smile-300x240

«زندگی شیرین است…»

این شعاری است که می‌باید در مسیر کوتاه زندگی همراه و هم‌سفر ما باشد و ما را بر انجام کارهای سازنده و مفید، برانگیخته کند. شادابی طبع در ابتدای هر کاری، سبب شوق و ازدیاد همت ما می‌شود تا به توفیق خداوند، به آنچه می‌خواهیم، برسیم. همین شادابی ضامن این است که بتوانیم سنگینی کارها را تحمل کنیم و قدر زندگی را بدانیم. ضامن این است تا در برابر سختی‌ها و مشکلات و حتیٰ دردهایی که متحمل می‌شویم، مقاومت کنیم. همین باور که زندگی شیرین است، سبب می‌شود تا لبخند همواره بر لبان ما شکل بندد؛ آرزوها در دل جوانه زند و هدف از زندگی مشخص شود. اینجاست که دیگر عمر ما بیهوده نمی‌گذرد و وقت ما تلف نخواهد شد (و از سردرگمی در زندگی نجات پیدا خواهیم کرد).

خیلی مهم است که به خودت اهمیت بدهی و برای به دست آوردن ”خوشبختی“ در تلاش باشی؛ زیرا اگر خوشبخت نباشی، هرگز نمی‌توانی از فرصت‌هایت بهره ببری و برای دیگران هم سودمند نخواهی بود، در نتیجه محال است که در کارت موفق شوی.

راه‌های شاد زیستناگر می‌خواهی اعصابت سالم بماند، باید از کار مستمر و همیشگی بپرهیزی، فرق نمی‌کند فکری باشد یا عملی؛ زیرا اعضای بدنت بر تو حقی دارند که باید آن را رعایت کنی. به اعصابت استراحت بده تا زندگی سالم و با عافیتی داشته باشی. این را بیاموز که چطور می‌توان در مدت کوتاهی به آرامش رسید. لازم نیست کار آن‌چنانی انجام دهی؛ فقط برای چند لحظه هم که شده به پرنده‌های آسمان نگاه کن، از مناظر سرسبزی که می‌بینی، از صدای شُرشُر آب لذت ببر. برای مدت کوتاهی ذهنت را از هر گونه فعالیتی باز دار.

∗ شغلت را دوست داشته باش؛ هر فردی به دنبال کسب رزقِ خویش است. شایسته هر فرد است که به شغلش عشق بورزد تا از رنج‌ها و مشقت‌های دوست نداشتن شغلش رهایی یابد؛ زیرا هر کس از شغلش راضی نباشد، مجبور است با وجود نالان و در عذاب بودن از آن، با آن بسازد.

∗ به آنچه داری راضی باش و از آن لذت ببر و سعی نکن برای لذت بردن، دنبال چیز عجیبی باشی (که نداری). زندگی زیباست اگر بدانی چگونه با وجود سادگی‌اش، از زیبایی‌های آن لذت ببری.

∗ برخی از مردم از آنچه دور و اطراف‌شان است، رضایت ندارند و از تکراری بودن بعضی از چیزها عصبانی می‌شوند و آن را بسان جهنم می‌شمارند. در واقع، عصبانی شدن از هر چیز، بی‌فایده بوده و ایراد گرفتن هم هیچ توجیهی ندارد.

بدون شک، رضایت به آنچه نصیب فرد شده است، به مراتب کار آسان‌ و ساده‌تری است. راحتی جسم، آسودگی ذهن و روان و لذت روح فقط در همین کار نهفته است. به دنبال چیزهایی گشتن که سبب خوشی و رضایت می‌شوند، آسان‌تر و سبک‌تر است از این که دنبال چیزهایی بگردیم که سبب عصبانی شدن و نارضایتی می‌شوند.

∗ در طی آزمایشی که دکتر ”کریس پیترسون“ بر روی دانشجویان یکی از دانشگاه‌های آمریکا انجام داد، از دانشجویان خواست تا در قالب یک ”نامه“ از هر کسی که خواستند و بابت هر چیزی که دلشان خواست، تقدیر و تشکر کنند. نتیجه‌ی این آزمایش این بود که این نامه‌ها در وجود آن‌ها چنان رضایت و خوشبختی پدید آورد که تا مدت‌ها آثارش باقی ماند.

