عبدالستار حسین‌بر

درباره‌ی حکم قربانی بین علمای امت اسلامی دو دیدگاه وجود دارد:

۱. قربانی در حق توان‌گر سنت مؤکده است؛ و اکثر علما همین دیدگاه را دارند[۱]؛ نظر ابوبکر صدیق رضی الله عنه، عمر فاروق رضی الله عنه، بلال رضی الله عنه، سوید بن غفله رضی الله عنه، ابومسعود بدری رضی الله عنه، سعید بن مسیب، سفیان ثوری، ابن مبارک، عطاء، علقمه، الاسود، مالک بن انس بنابه روایت مشهور، شافعی، احمد بن حنبل، قاضی ابویوسف، محمد شیبانی، زعفرانی حنفی، اسحاق، ابوثور، مزنی، داود، ابن حزم، ابن منذر و … همین است.[۲]

۲. قربانی نمودن بنا به ثبوت آن در قرآن و احادیث واجب است. امام ابوحنیفه، زفر، شیخ الاسلام ابن تیمیه[۳]، ربیعة الرأی، لیث بن سعد، اوزاعی، مالک بنا به روایتی، حسن و قاضی ابویوسف بنابه روایتی، همین است. احناف واجب بودن آن را ترجیح داده‌اند. البته بین برخی از علمایی که قایل به وجوب قربانی هستند، در این که بر چه کسی واجب است، اختلاف دیدگاه است.

سبب اختلاف فقها در حکم قربانی:

اساس اختلاف دیدگاه فقها در حکم قربانی به دو امر بر می‌گردد:

اول: آیا عمل‌کرد آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم محمول بر وجوب است، یا استحباب؟

ثابت شده پیامبر صلى الله علیه وسلم که در هر سال قربانی می‌نمود، چنان چه در روایت ابن عمر رضی الله عنهما آمده؛ و از این معلوم می‌گردد که آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم هیچ گاه قربانی نمودن را ترک نکرده، تا جایی که در سفر هم آن را انجام داده است.

دوم: برداشت علما از احادیثی که در مورد قربانی روایت شده، مختلف است. در حدیث ام سلمه رضی الله عنها که صحیح مسلم روایت نموده، آمده است که پیامبر صلى الله علیه وسلم فرمودند: هر گاه ذی الحجه آغاز شد و کسی می‌خواست قربانی نماید، پس مو و ناخن‌هایش را کوتاه نکند.

و عبارت «کسی می‌خواست» دلیلی واضح بر این است که این قربانی به اراده و شوق شخص بستگی دارد، و مسأله‌ای که این گونه باشد، به طور یقین واجب نیست.

در روایتی دیگر که در صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل شده، آمده که پیامبر صلى الله علیه وسلم به ابوبرده که پیش از اقامه نماز عید قربانی خود را ذبح نموده بود، دستور داد که آن را اعاده نماید و فرمود: کسی که پیش از نماز قربانی را ذبح نماید، آن را اعاده کند. برخی از فقها از این دستور پیامبر صلى الله علیه وسلم این گونه متوجه شدند که این امر واجب است.

دلایل وجوب:

آیات و احادیثی که دلالت بر واجب بودن قربانی دارند، به شرح زیر هستند:

الف: آیات:

  1. خداوند متعال می‌فرماید: «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ» [الکوثر : ۲]؛ «پس‌ برای‌ پروردگارت‌ نماز بگزار و قربانی‌ کن».

خداوند متعال همان گونه که به نماز امر نموده، به قربانی نمودن نیز دستور داده و امر مطلقی که آمده، برای وجوب است.

قتاده‌، عطاء و عکرمه ‌می‌گویند: مراد از «وَانْحَرْ» ادای‌ نماز عید اضحی‌ و ذبح‌ قربانی‌ در آن‌ است‌. اما ابن‌کثیر می‌گوید: صحیح‌ آن‌ است‌ که‌ مراد از نحر، ذبح‌ حیوانات‌ هدیه‌ و قربانی ‌در حج‌ و مناسک‌ می‌باشد.[۴]

  1. «وَلِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَکًا لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ» [الحج : ۳۴]؛ «ما برای هر ملّتی (که پیش از شما به خدا ایمان داشته‌اند) قربانی را مقرّر کرده‌ایم، تا به نام خدا چهارپایانی را ذبح کنند که خدا بدیشان عطاء نموده است. خدای شما و ایشان خدای واحدی است، پس‌تسلیم فرمان او باشید، و (ای پیغمبر!) مژده بده مخلصان متواضع را (به بهشت و پاداش فراوان آفریدگارشان)».
  2. و هم‌چنین می‌فرماید: «وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَکُمْ فِیهَا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ کَذَلِکَ سَخَّرْنَاهَا لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (۳۶) لَنْ یَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَکِنْ یَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْکُمْ کَذَلِکَ سَخَّرَهَا لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِینَ» [الحج : ۳۶ ، ۳۷]؛ «ما (ذبح‌) شتران (و دیگر چهارپایان‌) را (‌در حج‌) برای شما از جمله مراسم و مناسک الهی قرار داده‌ایم‌، و در چنین حیواناتی، خیر (‌دنیا و اجر آخرت‌) شما است‌. پس در حالی که به صف ایستاده‌اند، (و آماده ذبح می‌باشند) نام خدا را بر آن‌ها ببرید، و هنگامی که بر پهلوهایشان افتادند، خودتان (‌اگر خواستید) از گوشت آن‌ها بخورید و به مستمند و به فقیر بخورانید. این‌گونه شتران را رام و مطیع شما کرده‌ایم تا این که سپاس‌گزاری کنید. گوشت‏ها و خون‌های قربانی‌ها هرگز به خدا نمی‌رسد و بلکه پرهیزگاری (و اخلاص‌) شما بدو می‌رسد. این‌گونه خداوند حیوانات را مسخر شما کرده است تا خدا را به خاطر این که هدایتتان نموده است، بزرگ دارید و (ای پیغمبر!) نیکوکاران را (به پاداش عظیم خدا) مژده بده.»

بـ. روایات

  1. ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده که رسول خدا صلى الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ وَجَدَ سَعَةً فَلَمْ یُضَحِّ فَلَا یَقْرَبَنَّ مُصَلَّانَا»[۵]؛ هر کسی که توان‌‌گر[۶] بود و قربانی ننمود، به مصلای ما نزدیک نگردد.
  2. هم‌چنین روایت نموده است که پیامبر صلى الله علیه وسلم فرمودند: «من کان له مال فلم یضح فلا یقربن مصلانا».[۷]

کاسانی در البدائع نوشته است: این سخن وعید و تهدیدی بر ترک قربانی است، و وعید تنها بر ترک واجب می‌آید.[۸]

  1. پیامبر خدا صلى الله علیه وسلم در روز دهم ذی الحجه فرمود: «مَنْ کَانَ ذَبَحَ قَبْلَ الصَّلَاةِ فَلْیُعِدْ»[۹]؛ هر کس که پیش از اقامه‌ی نماز عید قربانی‌اش را ذبح نموده، باید آن را اعاده نماید.
  2. عَنْ الْبَرَاءِ قَالَ ذَبَحَ أَبُو بُرْدَةَ قَبْلَ الصَّلَاةِ فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم أَبْدِلْهَا قَالَ لَیْسَ عِنْدِی إِلَّا جَذَعَةٌ قَالَ شُعْبَةُ وَأَحْسِبُهُ قَالَ هِیَ خَیْرٌ مِنْ مُسِنَّةٍ قَالَ اجْعَلْهَا مَکَانَهَا وَلَنْ تَجْزِیَ عَنْ أَحَدٍ بَعْدَکَ.[۱۰]

مولانا تهانوی گفته است: ظاهر از این سخن پیامبر صلى الله علیه وسلم که عوض آن، قربانی دیگری را قرار بده، این است که واجب بوده است.[۱۱]

  1. عَنْ جَبَلَةَ بْنِ سُحَیْمٍ أَنَّ رَجُلاً سَأَلَ ابْنَ عُمَرَ عَنِ الأُضْحِیَةِ أَوَاجِبَةٌ هِیَ فَقَالَ: «ضَحَّى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَالْمُسْلِمُونَ». فَأَعَادَهَا عَلَیْهِ. فَقَالَ: «أَتَعْقِلُ؟ ضَحَّى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَالْمُسْلِمُونَ».[۱۲]

جبلة بن سحَیم ‌گوید: مردی از ابن عمر رضی الله عنهما پرسید: آیا قربانی واجب است؟ فرمود: رسول الله صلى الله علیه وسلم و مسلمانان قربانی کرده‌اند. آن شخص دوباره سؤالش را تکرار نمود. ابن عمر رضی الله عنهما فرمود: نمی‌فهمی؟ پیامبر صلى الله علیه وسلم و مسلمانان قربانی نموده‌اند.

ظاهر جواب ابن عمر رضی الله عنهما این است که وی با این جوابش، خواست که وی را بر وجوب آن راهنمایی سازد؛ زیرا پرسش سائل از همین مطلب بود، اگر قربانی واجب نمی‌بود، به صراحت وجوبش را انکار می‌نمود، ولی وی مواظبت پیامبر صلى الله علیه وسلم و مسلمانان بر این امر را ذکر نمود و این بر وجوبش دلالت می‌کند، به این خاطر واجب بودن آن را به صراحت بیان نکرد که سائل گمان نبرد که قربانی مانند سایر فرایض، فرض است.[۱۳]

  1. عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ: أَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم بِالْمَدِینَةِ عَشْرَ سِنِینَ یُضَحِّی.[۱۴]

ابن عمر رضی الله عنهما گوید: پیامبر خدا صلى الله علیه وسلم ده سال در مدینه اقامت گزید که در هر ده سال، قربانی نمود.

این که پیامبر خدا صلى الله علیه وسلم پیوسته در طی ده سال قربانی نموده، نشان‌گر مواظبت رسول الله صلى الله علیه وسلم است و پایبندی وی بدون ترک، دلیل وجوب است.[۱۵]


[۱] . عمده‌ دلایل آنان از این قرار است:

٭ عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قَالَ: «إِذَا دَخَلَتِ الْعَشْرُ فَأَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یُضَحِّىَ فَلاَ یَمَسَّ مِنْ شَعْرِهِ وَلاَ مِنْ بَشَرِهِ شَیْئاً».

٭ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قَالَ: «ثَلاَثٌ هُنَّ عَلَیَّ فَرَائِضُ وَهُنَّ لَکُمْ تَطَوُّعٌ النَّحْرُ وَالْوِتْرُ وَرَکْعَتَا الضُّحَى». رواه احمد و البیهقی.

٭ قَالَ الشَّافِعِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ : وَبَلَغَنَا أَنَّ أَبَا بَکْرٍ الصِّدِّیقَ وَعُمَرَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا کَانَا لاَ یُضَحِّیَانِ کَرَاهِیَةَ أَنْ یُقْتَدَى بِهِمَا فَیَظُنُّ مَنْ رَآهُمَا أَنَّهَا وَاجِبَةٌ. مختصر المزنی و البیهقی فی السنن الکبرى.

[۲] . المجموع: ۸/۳۸۵؛ المغنی: ۹/۴۳۵؛ الحاوی الکبیر: ۱۵/۷۱؛ شرح الخرشی: ۳/۳۳؛ شرح الابی على صحیح مسلم: ۵/۲۹۰؛ تفسیر القرطبی: ۱۵/۱۰۸؛ بلغة السالک: ۱/۲۸۶؛ بدائع الصنائع: ۴/۱۹۲-۱۹۳؛ الهدایة مع تکملة شرح فتح القدیر: ۸/۴۲۵؛ تبین الحقائق: ۶/۲؛ مغنی المحتاج: ۶/۱۲۳؛ سنن الترمذی مع شرحه تحفة الاحوذی: ۵/۷۹؛ المحلى: ۶/۳. به نقل از المفصل فی احکام الاضحیة.

[۳] . شیخ الاسلام ابن تیمیه نوشته است: «وأما الأضحیة، فالأظهر وجوبها – أیضاً- فإنها من أعظم شعائر الإسلام، وهی النسک العام فی جمیع الأمصار، والنسک مقرون بالصلاة، فی قوله: «إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» [الأنعام : ۱۶۲] ، وقد قال تعالى: «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ» [الکوثر : ۲]، فأمر بالنحر کما أمر بالصلاة؛ وقد قال تعالى: «وَلِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَکًا لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ» [الحج : ۳۴] ، وقال: «وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَکُمْ فِیهَا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ کَذَلِکَ سَخَّرْنَاهَا لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (۳۶) لَنْ یَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَکِنْ یَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْکُمْ کَذَلِکَ سَخَّرَهَا لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِینَ» [الحج : ۳۶ ، ۳۷]. وهی من ملة إبراهیم الذی أمرنا باتباع ملته، وبها یذکر قصة الذبیح، فکیف یجوز أن المسلمین کلهم یترکون هذا لا یفعله أحد منهم، وترک المسلمین کلهم هذا أعظم من ترک الحج، فی بعض السنین. مجموع فتاوى شیخ الاسلام: ۲۳/۱۶۲.

[۴] . تفسیر انوار القرآن. مختصر تفسیر ابن کثیر از احمد محمد شاکر: ۳/۷۴۰.

[۵] . مسند الامام احمد (۸۲۷۳)؛ المستدرک للحاکم (۷۵۶۵)؛ سنن ابن ماجه (۳۱۲۳)؛ السنن الکبرى للبیهقی (۹/۲۶۰). امام ذهبی و حاکم گفته‌اند: این حدیث صحیح است.

[۶] . منظور از توان‌‌گر در این جا و سایر جاها در این کتاب، کسی است که صاحب نصاب زکات باشد و بر او زکات فرض باشد.

[۷] . المستدرک للحاکم (۷۵۶۵). امام ذهبی و حاکم هر دو این حدیث را صحیح گفته‌اند.

[۸] . بدائع الصنائع: ۴/۱۹۴.

[۹] . صحیح البخاری (۵۵۴۹) و صحیح مسلم (۱۹۶۰).

[۱۰] . صحیح البخاری (۵۵۵۷)؛ صحیح مسلم (۱۹۶۱)؛ مسند الامام احمد (۱۸۶۹۱).

[۱۱] . اعلاء السنن: ۱۷/۲۴۶.

[۱۲] . سنن ابن ماجه (۳۱۲۴)، سنن الترمذی (۱۵۰۶). قال ابوعیسى الترمذی: هذا حدیث حسن صحیح.

[۱۳] . تکملة فتح الملهم: ۳/۳۰۹.

[۱۴] . سنن الترمذی (۱۵۰۷)؛ مسند الامام احمد (۴۹۵۵). قال الترمذی: هذا حدیث حسن.

[۱۵] . تکملة فتح الملهم: ۳/۳۰۹.


Fatal error: Class 'Attachments' not found in /home3/faezin/public_html/wp-content/themes/32-Hedayat-2sweb.ir/single.php on line 12