قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
تبلیغات
(صحیح بخاری (۱) کتاب بدء الوحی و صحیح مسلم (۱۹۰۷) کتاب الاماره)
نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: پیامبر صلی الله علیه و سلم اینگونه سلام و خداحافظی می کرد

  1. Top | #1

    images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/qndtfn66fcrrq7cw6yh.gif images/qndtfn66fcrrq7cw6yh.gif

    تاریخ عضویت
    February 2013
    عنوان کاربر
    کاربر مفید
    شماره عضویت
    52
    نوشته ها
    1,289
    تشکر
    324
    تشکر شده 1,045 بار در 535 ارسال

    پیامبر صلی الله علیه و سلم اینگونه سلام و خداحافظی می کرد

    ۱- از رهنمودهای ایشان (ص) سلام کردن هنگام رفتن پیش دیگران ، و سلام کردن- خدا حافظی – به هنگام رفتن از پیش آن ها است، و دستور به رایج کردن سلام داده است.

    ۲- و فرموده است: ” کوچک بر بزرگ و رهگذر بر کسی که نشسته است و سواره بر پیاده و تعداد کم بر تعداد زیاد، سلام بکند.

    ۳- و پیامبر (ص) بر کسی که با او برمی خورد، شروع به سلام می کرد و اگر کسی به او سلام می داد فوری همانند او و یا بهتر از او به ایشان سلام می داد مگر به خاطر عذری مانند نماز و یا قضای حاجت.

    ۴- و در ابتدا می فرمود: ” ألسلام علیکم و رحمه الله ” و خوشش نمی آمد که شروع کننده بگوید: علیک السلام، و جواب سلام مسلمان را با ” و علیک السلام” با واو ( و ) می داد.

    ۵- و از رهنمودهای او این بود که بر تعداد زیاد کسانی که یک سلام به همه ی آن ها نمی رسید، سه بار سلام کند.

    ۶- و از رهنمود های ایشان این است که کسی که داخل مسجد می شود دو رکعت نماز تحیَّه المسجد بخواند سپس بیاید و به حاضران سلام کند.

    ۷- وقتی بر جوانان گذر فرموده به ایشان سلام گفته و وقتی از کنار زنان عبور کرده بر آنان سلام داده است. و صحابه آن حضرت هم وقتی از نماز جمعه برمی گشته اند در بین راه و زمانی که از کنار پیرزنی عبور کرده اند حتماً به او سلام داده اند.

    ۸- پیامبر(ص) به کسی که غایب بود سلام می فرستاد و سلام قبول می کرد، و اگر کسی به او سلام دیگری را می رساند، به او و ابلاغ کننده، سلام می داد (علینا و علیک و علیه السلام)

    ۹- به او گفته شد : آیا اگر کسی با برادرش دیدار کند جایز است به نشان احترام برای او خم شود؟ فرمود : خیر ، گفته شد: آیا به دست و پایش بیفتد و او را ببوسد؟ فرمود : خیر ، گفته شد: آیا با او دست بدهد؟ فرمود : بلی.

    ۱۰- پیامبر سرزده و ناگهان بر خانواده اش داخل نمی شد، و به آن ها سلام می کرد و اگر داخل می شد، شروع به احوال پرسی می کرد، یا از آن ها می پرسید.

    ۱۱- رسول الله اگر در شب بر خانواده اش داخل می شد، آنچنان سلام می کرد که انسان های بیدار را بشنواند ولی فرد خُفته را بیدار نکند.

    ۱۲- و از رهنمودهای آن حضرت است که اگر از پشت در به شخص تازه وارد گفته شود: تو کیستی؟ بگوید: فلانی پسر فلانی هستم یا کنیه اش و یا لقبش را بگوید، و نگوید من هستم.

    ۱۳- و اگر اجازه ی ورود می خواست، سه بار اجازه می گرفت؛ و اگر به او اجازه ورود داده نمی شد ، برمی گشت.

    ۱۴- و به یارانش آموزش می داد که پیش از اجازه گرفتن سلام بکنند.

    ۱۵- و اگر به در دیگران می آمد روبه روی در نمی ایستاد، بلکه در سمت راست در یا سمت چپ آن می ایستاد. و فرموده است: ” بی شک اجازه گرفتن فقط برای دیدن قرار داده شده است.”



