564561

اشاره

نوشته پیش رو قسمتی از متن سخنرانی علامه سید أبوالحسن ندوی در سال ۱۹۵۶ است که در مرکز «جمعیت نجات فلسطین» در بغداد ایراد شده است.

من در بارۀ چیزی برایتان صحبت خواهم کرد که خودم به آن ایمان و اعتقاد دارم، البته اصرار ندارم که باب طبع شما باشد و شما خوشتان بیاید، اگر اندرون و ایمان خودم را راضی بکنم، برایم کافی است؛ چون در این صورت رضایت شما را هم به دست آورده ام. برای شما بحث علمی یا تاریخی نمی کنم، چون به اندازۀ کافی از این بحث ها شده و به علاوه در اینجا هستند کسانی که می توانند در این موارد برایتان صحبت بکنند.

…می شنوید که مردم از معضلات و مشکلات صحبت می کنند و در واقع این عصر، عصر مشکلات و معضلات است. آن ها از معضلات اقتصادی، سیاسی و مشکلات حکومتی و اجتماعی حرف می زنند و لیکن من معتقدم که یک معضل بیشتر وجود ندارد و آن معضل ایمان و اخلاق است، اگر تمام زمین را بگردید و به امت ها و ملت های آن توجه نمائید، خواهید دید که انسانیت تماماً از یک مشکل واحد می نالد و آن «نابسامانی ایمان و اخلاق» است و در واقع این بزرگترین فاجعه و رأس تمام مصائب می باشد و هر مشکلی که مردم از آن حرف می زنند و از آن می نالند همگی به این مشکل برمی گردد، آن چیزی که از میان رفت و به فقدان آن در این مصیبت جهانی گرفتار آمدیم، ایمان است و آن چیزی که به تباهی کشیده شد و در نتیجه با این همه معضلات در چارچوب افراد، جامعه ها، حکومت ها و اوضاع مواجه شدیم، اخلاق می باشد، انسان ها همه مثل هم هستند و ما و کسانی که بر ما حکومت می کنند همگی بشر هستیم و لیکن آنچه اکنون بر جهان حاکم است، نابسامانی ایمان و اخلاق می باشد. اکثر مردم فکر می کنند راز این مشکلات در حکومت ها و احزاب است و اگر وزارتی رفت و وزارتی دیگر آمد یا حزبی رفت و حزبی دیگر جایش را گرفت، مشکل حل و برطرف می شد. ولی این یک نظر نادرست، عجولانه و ناشی از تنگ نظری است چون مسئله، مسئلۀ احزاب یا حکومت ها و یا ایجاد رفورم نیست، بلکه مسئلۀ طرز فکر و اعتقاد و قلوب و دل هاست. و لذا آن تغییرات بی فایده اند و جایگزینی یک حزب به جای حزبی دیگر یا حکومتی به جای حکومت دیگر مشکل را حل نمی کند. چون افراد همگی به خضوع در برابر ماده و خدمت نفس مشغولند و این نفسیت است که گاهی در یک فرد و گاهی در یک حزب متجلی می شود و در واقع همین نفس گرایی است که بر تمام جهان حکم می راند و هرچه فساد در جوامع انسانی دیده می شود از فساد نفوس و حاکمیت این منطق خودپرستانه و ماده گرایانه منشأ می گیرد.

ای برادران! بیماری ما همین است. بنابراین، خودتان را فریب ندهید، اگر دقیقتر بنگرید و به ژرفنای حقایق فرو روید، خواهید دید که ریشۀ گرفتاری ها یک چیز است و آن «عبادت نفس» می باشد. تا وقتی این نفوس که ماده را عبادت می کنند، عوض نشوند، اوضاع موجود نیز تغییر پیدا نخواهند کرد.

این رقابتی که روزنامه ها از آن صحبت می کنند و گاه به جنگ هایی فرساینده می انجامد، آنگونه که سال های زیاد طول می کشد و ملت ها را خرد می کند، صرفاً رقابت در اغراض نفسانی است نه در بین خیر و شر. نزاع هایی که مابین ملت های اروپا در جریان است، معنایش آن نیست که یکی از آن ها می خواهد بر جهان حاکم شود تا به این اوضاع فاسد پایان دهد و به انسانیت خدمت کند یا قوانین الله را به اجرا درآورد و با فساد بجنگد و بین مردم مساوات برقرار کند و عدالت بپا دارد و امر به معروف و نهی از منکر نماید و اقامۀ نماز و ایتاء زکات بکند.

نه برادران، این نزاع ها همگی بر سر حاکمیت است، هرکدام از آن ها می خواهد حاکمیت پیدا کند و به تأمین شهوات نفسانی خود بپردازد. آری، نزاع بر سر آن است که صاحب امر و نهی بشود و قدرت ارضاء شهوات داشته باشد و به مصالح درون حزبی خود خدمت نماید، برای مثال بریطانیا و هم پیمان های او با اردوگاه کمونیسم نجنگیدند که قسط و عدالت را بپا کنند، هم چنانکه نزاع اردوگاه کمونیسم هم با هم پیمانان اروپایی هیچگاه به خاطر اقامۀ عدل نبوده است، چون اساساً به برپایی دین و فضیلت علاقه ای ندارد بلکه مبارزه می کند تا قدرت یکه تاز جهان بشود و بر وسایل و امکانات انسان ها مسلط گردد و تجارت جهانی را به انحصار خود درآورد، نزاع کمونیسم برای مصلحت بشریت نیست بلکه می جنگد تا کسانی که این ایدئولوژی را می پذیرند و در سلک آن ها درمی آیند، از دسترنج امت ها و ملت های مغلوب به سعادت برسند!

علت اصلی تمام این ستیزه جوئی ها، شهوت نفسانی و عبادت نفس است، مادام که این نفسیت شریر و فاسد و متعفن عوض نشود، امیدی به اصلاح جهان و سعادت و رفاه آن نمی رود.

ای برادران! مهمترین مسئله این است که انسان دگرگون شود، همه چیز در این دنیا خاضع در برابر انسان و انسان هم تابع نفس و ضمیر و عقیدۀ خود می باشد. بنابراین، اگر این ها سالم و صالح باشند انسان هم صالح خواهد بود و اگر انسان صالح بشود، جهان اصلاح پیدا می کند.

مردم به تبعیت از نوشته ها و گفته های افراد ناآگاه اعتقاد دارند، و می گویند: صلاح جهان در این است که حکومتی بر اساس چنین یا چنان اهدافی به وجود بیاید یا فلان شخصیت قدرت را در دست بگیرد و یا فلان حزب به حاکمیت برسد، قطعاً اصلاح را به ارمغان می آورد. آن ها نمی دانند که فساد اجتماع به خاطر فاسد بودن ضمایر و قلب هاست و تا وقتی این ها اصلاح نشوند، جهان هم اصلاح پیدا نخواهد کرد. ای برادران، این حرف یک آدم با تجربۀ آگاه است، سخن مردی است که بحمد الله تحقیقات عمیقی برایش فراهم آمده است.

اگر فردی وارد یک اتاق تاریک بشود و کلید برق را پیدا نکند، نمی تواند چیزی را که می خواهد بیابد، اما فرد آگاه به محض واردشدن به اتاق، محل کلید را می داند و آن را فشار می دهد و تمام اتاق را روشن می کند و چیز مورد نظرش را پیدا می کند. کار پیامبران و پیروان آن ها نیز به همینگونه است و کلید برای آن ها «ایمان» است، اگر این کلید به کار گرفته شود از آن پرتوهای نوری صادر می شود که تمام جهان را منور می سازند. من در کشورهای عربی و اسلامی و سایر کشورها، شخصیت هایی را می بینم که به عقل و اندیشه و تجربۀ بسیار شهرت دارند ولی در کمال تعجب می بینم که اندیشۀ آن ها قاصر، نارسا و ناپخته است، آن ها طوری از مشکلات حرف می زنند که گویی یک آدم ساده لوح و ناآگاه حرف می زند، آن ها از مشکلات سیاسی و اجتماعی سخن می گویند و اعتقاد دارند که اگر فلان حزب حاکم شود، با همان مشکل و یا حتی با مشکلات تازۀ دیگری مواجه می گردیم، بعد حزب دیگری را هم تجربه می کنیم، می بینیم که از اولی بدتر است و چه خوب گفته است شاعر آنجا که می گوید:

ألا إنما الأیام أبناء واحد … وهذى اللیالی کلها أخوات

فلا تَطلُبَنْ من عند یوم ولیله … خلاف الذی مرت به النسوات

روزها همه پسر یک پدر و شب ها همه خواهر هم هستند. بنابراین، از شب و روز چیزی بر خلاف عادت دیرینه شان انتظار نداشته باشید.

آخر تا کی باید این تجربه ها روی انسان بیچاره امتحان شوند؟ تا کی باید به جستجو بپردازیم و دست خالی برگردیم؟ در حالی که پیامبران علم سرشار از یقین و علاج کافی را می توانند به ما ارزانی دارند.

آری، مسئله، مسئلۀ نفوس انسان هاست و تا وقتی از این حقیقت روی گردان باشیم، همچنان باید از مشکلات پی در پی بنالیم.

یکی از مصیبت های این تمدن، نادیده گرفتن فرد است، علوم عمرانی به قدری در مردم تأثیر گذاشته اند که اکنون همه بر مجموعه و مؤسسه و حکومت و هیئت های اجتماعی تکیه می کنند و افراد را نادیده می گیرند، در حالی که فرد پایه و اساس تمام مجموعه ها و حکومت ها و احزاب و مؤسسات است، به آن ها می گوئیم: آقایان افراد دور و بر خود را اصلاح کنید و برای این پیکرۀ اجتماعی آماده سازید، جواب می دهند: از ما و افراد کاری ساخته نیست، ما در عصری زندگی می کنیم که مدار همه چیز اجتماع است. می گوئیم: خوب، به اجتماع ایمان آوردیم اما اگر فرد نباشد، اجتماع از کجا درست می شود؟ در جواب می گویند: با اصلاح جامعه، فرد هم اصلاح می شود! درست مثل کسی که الوارهای پوسیده و کرم خورده ای را گرد آورده و می خواهد از آن ها کشتی ای بسازد که سرنشین هایش بسیار کالاهای باارزشی حمل نماید و اگر مرد صاحب نظری به او بگوید: این الوارها برای ساختن چنین کشتی ای مناسب نیست، می گوید: الوارها اهمیتی ندارند مهم خود کشتی است، کشتی که ساخته بشود الوارها موجودیت خود را از دست می دهند و لذا فاسد و پوسیده بودن آن ها مهم نیست. به عبارت دیگر فاسد، فاسد است اما وقتی فاسد با فاسد گرد هم آیند، صالح می شوند!. چنانکه منطق اروپا می گوید: دزد، دزد است ولی اگر دزدها گرد هم آیند، پاسبان شهر می شوند!!. گرگ، گرگ است ولی وقتی گرگ ها بهم بپیوندند، چوپان می شوند! شعلۀ آتش، خانه را می سوزاند اما اگر شعله های آتش را باهم جمع کنند، سردی و سلامت می شوند!!

می دانید این واقعاً یک حرف مضحک و خنده دار است ولی آیا در مدرسه، حکومت و دادگاه ها بر این اساس عمل نمی شود؟ حکومت قضات و نظامی ها از کجا آمده اند؟ آیا اکثر آن ها از همین افراد فاسد و ناصالح نیستند؟ پس چگونه این افراد مجرم می توانند به مجموعه ای صالح و با شخصیت و با اخلاق تبدیل شوند؟ اما متاسفانه تمام جهان این منطق را حتی در سطوح علمی پذیرفته اند.

اگر این کارگردانان شکم پرست شهرها و دانشگاه ها و مؤسسات علمی و این حکام، در دوران اولیه اسلام بودند، دست کم طرد می شدند و یا روانۀ زندان شان می کردند و حتی استحقاق پیدا کردن شغل کوچکی را در جامعه نداشتند، ولی اکنون این منطق چنان افکار را مورد هجوم قرار داده است که اگر کسی بخواهد از مسئلۀ فردیت دفاع کند، به مرتجع بودن محکوم می شود.

ای صاحبدلان خداجو، شما همان جماعتی هستید که در سیما و رخسارتان و در اندیشه و ضمایرتان، آیندۀ روشنی را که آرزو می کنیم، می درخشد، پس خودتان را از نظر روحی و اخلاقی و علمی و ایمانی آماده سازید. آنچه از شما در این زمان خواسته می شود و درواقع جهاد امروز شما می باشد، همین است!.

منبع: امت آنلاین


Fatal error: Class 'Attachments' not found in /home3/faezin/public_html/wp-content/themes/32-Hedayat-2sweb.ir/single.php on line 12