج 11 ص 196 ذيل آيه 68: مؤمنون

(16) سعدي ج 1 ص 554 ذيل آيه 68: مؤمنون

(17) طنطاوي ج 1 ص 3027 ذيل آيه 68: مؤمنون

(18) فيض الرحمن تفسير جواهر القرآن ج 2 ص 447 ذيل آيه 4: مؤمنون

(19) تفسير المنار

(20) تفسير نمونه جزء 1 ص 6413

(21) قاموس قرآن فارسي ج1 ص 783

(22) تفسير خرم دل جزء 1 ذيل آيه 4: سوره زمر

(23) تفسير ماوروي ج 3 ص 200 در تفسير آيه 32 فرقان

(24) مجمع البيان ج 11 ص 335 ذيل آيه 32 فرقان

(25) تفسير نمونه ج 1 ص 10812 ذيل آيه 4 مزمل
 
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا