قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
تبلیغات
(صحیح بخاری (۱) کتاب بدء الوحی و صحیح مسلم (۱۹۰۷) کتاب الاماره)
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: روي آوردن فتنه ها بر قلب

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/qndtfn66fcrrq7cw6yh.gif images/qndtfn66fcrrq7cw6yh.gif

    تاریخ عضویت
    January 2013
    عنوان کاربر
    مدیریت
    شماره عضویت
    3
    محل سکونت
    فی ارض الله
    نوشته ها
    1,203
    تشکر
    1,038
    تشکر شده 1,873 بار در 668 ارسال

    روي آوردن فتنه ها بر قلب

    روي آوردن فتنه ها بر قلب
    حذيفه بن يمان – رضي الله عنه – مي گويد: رسول خدا – صلى الله عليه وسلم – فرموده اند:
    «تُعْرَضُ الْفِتَنُ عَلَى الْقُلُوبِ عَرض الْحَصِيرِ عُودًا عُودًا، فَأَىُّ قَلْبٍ أُشْرِبَهَا نُكِتَت فِيهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ وَأَىُّ قَلْبٍ أَنْكَرَهَا نُكِتَت فِيهِ نُكْتَةٌ بَيْضَاءُ حَتَّى تعود القلوب عَلَى قَلْبَيْنِ: قَلْب أَسْوَدُ مُرْبَادًّا كَالْكُوزِ مُجَخِّيًا لاَ يَعْرِفُ مَعْرُوفًا وَلاَ يُنْكِرُ مُنْكَرًا إِلاَّ أُشْرِبَ مِنْ هَوَاهُ. وَقَلْبٍ أَبْيَضَ، لاَ تَضُرُّهُ فِتْنَةٌ مَا دَامَتِ السَّمَوَاتُ وَالأَرْضُ» (مسلم).
    «فتنه ها و معاصي همچون (بافتن حصير) يکي يکي در برابر دل ها رژه مي روند. هر دلي که از آن ها تأثيرپذير شود، نقطه ي سياهي در آن پديد مي آيد. اما هر دلي که از آن ها روي گردان شود، نقطه ي سفيدي در آن پديد مي آيد، تا اين که دل به صورت يکي از دو دسته دل هاي زير مي شود:
    قلبي سياه و تيره به سان کوزه اي وارونه شده که نيکي را نمي شناسد و به بدي پشت نمي کند و تنها از هواهاي نفساني خويش پيروي مي نمايد.
    ديگري قلبي سفيد (و پاک) که تا آسمان ها و زمين برپاست، فتنه و گناه زياني را به آن نمي رساند».
    رسول خدا – صلى الله عليه وسلم – روي آوردن اندک اندک فتنه ها بر قلوب را به چيدن و بافتن حصير از دانه دانه ني ها تشبيه فرموده است.
    و قلب هايي را که مورد تهاجم فتنه ها قرار مي گيرند به دو نوع تقسيم نموده است که نوع اول اقسامي دارد:
    اول: الف/ قلبي که وقتي فتنه ها به آن روي مي آورند. همانگونه که اسفنج آب را مي مکد، آن فتنه ها را در خود جمع مي کند، و بر اثر هر معصيتي و فتنه اي نقطه اي سياه در آن پديد مي آيد. آن قلب همچنان با آغوش باز با آن معاصي روي خوش نشان مي دهد، تا اين که به تمامي سياه و بي فروغ مي شود، و وارونه و سر و ته مي گردد. هرگاه اينگونه گرديد، دو بيماري بسيار خطرناک که آن را به سوي مرگ و نابودي معنوي مي کشانند به آن روي مي آورند.
    ب: مشتبه شدن معروف و منکر بر آن، يعني خوب و بد و خير و شر براي او فرق نمي کنند و هريک معناي خود را از دست مي دهند.
    حتي ممکن است اين بيماري آنچنان در او ريشه دار شود که او معروف را منکر و منکر را معروف و بدعت را سنت و سنت را بدعت و حق را باطل و باطل را حق به شمار بياورد.
    ج: حاکم گردانيدن هواهاي نفساني خود بر آنچه که رسول خدا – صلى الله عليه وسلم – آورده است.
    دوم: قلبي سفيد و پاک که آفتاب ايمان در آن دميده و نور افشاني نموده است، چنين قلبي هرگاه مورد تهاجم فتنه ها و گناهان قرار گيرد، با آن ها به مقابله برمي خيزد و آن ها را از خود دور مي گرداند. همين باعث مي شود که روشنايي و نورافشاني و توانايي آن بيشتر شود.
    فتنه هايي که بر دل ها روي مي آورند. و اسباب بيماري معنوي قلب مي شوند، عبارتند از:
    – فتنه شهوات.
    – فتنه شبهات.
    – فتنه تباهي و گمراهي.
    – معاصي و بدعت ها.
    – ستم ها.
    – جهالت ها
    فتنه اولي، باعث تباهي قصد و اراده مي شود.
    دومي باعث فساد علم و اعتقاد مي گردد.
    برخي از اصحاب رضي الله عنهم قلوب را به چهار نوع تقسيم کرده اند.
    از جمله روايت شده که حذيفه بن يمان – رضي الله عنه – فرموده است:
    «قلب ها چهارگونه اند: قلبي پاک و خالص که در آن چراغي فروزان روشن است و آن قلب قلب انسان اهل ايمان است.
    دوم: قلبي بي فروغ و پنهان مانده که قلب انسان کافر است.
    سوم: قلبي وارونه و راه گم کرده که قلب آدم منافق است. قلبي که نيکي و خير را مي شناسد، اما از آن روي برمي گرداند و حق و حقيقت را مي بيند، اما خود را به نابينايي مي زند.
    چهارم: قلبي که دو نيرو – نيروي ايمان و نيروي نفاق هريک آن را به سوي خود مي کشند، و در نهايت تابع آن نيرويي مي شود که بر آن تسلط بيشتري پيدا مي نمايد.
    منظور او از «قلب مجرد قلبي است که از غير خداوند متعال و پيامبر گرامي – صلى الله عليه وسلم – و حق و راستي از ديگر امور تهي باشد.
    منظور از چراغي که در آن قلب قرار دارد، چراغ ايمان است. و مجرد بودن آن به معناي سلامتش از شبهات و شهوات باطل و گمراه کننده است، و وجود چراغ فروزان در آن به معناي نوراني و درخشان بودن آن به وسيلة عمل و ايمان است.

    سایت خانواده خوشبخت
    BlestFamily .Com
    =================
    طب القلوب لابن القيم / مترجم عبد العزيز سليمي



    خدا نزدیك است
    هرآنچه می خواهیم از او بخواهیم
    و من در این دنیای كوچك فقیرم...هیچ ندارم
    جوانیم...زندگانیم...هرچه دارم امانت است
    می خواهم امانت دار خوبی باشم
    می خواهم از انچه نگفته ام بگویم
    و انچه نبوده ام باشم
    گرچه بعضی نپسندند و نخواهند
    و خدا برایم كافیست

    خدایا خودت كمكم كن


    قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
    بگو: «اى بندگان من- كه بر خويشتن زياده‏روى روا داشته‏ ايد- از رحمت خدا نوميد مشويد. در حقيقت، خدا همه گناهان را می‏آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است.
    سوره :زمر آیه : 53







  2. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید faezin از ایشان تشکر کرده است:

    ئه ستیره (Tue, 03 Apr 2018 22:08:12 +0430)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •