صفات حروف و انواع آن

تعریف صفت

صفت همان کیفیتی است که به هر حرف در هنگام تلفظ آن چیزی را که باعث بازشناسی آن حرف از دیگر حرف ها می گردد می بخشد.

 .

فواید معرفت صفات حروف

بازشناختن حروف مشترک در یک نوع مخرج از هم دیگر در هنگام ادای آن ها.

مثلاً ثاء، ذال و ظاء همگی از نوک زبان و نوک دندان های پیشین بالایی تولید می شوند و آن ها را جز با تحقق یکایک صفات مخصوص خودشان نمی توان بازشناخت.

بهبود تلفظ حروف، این امر با تحقق ادای صحیح صفت و مخرج هر کدام از حروف روی می دهد.

شناخت حروف قوی و ضعیف از نظر صفات و آنچه لازم است فراگرفت از اینکه کجا ادغام صورت گیرد و کجا ادغام کامل یا ناقص رخ می دهد.

.

______________________________________

صفات لازم و صفات عارضی

صفات به دو نوع تقسیم می شوند:

۱_ صفات لازم: صفاتی هستند که جزو حرف بوده و به هیچ عنوان از آن جدا نمی شود. مانند استعلاء و همس و سایر صفاتی که در بخش های بعدی با آن ها آشنا خواهیم شد.

۲_ صفات عارضی: صفات مکمل حرف می باشند که در برخی حالت های مشخص بر آن ها وارد آمده و در صورت جدا شدن از آن حرف در ذات آن اثری ندارند. صفاتی مانند تفخیم، ترقیق، ادغام، مد و اخفاء و غیره. این صفات عارضی را در مباحث جداگانه بررسی خواهیم نمود.

 .

______________________________________

تعداد صفات لازم

علماء در تعداد این صفات اختلاف نظر دارند که مشهورترین قول مبنی بر هفده صفت لازم می باشد.

  .

انواع صفات لازم

صفات لازم به دو نوع تقسیم می شوند:

۱_ صفات متضاد: شامل پنج گروه از جفت صفت های متضاد می باشد. چنانچه یکی از صفت ها در حرفی یافت شد صفت مقابل آن نمی تواند همزمان وجود داشته باشد. به عبارت دیگر یک حرف می تواند تنها یکی از دو حرف را داشته باشد. این صفات عبارتند از:

_ همس و ضد آن جهر
_ شدت وضد آن رخاوت و بین آن ها متوسط یا میانه
_ استعلاء و ضد آن استفال
_اطباق و ضد آن انفتاح
_خاموشی (اصمات) و ضد آن تیزی (اذلاق)

۲_ صفاتی که متضاد ندارند: هفت صفت:

_ قلقله
_ صفیر
_ انحراف
_ تفشی
_ استطالت
_ تکرار

بعضی از علما دو صفت دیگر را نیز ذکر کرده اند که دارای متضاد نمی باشند: خفاء و غنه.

برای استخراج صفات یک حرف، ابتدا مجموعه صفات مخالف را بر آن عرضه می داریم و یکی از هر دو صفت برای آن حرف ثابت می شود. بدین ترتیب هر حرف می باید به پنج صفت دارای متضاد متصف باشد.

سپس بقیه ی صفاتی که متضاد ندارند را پیش می آوریم و هر کدام برای آن ثابت گردید به پنج صفت پیشین می افزاییم.

به این ترتیب یک حرف به کمتر از پنج صفت (متضاد) و بیش تر از هفت صفت (پنج صفت متضاد و دو صفت دیگر) نمی تواند متصف گردد.

 .

______________________________________

صفات قوی، ضعیف و متوسط

صفات لازم به صفات قوى، ضعیف و متوسط تقسیم می شوند.

۱_ صفات قوی: جهر، شدت، استعلاء، اطباق، قلقله، صفیر، انحراف و تفشی.

۲_ صفات ضعیف: همس، رخاوت، استفال، انفتاح، لین و خفاء.

۳_ صفات متوسط: میانه (بین شدت و رخاوت)، اصمات (خاموشی) و ذلاقت (تیزی).

برخی صفات را تنها به دو دسته ی قوی و ضعیف تقسیم نموده و میانه و تیزی را جزو صفات ضعیف و خاموشی را در زمره ی صفات قوی قرار داده اند

  .

______________________________________

صفات لازم متضاد:

_ همس و جهر

_ شدت، رخاوت و متوسط

_ استعلاء واستفال

_ تیزی و خاموشی

_ متن الجزریه درباره ی صفات متضاد

. .

______________________________________

همس و جهر

_ همس

معنی لغوی: مخفی و پنهان نمودن

اصطلاحاً: جریان هوا هنگام تلفظ حرف از بین تارهای صوتی، به دلیل هم نیامدن تارها در هنگام تولید حرف.

حروف آن: ده حرف، گردآمده در این عبارت ابن جزری: فحثه شخص سکت.

.

_ جهر

معنی لغوی: آشکار نمودن

اصطلاحاً: انسداد جریان هوا به صورت جزئی در هنگام تلفظ حرف، به دلیل بسته شدن تارهای صوتی.

حروف آن: باقی حروف الفبا، به تعداد نوزده حرف (به جز حروف همس) که در این عبارت گردآمده اند: عَظمَ وَزْنُ قَارِی ذِی غَضِّ جِدِّ طَلَب.

    . .

______________________________________

شدت، رخاوت و تفاوت بین آن دو، متوسط

_ شدت

معنی لغوی: نیرو و فشار

اصطلاحاً: عدم جریان صوت و انسداد آن هنگام تلفظ حرف.

حروف آن: هشت حرف که در این عبارت ابن جزری گردآمده است: أجد قط بکت.

.

_ رخاوت، سستی

معنی لغوی: نرمی و ملایمت

اصطلاحاً: جریان صوت هنگام تلفظ حرف.

حروف آن: شانزده حرف، به جز حروف شدت و متوسط: ث ح خ ذ ز س ش ص ض ظ غ ف هـ و ی ا (الف)

.

_ متوسط

اصطلاحاً: اعتدال صوت هنگام تلفظ حرف. صفتی است بین شدت و سستی، به طوریکه در جریان تولید آن صوت به اندازه ی حروف شدت انسداد نمی یابد و مانند حروف سست نیز جریان ندارد.

حروف آن: پنج حرف، گردآمده در: لن عمر

.

تفاوت میان شدت و جهر:

شدت دارای فشار کامل در هنگام تولید بر مخرج ولی جهر، نیروی زیاد در تولید صدا را می رساند.

در شدت صوت انسداد می یابد و در جهر جریان هوا مسدود می گردد.

شش حرف که بین شدت و جهر هستند؛ قطب جد و همزه. در آن ها صوت و هوا هنگام تلفظ حبس می شود.

   .

______________________________________

استعلاء واستفال

_ استعلاء

معنی لغوی: افراشتن

اصطلاحاً: بلندی و افراشتن عقب زبان هنگام تلفظ حرف به سمت سقف دهان.

حروف آن: هفت حرف، گردآمده در این عبارت ابن جزری: خُصَّ ضَغطٍ قِظ

.

_ استفال

معنی لغوی: پایین آوردن

اصطلاحاً: پایین آوردن عقب زبان از سقف دهان هنگام تلفظ حرف.

حروف آن: بیست و دو حرف، بقیه ی حروف الفبا که دارای صفت استعلاء نباشند: ء ب ت ث ج ح د ذ ر ز س ش ع  ف ک ل م ن ه و ی ا.

  .

______________________________________

اطباق و انفتاح

_ اطباق

 

معنی لغوی: چسباندن و روی هم نهادن

اصطلاحاً: چسباندن بیشتر زبان به سقف دهان هنگام تلفظ حرف.

حروف آن: چهار حرف :  ص ض ط ظ

حروف اطباق قوی ترین حروف بوده و دارای شدیدترین تفخیم می باشند.