  2. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید kamali از ایشان تشکر کرده اند:

    هلن (Wed, 28 Dec 2016 08:03:20 +0330),ستاره 281 (Wed, 04 Jan 2017 08:15:40 +0330)

  3. Top | #2

    images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/qndtfn66fcrrq7cw6yh.gif images/qndtfn66fcrrq7cw6yh.gif

    تاریخ عضویت
    February 2013
    عنوان کاربر
    کاربر مفید
    شماره عضویت
    52
    نوشته ها
    1,289
    تشکر
    324
    تشکر شده 1,045 بار در 535 ارسال
    نبی اکرم – صلى الله علیه وسلم- از جهت شیوایی بیان و رسایی سخن از همگان متمایز بودند، و جایگاهی والا و غیرقابل انکار در جامعه داشتند.
    از سلامت طبع، اصالت سخن، قاطعیت گفتار، درستی مضامین، و دوری از تکلف برخوردار بودند. جوامع کَلِم در اختیار آنحضرت بود، و حکمت های بدیع به ایشان ارزانی شده بود، و به زبانهای گوناگون رایج در جزیره العرب آشنا بودند. با مردم هر قبیله به زبان خودشان سخن می گفتند، و با هر طایفه از آنان به لهجه خودشان گفتگو می کردند. بدیهه گویی و حاضرجوابی بادیه نشینان، و لفظ قلم و نطق و بیان شهرنشینان را با هم یکجا داشتند؛ و در کنار همه اینها از تأیید الهی و سرچشمه وحی نیز برخوردار بودند.

    در سخاوت و جود و کرم، آن چنان بودند که به وصف نمی آید. دست و دل بازی آنحضرت به گونه ای بود که انگار از ناداری و تهیدستی هیچ باک نداشتند.
    ابن عباس می گویند: نبی اکرم – صلى الله علیه و سلم- از همه مردم بخشنده تر بودند؛ در ماه رمضان نیز که جبرئیل بیشتر به ملاقات آنحضرت می آمد، بخشنده تر از همیشه می شدند. جبرئیل در ماه رمضان همه شب به دیدار آنحضرت می آمد و با ایشان قرآن را مرور می کرد. و آنوقت، رسول خدا -صلى الله علیه و سلم- در بخشش و دهش از باد وَزان که ابرهای پرباران را به این سوی و آن سوی می راند و از آنها باران می بارد، بخشنده تر می شدند. (صحیح البخاری، ج ۱، ص ۵۰۲) .
    جابر می گوید: هرگز نشد چیزی را از آن حضرت درخواست کنند، و ایشان بگویند، نه! (صحیح البخاری، ج ۱، ص ۵۰۲)

    خارجه بن زید می گوید: نبی اکرم – صلى الله علیه وسلم- وقتی می نشستند از همه کس باوقارتر بودند، و به هیچ وجه دست و پایشان را دراز نمی کردند. بسیار سکوت می کردند. تا وقتی که نیاز نبود سخنی نمی گفتند. از کسانی که سخنان نازیبا می گفتند، کناره می گرفتند. سخن آنحضرت قول فصل و سخن آخر بود؛ نه زیاد و نه کم. خنده آنحضرت تبسُّم بود. اصحاب ایشان هم در محضر آنحضرت به هنگام خندیدن، از روی احترام به ایشان، تبسُّم می کردند.
    خلاصه اینکه پیامبر بزرگ اسلام با کمالاتی ویژه و بی نظیر آراسته بودند. خدای ایشان آنحضرت را تربیت کرده بود و در تربیت ایشان نیکو عمل فرموده بود، تا جایی که در مقام ستایش آنحضرت، ایشان را مخاطب قرار داد و فرمود: {وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ} (سوره قلم، آیه ۴) «و براستی که تو را خُلق و خویی خوش و بی نظیر است!»



  4. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید kamali از ایشان تشکر کرده است:

    ستاره 281 (Wed, 04 Jan 2017 08:15:48 +0330)

  5. Top | #3

    images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/qndtfn66fcrrq7cw6yh.gif images/qndtfn66fcrrq7cw6yh.gif

    تاریخ عضویت
    February 2013
    عنوان کاربر
    کاربر مفید
    شماره عضویت
    52
    نوشته ها
    1,289
    تشکر
    324
    تشکر شده 1,045 بار در 535 ارسال
    شرم و حیای پیامبراکرم – صلى الله علیه وسلم – از همه مردم بیشتر بود.
    ابوسعید خدری می گوید: شرم و حیای آنحضرت از دوشیزگان زیر چادر بیشتر بود، و هرگاه از چیزی خوششان نمی آمد، آثار آن ناخوشایندی در چهره آنحضرت مشهود می گردید.(صحیح بخاری، ج ۱، ص۵۰۴)

    هیچگاه نگاه شان را بر چهره کسی نمی دوختند، پلکهایشان را پیوسته به پایین می دوختند. نگاه هایشان به زمین طولانی تر از نگاه هایشان به آسمان بود. نگاه های آنحضرت غالباً مستقیم نبود و به نیم نگاهی اکتفا می فرمودند. از فرط شرم و حیا و کرامت نفس، چیزی را که خوش نداشتند مطرح نمی کردند. هرگز کسی را که از او کردار ناپسندی را به آنحضرت گزارش کرده بودند، نام نمی بردند؛ بلکه می گفتند: (ما بال أقوام یصنعون کذا) چه شده است که بعضی ها چنین و چنان کارها را انجام می دهند؟!
    آنحضرت سزاوارترین مردم به این ستایش فرزدق بود که می گوید:
    یغضی حیاء ویغضی من مهابته فلا یکلم إلا حین یبتسم