رضایت، بر نیرو و حضور ذهن فرد می‌افزاید. پژوهشگران می‌گویند: «احساس رضایت فواید زیادی دارد؛ از جمله: خواب آرام، نیروی مزید جسمانی و برطرف کردن فشارهای عصبی.» در نتیجه از سلامتی برخوردار بوده و می‌توانی تمام کارهایت را به صورت تمام و کمال انجام دهی.

اگر احساس آزردگی و کسالت کردی، فقط کافیست برای چند دقیقه، قلم و کاغذی برداری و چیزهای کوچکی را که سبب شادمانی تو می‌گردند، یادداشت کنی. از کار نیکی که برای دوست خود انجام دادی، شروع کن؛ سپس غذاهایی را که دوست داری، یادداشت کن و بعد از آن کارهای مورد علاقه ات را بنویس، کارهایی که انجام آن برایت لذت بخش است.

همان‌گونه که خاطرات خوش زندگی تو، در راستای زدودن غم و اندوهت مانند اکسیری می‌مانند، اموری نیز وجود دارد که تو به سادگی از کنار آن می گذری در حالی که همه‌ی آن ها فوق العاده هستند (و می‌توانند سبب شادی‌ات گردند)؛ مثلا اینکه: سرپرست یک خانواده هستی، خانه‌ای داری و یا این که از نعمت سلامتی برخورداری.

∗ هر فردی هر کجا هم که باشد، نقاط ضعف و قوتی دارد و هر فردی گاهی در کارهایش موفق می‌شود و گاهی شکست می‌خورد، می‌افتد و برمی‌خیزد. گاهی پایش می‌لغزد، ولی بلافاصله بلند می‌شود؛ چنین نیست که هر وقت افتاد دیگر بلند نشود، آن هم نه اینکه گرد و خاک را از لباس‌هایش بتکاند، بلکه به اسباب افتادنش می‌اندیشد. در حقیقت این تفاوت دو اندیشه است: ١. مثبت (اعتماد به نفس)، ٢. منفی.

∗ ما به این که دیگران را ببخشیم، نیازمندیم؛ با این کار گویا خودمان را از دردها و ناراحتی‌ها می‌رهانیم. بی شک، بخشندگی و گذشت، انسان را به خوشبختی، محبت و رضای پروردگار می‌رساند. پس بیایید تا با سه اکسیر شاد زیستن که عبارت‌اند از: ١. محبت، ٢. خوشبختی، ٣. ایمان، از احساسات شگفت‌انگیزی که نزد ما است بهره ببریم. این سه اکسیر، سبب یکپارچگی و تندرستی درونی شده، فرد را از احساس گناه، نارضایتی و عدم پذیرش (آنچه بر خلاف میل و خواسته است) نجات می‌دهند.

∗ باید برای مقابله با مشکلات و اتفاقات زندگی  با حکمت و بصیرت موضع گیری کنی و سپس با جدیت و صبر بر آن استقامت نمایی. از موضع گیری‌های غیر ثابت و راه حل‌های گوناگون بپرهیز؛ زیرا اینها دردی را دوا نمی‌کنند، بلکه بر عکس همواره فکرت را مشغول کرده و با عث نگرانی‌ات می‌شوند.

∗ یکی از راه‌هایی که زندگی انسان را لذت بخش‌تر می‌کند، این است در کنار کار روزمره‌اش، سرگرمی مفید دیگری هم داشته باشد؛ زیرا تجربه‌های تازه، بازتاب زیبایی در وجود فرد ایجاد می‌کند. یک سرگرمی خوب می‌تواند برای فرد، تجارب جدیدی را درپی داشته باشد و تلاشش را هدر ندهد. هر دو فایده، لذت بخش هستند. کسی که سرگرمی نداشته باشد، وقت طولانی و خسته کننده‌ای را در پیش خواهد داشت که در خلال آن مجبور است به مشکلات و خستگی‌هایش بیندیشد. بهتر است که سرگرمی، مفید باشد و اساس آن، لهو و لعب قرار نگیرد.

∗ به سلامتی خودت اهمیت بده و ورزش کن؛ هرگز نباید از بدنت استفاده‌ی نادرست کنی (و بیش از حد از آن کار بگیری). جسم و بدنت را چنان ابزاری قرار ده که بتواند در اسرع وقت، تمام خواسته‌هایت را برآورده کند.

∗ در انتخاب غذایت هوشیار باش. سعی کن از میوه و سبزی‌های تازه  و از حبوبات و تولیدات غذایی طبیعی بخوری. به‌قدر امکان از غذا خوردنت لذت ببر.

البته لازم نیست بر آنچه ذکر شد، خیلی پافشاری کرده و به‌دنبال زندگی مرفهی باشی. در حدیث شریف آمده است: «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَتَصَدَّقُوا وَالبَسُوا فِی غَیْرِ إِسْرَافٍ وَلَا مَخِیْلَةٍ»؛ بخورید و بنوشید و صدقه دهید، البته از اسراف بپرهیزید و احساس فخر و تکبر نکنید. (صحیح الجامع: ۴۵۰۵)

∗ از غم و غضب بپرهیز؛ زیرا این دو، بزرگ‌ترین دشمن‌هایت هستند و فرجام مُهلکی دارند. غم و غصه واقعاً کُشنده است و لازم است با نیروی ایمان و اراده‌ات اسباب آن را از بین برده و نابودش کنی. راه مهار کردن خشم و غضب هم این است که در مقابل آن، حِلم و بردباری را سپر قرار دهی. روزت را با آرامش و لبخند آغاز کن، آن‌گاه تازه خواهی فهمید که اغلباً چیزی وجود ندارد که سبب خشم گردد (بلکه این خود فرد است که هر چیزی را سبب خشم و غضب می‌داند).

∗ طبیعی است که وقتی یکی از نزدیکان یا دوست صمیمی‌ات را از دست می‌دهی، دردمند و غمگین شوی؛ اینجاست که باید برای لحظاتی به خود اجازه دهی تا در مقابل مصیبت وارده احساس درد کنی و غمگین شوی، حتی اگر لازم شد بر فراق عزیزت گریه کنی. هرگز سعی نکن تا از بروز احساسات خود جلوگیری کنی؛ زیرا بروز دادن احساسات باعث آرامش و راحتی درونت می‌گردد و اگر خدا بخواهد، مصیبتْ هیچ گزندی به تو نخواهد رساند. در چنین مواقعی، یک دوست مخلص و یا یک مشاور دلسوز می‌تواند در برون‌رفت از فضای به وجود آمده (به سبب مصیبت)، نقش مهمی داشته باشد.

در آخر، این را فراموش نکنیم که باید در برابر مصایب، صبر پیشه کرد و به قضا و قدر الهی راضی شد. از همه مهم‌تر این‌که باید یقین کرد که هیچ انسانی برای همیشه زنده نمی‌ماند. چه زیباست که این دعای نبوی را وِرد کنیم: «اللَّهُمَّ أْجُرْنِی فِی مُصِیبَتِی وَأَخْلِفْ لِی خَیْرًا مِنْهَا.» زیرا این دعا سبب می‌شود تا مصیبت را فراموش کرده و در سایه قبول حقیقت به وقوع پیوسته و قانون زندگی، به آرامش برسیم.

«اللّٰهُمَّ أصْلِحْ لی دِینی الَّذی هُوَ عِصْمَةُ أمْرِی، وَأصْلِحْ لی دُنْیایَ الَّتِی فیها مَعاشِی، وأصْلِحْ لی آخِرَتِی الَّتی فیها مَعادی، وَاجْعَلِ الحَیاةَ زیادَةً لی فی كُلّ خَیْرٍ، وَاجْعَلِ المَوْتَ راحَةً لی مِنْ كُلّ شَرٍّ.»

خالد سعد النجار
ترجمه : محمد نارویی

Fatal error: Class 'Attachments' not found in /home3/faezin/public_html/wp-content/themes/32-Hedayat-2sweb.ir/single.php on line 12