واطباق از استعلاء خاص تر می باشد، از آن جا که اطباق مستلزم استعلاء بوده ولی برای استعلاء لزومی به اطباق نیست. بنابراین همه ی حروف اطباق دارای صفت استعلاء هستند اما همه ی حروف استعلاء صفت اطباق را ندارند.

.

_ انفتاح

معنی لغوی: گشایش

اصطلاحاً: فاصله یافتن زبان یا بیشتر آن از سقف دهان هنگام تلفظ حرف.

حروف آن: بیست و پنج حرف، یعنی بقیه ی حروف الفبا، که در آن عبارت گردآمده اند: من أخذ وجد سعة فزکا حق له شرب غیث

   .

______________________________________

تیزی و خاموشی

_ تیزی

معنی لغوی: سرعت، سبکی، شتاب و تیزی زبان یعنی روانی، شدت و فصاحت آن.

اصطلاحاً: سرعت تلفظ حرف هنگام تولید از کناره ی زبان یا بین دو لب.

حروف آن: شش حرف: بعضی از آن ها از کناره ی زبان خارج می شوند، از قبیل: (لنر) و بعضی دیگر محل خروجشان از لب ها است: (فمب).

این حروف ششگانه در این عبارت ابن الجزری گردآمده اند: فرّ من لُبِّ.

با توجه به سبکی آن ها، قاری باید دقت بیشتری هنگام تلفظ آن ها مبذول دارد.

.

 _ خاموشی

معنی لغوی: منع

اصطلاحاً: سنگینی تلفظ حرف.

حروف آن: بیست و سه حرف: که در این عبارت گردآمده اند: جز غش ساخط صید ثقة إذ وعظه یحضک.

این حروف به اسم حروف خاموش خوانده می شوند چون از تنها بودن در کلمات با اصالت رباعی یا خماسی امتناع می کنند، و حتماً باید یک حرف (یا بیشتر) دارای صفت تیزی در این کلمات باشند تا سبکی آن و سنگینی حرف خاموش تعادل ایجاد نماید. اگر چنین نبود می توانی قضاوت نمایی که آن کلمه عربی نیست و وارد این زبان شده است. به عنوان نمونه کلمه ی “مسجد” که فارسی بوده و وارد عربی شده است.

   .

______________________________________

.

متن الجزریه درباره ی صفات متضاد

صِفَاتُهَا جَهْرٌ وَرِخْوٌ مُسْتَـفـِلْ

مُنْفَتِحٌ مُصـْمَتَـةٌ  وَالـضِّـدَّ قـُلْ

صفات آن جهر و رخوت و استفال،

انفتاح و خاموش و مخالف آن

مَهْمُوسُهَا (فَحَثَّهُ شَخْصٌ سَکَتْ)

شَدِیْدُهَا  لَــفْـظُ (أَجِدْ قَطٍ بَکَـتْ)

همس آن (فَحَثَّهُ شَخْصٌ سَکَتْ)

شدید آن حروف (أَجِدْ قَطٍ بَکَـتْ)

وَبَیْنَ رِخْوٍ وَالشَّدِیدِ (لِنْ عُمَرْ)

وَسَبْعُ عُلْوٍ (خُصَّ ضَغْطٍ قِظْ) حَصَرْ

و در میان رخوت و شدت (لِنْ عُمَرْ)

و هفت عُلْوٍ (خُصَّ ضَغْطٍ قِظْ)

وَصَادُ ضَادٌ طَاءُ ظَاءٌ مُطْبَـقَهْ

وَ (فِرَّ مِـنْ لُبِّ) الـحُرُوفِ المُذْلَقَهْ

و صاد، ضاد، طاء و اطباق دارند

و (فِرَّ مِـنْ لُبِّ) از حروف تیز هستند


Fatal error: Class 'Attachments' not found in /home3/faezin/public_html/wp-content/themes/32-Hedayat-2sweb.ir/single.php on line 12