    خود ایشان از فرط شرم و حیا چشمان خویش فروهشته نگاه می دارند، دیگران نیز تحت تأثیر هیبت و ابهت ایشان چشمهایشان را فروهشته نگاه می دارند! به این ترتیب، کسی جرأت نمی کند که با ایشان سخن بگوید، مگر هنگامی که تبسم روی لبانشان نقش می بندد.



  6. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید kamali از ایشان تشکر کرده است:

    ستاره 281 (Wed, 04 Jan 2017 08:15:59 +0330)

  7. Top | #4

    images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif images/qndtfn66fcrrq7cw6yh.gif images/qndtfn66fcrrq7cw6yh.gif

    تاریخ عضویت
    February 2013
    عنوان کاربر
    کاربر مفید
    شماره عضویت
    52
    نوشته ها
    1,289
    تشکر
    324
    تشکر شده 1,045 بار در 535 ارسال
    نظم و انضباط در سیره رسول الله صلی الله علیه و سلم ar

    یکی از اموری که تلاش و کوشش انسان را نتیجه بخش می کند، نظم و ترتیب است. هرکس در هر زمینه ای که مشغول به کار است، چنانچه نظم و انضباط بر کارهایش حکم فرما نباشد، به نتیجه دلخواه خود نخواهد رسید؛ زیرا نظم و ترتیب او را یاری می کند تا کارهایش به سهولت و آسانی در زمان پیش بینی شده انجام یابد. اسلام دینی است که در قوانین آن نظم و ترتیب از اهمیت زیادی برخوردار است؛ یعنی کارهایی را که دستور به انجام دادن آنها داده است، وقت و زمان خاصی را هم برای آنها تعیین کرده است و چنانچه کسی همان کارها را زودتر و یا دیرتر از موعد مقرر انجام دهد، از او پذیرفته نخواهد شد؛ به عنوان مثال، نمازهای واجب روزانه، هرکدام وقت مخصوصی دارد که باید در وقت خود انجام گیرد و اگر قبل از فرارسیدن وقت کسی نماز بخواند، نمازش مورد قبول نیست.

    نظم و انضباط پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم
    پیامبر بزرگوار اسلام، در گفتار و رفتار خویش تلاش می کرد تا مردم جامعه نظم و انضباط را رعایت کنند. نمونه های فراوانی در زندگی آن حضرت دیده می شود که بیانگر نظم و انضباط ایشان است:

    الف) تقسیم کار:
    یکی از آن نمونه ها، تقسیم کار است. اگر گروهی در جایی مشغول به کار و فعالیت شوند، برای پیشبرد کارها لازم است تقسیم کاری صورت گیرد تا هر کسی وظیفه اش را بداند؛ پیامبر بزرگوار اسلام از این مسئله در جنگ خندق بهره بردند و وقتی قرار شد که افرادش خندقی حفر کنند، رسول خدا صلی الله علیه و سلم برای هر ده نفر، بیست متر تعیین کرد که حفر کنند.

    ب) صف آرایی نظامی:
    در اغلب جنگ ها، رسول خدا صلی الله علیه و سلم قبل از حمله، ابتدا افرادش را منظم می کرد و حتی اگر یک نفر هم از صف خارج می شد، پیامبر اسلام او را با دیگران مطابق می کرد، چنان که در جنگ بدر چوبی در دست داشت و افرادش را به صف می کرد، مردی به نام سواد بن غزّیه اندکی جلوتر از بقیه ایستاد. وقتی حضرت او را دید با اشاره چوب او را به سمت صف هدایت کرد و فرمود: «با دیگران مساوی باش ای سواد»

    ج) ایجاد نظم در صفوف جماعت:
    شاید کسی به این امور جزئی توجهی نکند، اما رسول خدا صلی الله علیه و سلم از آنجا که ارزش و اهمیت نظم و انضباط را می دانست، بی توجه از کنارش نمی گذشت. روزی در نماز جماعت مردی را دید که از بقیه جلوتر ایستاده و موجب بی نظمی در صف جماعت شده است، رسول خدا صلی الله علیه و سلم وقتی این صحنه را مشاهده نمود، به مردم رو کرد و فرمود: «ای بندگان خدا باید که صف های خود را منظم و مرتب کنید.»



  8. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید kamali از ایشان تشکر کرده است:

    ستاره 281 (Wed, 04 Jan 2017 08:15:54 +0330)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •